نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 193
علی بن ابیطالب، بیرون آورد. در سال 45 ق معاویه ولایت افریقیه را به او سپرد، اما در سال 49 ق او را از این سمت عزل کرد و عقبة بن نافع را به جای وی حاکم آن ناحیه گرداند.[1]
پی نوشتها
[1] . پنجشنبه اول محرم سال 52 = هشتم ژانویه سال 672 ؛ یکشنبه 29 ذی الحجه سال 52 = 26 دسامبر سال 672 .
مسلمة بن مخلد، فرمانروای مصر به تجدید بنای مسجد عمرو بن عاص پرداخت و برای آن، گلدستهای ساخت او نخستین کسی است که برای مسجدها گلدسته ساخت.
مرگ زیاد بن ابیه، امیر و حاکم عراق و ناحیه مشرق و نصب فرزندش، عبیدالله بن زیاد بر کوفه و سمرة بن جندب بر بصره و سپس عزل سمره و نصب عبدالله بن عمرو بن غیلان بر آن سامان.
گماردن عباد بن زیاد بن ابیه بر امارت سیستان.
نصب عمرو بن سعید بن عاص بر مکه و مدینه.
وقایع نظامی
جنگها و فتوحات
سِند: عبّاد بن زیاد، حاکم سیستان، به ناحیه سند لشکر کشید و شهرهایی را در آنجا فتح کرد.
حمله رومیان به مصر: رومیان به مصر حمله کردند و به شهر «برلّس» وارد شدند، اما در نبردی که طی آن تعدادی از مسلمانان به شهادت رسیدند، عقبنشینی کردند.
محاصره قسطنطنیه: معاویة بن ابی سفیان هجومی را از راه خشکی تحت فرماندهی پسرش، یزید و هجومی دریایی را به فرماندهی فرماندهان عالیرتبه نیروی دریایی، جنادة بن ابی امیّه، سفیان بن عوف ازدی و عبدالله بن مسعده تدارک دید. ناوگان دریایی اسلامی در دریای مرمره، جزیرهای را در نزدیکی قسطنطنیه به تصرف خود
درمیآورد. جزیره «ارواد»، «کزیکوس» نامیده میشد. مسلمانان، این جزیره را پایگاه نظامی خود قرار دادند و هفت سال قسطنطنیه را به محاصره خویش درآوردند، ولی به علت بهکارگیری گلولههای آتشین از سوی رومیان ـ که آن را آتش یونانی یا اغریقی مینامیدند ـ بازگشتند.
و در سال 59 ق (679 م) به هنگام بازگشت، توفانی دریایی، ناوگان عربی را درهم کوبید.
درگذشتگان
ربیع بن زیاد حارثی.
زیاد بن ابیه.
عبدالرحمان بن ابیبکر.
عبدالله حارثی.
فضالة بن عبید انصاری.
فیروز دیلمی.
ربیع بن زیاد حارثی
ربیع بن زیاد بن انس حارثی از قبیله بنی دیّان و امیری فاتح بود که دوران نبوّت را درک کرد. در فتح ایران و عراق شرکت داشت و در سال 17 ق مناذر را گشود و در زمان عبدالله بن عامر بن کریز، حاکم بصره، سیستان و کرمان را فتح کرد. وقتی زیاد بن ابیه پس از عبدالله بن عامر عهدهدار امارت بصره شد وی را به خراسان فرستاد و او شهر بلخ را به تصرف درآورد.(3)
زیاد بن ابیه
زیاد، نامش ابومغیره بود و به جهت اختلاف در نام پدرش، ابن ابیه (فرزند پدرش) نامیده شد. بعضی پدر او را عبید ثقفی و برخی دیگر ابوسفیان دانستهاند. مادرش، سمیه کنیز حارث بن کلده ثقفی در طائف بود. از اینرو، عبید ثقفی همپیمان حارث بن کلده، زیاد را فرزند خویش خواند. گفته میشود: ابوسفیان کمی پیش از مرگش و در حضور برخی شاهدان اعتراف کرد که وی با مادر زیاد همبستر شده و او از وی باردار شده است. خداوند مهارت و شجاعت کمنظیری به زیاد بخشیده بود و همین امر، ابوسفیان را بر آن داشت که اعتراف نماید، پدر اوست. فقط در دوران معاویه بود که نسبت واقعی زیاد مشخص گردید. در سال 44 ق معاویه برای بهرهگیری از استعدادها و توانمندیهای او اعتراف کرد که برادر اوست و از آنزمان زیاد را زیاد بن ابیسفیان نامیدند، ولی اسم مشهور وی همان زیاد بن ابیه بود.
حسن بصری و برخی فقهای دیگر، این الحاق را رد کردند و در این مقام به فرموده پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله استناد کردند که فرموده بود: