responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 196

داد؟ قتاده گفت: ما را فرمان داد که شکیبایی پیشه کنیم. معاویه گفت: پس صبر و شکیبایی پیشه سازید.[1]

أسامة بن زید

ابومحمد، أسامة بن زید بن حارثة بن شراحیل کلبی، از نخستین کسانی بود که اسلام آورد. مادرش امّ ایمن (برکة) کنیز رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و پدرش زید از اسیران است.

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله پیش از بعثتش او را خریده و آزاد کرده بود. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله أسامه را که هیجده سال داشت، به فرماندهیِ سپاهی بزرگ گمارد و وی را به شام گسیل داشت، اما پیش از حرکت این سپاه، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به دیدار حق شتافت و ابوبکر فرماندهی اسامه را ابقا کرد و او به «بلقاء» و «أذرعات» و «موته» حمله کرد و پس از چهل روز با غنایم به دست آمده بازگشت.

اسامه پس از مرگ عثمان، از آشوب‌ها کنار کشید ( 334)و در مدینه درگذشت. او «محبوب رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله » نامیده می‌شد، زیرا حضرت او را دوست می‌داشت وی فرمود: اسامة بن زید عزیزترین مردم در نزد من است.[2]

جویریه دختر ابوسفیان

او خواهر معاویه و دختر ابوسفیان است که نخست با سائب بن ابی حبیب اسدی‌ازدواج کرد و پس از سائب همسر عبدالرحمان بن حارث بن امیّه شد، اما نه برای سائب فرزند آورد و نه برای عبدالرحمان. او زنی مجاهد و جلیل‌القدر بود و در جنگ یرموک جهاد کرد و با دشمنان به سختی جنگید. تاخت و تازهای وی در نبردها نشانه دلاوری و سلحشوری‌اش بود.[3]

حسان بن ثابت

ابوالولید، حسان بن ثابت بن منذر بن حرام نجّاری خزرجی انصاری، از جمله شعرایی بود که جاهلیت و اسلام را درک کرد. وی شاعری پرآوازه و از یاران پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بود که از آن حضرت دفاع و هجو کنندگانش را هجو کرد. مدیحه‌سرایی‌های پیش از اسلام او درباره غسانی‌ها و پادشاهان حیره مشهور است. به سبب مرض و به گفته‌ای ترس و واهمه از جنگ در هیچ معرکه‌ای با پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نبود. وی از طرفداران عثمان بود که از بنی امیّه علیه علی بن ابی‌طالب پشتیبانی می‌کرد. بعضی نکات حکمت‌آمیز در اشعارش وجود دارد. از جمله اشعاری که بدان مثل زده می‌شود، ابیات ذیل است:

«با مال و دارایی‌ام حفظ آبروی خویش کرده و آن را آلوده نمی‌کنم ؛ (و چون) آبرو بر باد رود، خدا، مال به جای مانده را مبارک نگرداند.

چرا که اگر مال از دست برود راه چاره یافته آن را می‌یابم ؛ اما هیچ چاره‌ای برای کسب آبروی از دست رفته نمی‌توان اندیشید».

وهم‌چنین این ابیات:

«اگر انسان صبح و شام کرد و از گزند مردم در امان ماند و چیزی برای زندگی به‌دست آورد همو خوشبخت است.

و اگر انسانی ثروتمند شد، ولی به نزدیکان و نیازمندان رسیدگی ننمود ؛ چنین کسی فقیر است.

در صورتی که فردی برای دست‌یابی به ثروت، با مردمان دشمنی کرد و غنای خویش را از خداوند طلب ننمود هر آینه او حسود است».

و باز می‌گوید:

«چه بسا علمی که فقر، آن را ضایع گرداند ؛ و چه بسا نادانی و جهلی که ثروت و مکنت، آن را بپوشاند».

حسان بن ثابت در مدینه درگذشت.[4]

حکیم بن حزام

ابوخالد، حکیم بن حزام بن خویلد بن اسد بن عبدالعزّی قرشیِ اسدی و پسر برادر حضرت خدیجه، دختر خویلد و همسر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله است. حکیم پیش از بعثت و بعد از آن، دوست پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بود. هنگامی که قریش با بنی‌هاشم قطع رابطه اجتماعی ـ اقتصادی کردند، حکیم بن حزام به احترام پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و عمه‌اش خدیجه از این کار سر باز زد. لذا وقتی قافله‌ای از شام می‌رسید، کالاهای آنان را می‌خرید و خوراک و پوشاک برای بنی‌هاشم می‌برد. او همراه مشرکان در جنگ بدر شرکت کرد و چیزی نمانده بود که حمزة بن عبدالمطلّب او را بکشد، اما از دست او نجات یافت. از آن پس هرگاه سوگند یاد می‌کرد، می‌گفت: قسم به آن که روز بدر مرا نجات بخشید.

حکیم در روز فتح مکه همراه فرزندانش اسلام آورد و حدیث پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در آن روز درباره وی بود: «من دخل دار أبی سفیان فهو آمن ومن دخل دار حکیم بن حزام فهو آمن».[5]

او از سران و کریمان قریش و از جمله آگاه‌ترین ایشان به علم انساب بود. او بسیار نیکی می‌کرد و صدقه می‌داد و بنده آزاد می‌کرد. در مراسم حجّی صد شتر و هزار گوسفند قربانی کرد و نیز در عرفات صد غلام را حاضر کرد که در گردن‌هایشان گردن‌بندهایی از نقره بود و بر آنها نوشته شده بود: اینان آزاد شدگان در راه خدا از سوی حکیم بن حزام هستند، آن‌گاه همه آنان را آزاد کرد. وی صاحب دارالندوه بود. معاویه به کارگزارش در مکه نوشت که آن‌جا را از حکیم خریداری کند و او نیز آن را به صدهزار [درهم] فروخت. ابن زبیر که از این معامله آگاه شد به او گفت:

جایگاه مجد و شرافت پدرت را فروختی؟ حکیم پاسخ داد: ای



[1] . سیر اعلام النبلاء، ج2، ص 321 و 326 ؛ تاریخ بغداد، ج1، ص 159.


[2] . الاعلام زرکلی، ج1، ص 281 ؛ الإصابه، ج1، ص 49 ؛ سیره ابن هشام، ج2، ص 365 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج2، ص 64 ؛ المحبّر، ص128 ؛ البدایة والنهایه، ج8 ، ص 67 ؛ اُسد الغابه، ج1، ص 64 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج2، ص 254 و362 ؛ دایرة المعارف الاسلامیه، ماده «اسامة بن زید» ؛ انساب الاشراف، ج1، ص 473.


[3] . المحبّر، ص104 ؛ الإصابه، ج4، ص 258 ؛ اعلام النساء، ج1، ص228.


[4] . الاعلام زرکلی، ج2، ص 188 ؛ الإصابه، ج1، ص 226 ؛ الأغانی، ج4، ص 134 ؛ شذرات الذهب، ج1، ص 60 ؛ اُسد الغابه، ج2، ص5 و 7 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج2، ص 366 و 374 ؛ بروکلمان، ج1، ص 152.


[5] . هرکسی وارد خانه ابوسفیان و حکیم بن حزام شود در امان است.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 196
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست