نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 197
پسر برادر! همه مکارم از میان رفت و دیگر به جز تقوا و کرم، شرافتی نیست. برادرزاده! من در زمان جاهلیت آن را در مقابل خم شرابی خریدم و اکنون با آن خانهای در بهشت میخرم و اینک تو را گواه میگیرم که آن (پول) را در راه خدا مصرف میکنم. گفتهاند حکیم بن حزام شصت سال عمر خویش را در جاهلیت و همین مقدار را در زمان اسلام سپری کرد.[1]
سُحبان بن وائل
او سُحبان بن زفر بن ایاس وائلی است که نسبش به وائل بن معدّ بن مالک از تیره قیس عیلان میرسد. سخنوری بود که در فصاحت و شیواییِ سخن به او مثل میزنند. و میگویند: فلانی سخنورتر و فصیحتر از سحبان است. او نخستین فردی است که «امّا بعد» را در سخنانش بهکار برد. او در حال سخنرانی عرق میریخت، ولی کلمهای را دوبار تکرار نمیکرد.
روزی بر معاویة بن ابیسفیان وارد شد. عدهای از خطیبان و سخنوران یمن نزد او بودند. و چون سحبان را دیدند، مجلس را ترک کردند، چرا که خود را در برابر او ناتوان میدیدند. سحبان گفت:
«یمنیها دانستند که من وقتی که «امّا بعد» را بر زبان میرانم، یکتا سخنور و خطیب ایشان هستم».
آنگاه معاویه به او گفت: خطابه ایراد کن!
سحبان گفت: عصایی به من بدهید، تا کژی خویش را راست نمایم.
گفتند: تو در پیشگاه معاویه با آن چهخواهی کرد؟ گفت: همان کاری که موسی علیهالسلام به هنگام سخن با پروردگارش با عصا میکرد. آنگاه عصا را گرفت و از ظهر تا نزدیک عصر سخن گفت بهگونهای که نه سینهاش را صاف کرد و نه سرفه نمود و نه در میان سخنانش درنگ ایجاد شد و نه سخنانی را دو بار به کار گرفت و هنوز توان آن را داشت سخنانش را به همان منوال ادامه دهد که خطبه را به پایان رساند.
آنوقت معاویه گفت: تو سخنورترین فرد عرب هستی.
سحبان گفت: نه، فقط عرب نه ؛ من سخنورترین فرد جن و اِنسم. معاویه گفت: همینطور است.
سحبان در زمان جاهلیت شهرت یافت و مدّتی را در عصر اسلام زیست. او در زمان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله اسلام آورد، اما با حضرت ملاقاتی نداشت. وی در زمان حکومت معاویه در دمشق اقامت گزید.[2]
سفیان بن عوف
سفیان بن عوف ازدی غامدی، یکی از اصحاب دلاور و قهرمان رسول الله صلیاللهعلیهوآله بود که به هنگام فتح شام، همراه ابوعبیده جراح بود. معاویه بن ابیسفیان فرماندهی دو سپاه جنگ تابستانی را به او سپرد و او پیروز
شد و به شهرت رسید. سپس او را در سال 43 ق با سپاهی که فرماندهی آن را پسرش، یزید بن معاویه به عهده داشت، برای جنگ به قسطنطنیه گسیل داشت، اما دیری نپایید که در راه درگذشت. وقتی خبر مرگ او اعلان شد، مردم در مساجد جمع شدند و بر او گریستند.[3]
سهم بن غالب
سهم بن غالب هجیمی از رهبران شورشیان علیه معاویه است. او به سال 45 ق در بصره قیام کرد و آن قدر جنگید که همه یارانش جان باختند. از اینرو مخفی شد. زیاد بن ابیه در جستجوی او برآمد، اما سهم متواری گشت و پیوسته تعقیب میشد تا اینکه عبیدالله بن زیاد او را در بصره دستگیر کرد و او را به قتل رساند.[4]
معن بن یزید
معن بن یزید بن اخنس سلمی، از تیره بنی مالک بن خفاف از قبیله سلیم بود. او همچنین از جمله صحابهای است که جایگاه ممتازی نزد عمر بن خطاب داشت. در فتح مصر و دمشق حضور داشت و در جنگ صفین همراه معاویه شرکت کرد. او همچنین در جنگ مرج راهط در رکاب ضحّاک بن قیس بود و در آن نبرد جان باخت.[5]
پی نوشتها
[1] . جمعه اول محرم سال 54 = 16 دسامبر سال 673 ؛ یکشنبه هفده محرم سال 54 = اول ژانویه سال 674 .