نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 191
رویدادهای تاریخ اسلام از 51 ـ 60 ق
سال 51 ق = 671 ـ 672 م
رویدادها
زیاد بن ابیه، حجر بن عدی و یارانش را دستگیر کرده آنان را نزد معاویه فرستاد در نتیجه، حجر و تعدادی از یارانش در «مرج عَذرا»، نزدیک دمشق به سبب تقبیح سیاستهای معاویه و قیام علیه او و دشنام آشکار معاویه در انظار مردم، کشته شدند. به فرمان زیاد بن ابیه پنجاه هزار نفر با خانوادههایشان از بصره و کوفه به خراسان کوچ داده شدند. غالب کوچیان، از شیعیان و بادیهنشینان بودند. معاویه برای ولایتعهدی پسرش، یزید بیعت گرفت.
وقایع نظامی
فتوحات و لشکرکشیها
خراسان: ربیعبنزیاد به بلخ و قهستان و سپس به ماوراءالنهر حمله کرد.
سرزمین روم: بسر بن ارطاة، با نیروهای جنگ تابستانی به روم حمله کرد.
درگذشتگان
سعید بن زید عدوی.
عبدالرحمان عنزی.
جریر بجلی.
حجر بن عدی کندی.
عثمان بن ابی العاص.
سعید بن زید عدوی
سعید بن زید بن عمرو بن نفیلِ عدویِ قرشی، از بهترین صحابه و از مسلمانان نخستین بهشمار میرود. به حبشه هجرت کرد و در همه جنگهای اسلام غیر از جنگ بدر شرکت جُست. علت عدم حضور او در جنگ بدر آن بود که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله وی را برای انجام مأموریتی به شام اعزام کرده بود لذا پیامبر صلیاللهعلیهوآله سهمیهای از غنیمتهای جنگ بدر را برایش تعیین نمود. سعید بن زید یکی از ده تنی است که به آنان بشارت بهشت داده شده است. او همچنین در جنگ یرموک و محاصره دمشق حضور داشت و عمر بن خطاب پس از فتح دمشق، او را والی آنجا کرد و وی نخستین والی دوران اسلامی دمشق، پس از فتح آن بود. او پسرعموی عمر بن خطاب است و جد اعلای هر دو، نفیل است. همسر سعید، فاطمه، خواهر عمر و خواهرش، عاتکه، دختر زید، همسر عمر بود که پس از مرگ عبدالله بن ابیبکر، شوهر عاتکه، با وی ازدواج کرد. عبدالله بن ابیبکر در سال 11 ق به زخم تیری که در جریان روز طائف به او اصابت کرد، درگذشت.
سعید بن زید از نظر سابقه و بزرگی چیزی از اعضای شورا کم نداشت، اما عمر، سعید را چون شوهر خواهرش بود در شورا شرکت نداد. سعید بن زید در مکه تولّد یافت و در مدینه درگذشت.[2]
عبدالرحمان عنزی
عبدالرحمان بن حسان عَنزی از قبیله بنی ربیعه، قهرمانی قوی پنجه و از یاران علی بن ابیطالب بود. او در کوفه اقامت گزید و مردم را علیه بنیامیه تحریک کرد، تا اینکه زیاد بن ابیه او را دستگیر و به شام فرستاد. در آنجا معاویه از وی خواست تا از علی بیزاری جوید، اما عبدالرحمان با تندی به وی پاسخ داد و درخواست وی را رد کرد. معاویه او را نزد زیاد بن ابیه برگرداند و زیاد هم او را زنده به گور کرد.[3]
جریر بجلی
ابوعمرو، جریر بن عبدالله بجلی، رئیس قبیله بجیله در سال پایانی عمر پیامبر صلیاللهعلیهوآله ، اسلام آورد. قبل از ورود جریر بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله ، آن حضرت فرمود: بابرکتترین فرد بر شما رخ مینماید که گویی نشانه پادشاهی بر رخسارش دارد، آنگاه جریر نمایان شد. او چون بر رسولالله صلیاللهعلیهوآله وارد گردید، حضرت او را اکرام کرد و فرمود: هرگاه کریم و بزرگوار قومی بر شما وارد شد، او را اکرام کنید. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله او را به ذوالکلاع و ذُورَعین در یمن گسیل داشت و او بتخانه قبیله خَثعَم را که کعبه یمانی نامیده میشد، ویران کرد. جریر در فتوحات عراق، رشادتهایی از خود نشان داد و یاور ابوموسی اشعری در فتح شوشتر و همدان بود.
جریر به کوفه درآمد و آنگاه رهسپار قرقیسیا ( 328) شد و به سال 51 ق و بنابر قولی در سال 54 ق در قرقیسیا درگذشت.[4]
حِجر بن عدی
حجر بن عدّی بن جبله کندی، مشهور به حِجر الخیر، از پیشگامان صحابه که به خدمت پیامبر صلیاللهعلیهوآله شتافت. وی در نبرد قادسیه شرکت کرد. حجر از یاران علی بن ابیطالب بود و در دو جنگ جمل و صفین، در رکاب ایشان حاضر شد. او در کوفه رحل اقامت افکند ؛ تا اینکه زیاد بن ابیه والی کوفه شد. زیاد حجر را خواست و او را از قیام علیه بنیامیه برحذر داشت.
دیری نپایید که حجر مردم را به ستیز علیه آنان فراخواند و در نهان، قیام علیه امویان را تدارک دید، لذا حجر به دمشق آورده شد و معاویه دستور قتل او را صادر کرد لذا در «عذرا»، نزدیک دمشق به قتل رسید. معاویه بعدها از کشتن حجر پشیمان شد و عبدالله بن عمر در مرگ او گریست.[5]
[ 1 ] . شنبه اول محرم سال 51 = هیجدهم ژانویه سال 671 ؛ پنجشنبه 24 ذیالحجه سال 51 = اول ژانویه سال 672 .