responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 201

عایشه دختر ابوبکر

عایشه، دختر ابوبکر تیمی قرشی است. مادرش، ام رومان، دختر عمرو بن عامر از شاخه بنی مالک از قبیله کنانه بود. پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله ، پس از وفات خدیجه، عایشه را، که شش ساله بود، در مکه به عقد خود در آورد، اما پس از آمدن به مکه و هنگامی که عایشه نه سال داشت، با او عروسی کرد. عروسی حضرت با او، در ماه شوال سال اول هجری انجام شد. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله کنیه او را امّ عبدالله گذاشت. عبدالله، اسم خواهرزاده عایشه (عبدالله بن زبیر) بود. عایشه از محبوب‌ترین زنان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به‌شمار می‌رفت ( 339)و از آن حضرت، بیشترین روایت را نقل نموده است. وقتی پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله درگذشت، او هیجده ساله بود. بنابراین، نه سال با پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله زندگی کرد. عایشه در زمان حیات عثمان، بر وی خشم گرفت و پس از کشته شدن وی، علی بن ابی‌طالب را مورد غضب قرار داد. لذا همراه زبیر بن عوام و طلحة بن عبیدالله، به خون‌خواهی عثمان علیه علی بن ابی‌طالب قیام کرد و به جنگ او آمد. در جنگ بر کجاوه‌ای بر پشت شتری نشسته بود. لذا این جنگ جنگ جَمَل نامیده شد.

عایشه در مدینه درگذشت و در بقیع مدفون گشت.[1]

عروة بن حدیر

ابوبلال، عروة بن حدیر بن عامر تمیمی، معروف به «عروة بن اُدیّه» است. اُدیّه مادربزرگ او بود که عروه و برادرش، مرداس بن حدیر، منسوب به او هستند. وی از جمله خوارجی بود که علیه علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام قیام کرد و نخستین کسی بود که «لا حکم إلاّ للّه» را بر زبان آورد. و نیز اولین فردی بود که بر روی مخالفان حکمیّت، شمشیر کشید. او تا زمان معاویة بن ابی سفیان زیست تا این‌که نزد زیاد بن ابیه آورده شد. زیاد درباره ابوبکر و عمر از او سئوال کرد و عروه پاسخ داد: آنان خوبند. سپس درباره عثمان و علی از او پرسید و او شش سالِ نخستِ خلافت عثمان را ستود و به کفر وی در بقیه مدت خلافتش گواهی داد و علی را تا روز حکمیت ستود، ولی او را بعد از آن ماجرا کافر دانست.

سپس زیاد درباره معاویه از وی پرسید. عروه به زشتیِ تمام، وی را دشنام داد. سرانجام درباره خودش از او سئوال کرد. عروه با درشتی به وی پاسخ داد. به هرحال، زیاد او را به حال خود واگذارد. چون که ولایت عراق به عبیدالله بن زیاد رسید، عروه را کشت. سبب کشته شدن عروه از این قرار بود: ابن زیاد برای شرط‌بندیی بیرون رفت و هنگامی که به انتظار اسب‌های شرکت کننده در شرط‌بندی نشست، عده‌ای از مردم از جمله عروه، دور او جمع شدند. عروه در این میان نزد ابن زیاد آمده تا او را موعظه کند و از جمله برای او این آیه را خواند: « أتبنون بکل ریع آیةً تعبثون وتتخذون مصانع لعلکم تخلدون واذا بطشتم بطشتم جبارین»[2].

وقتی عروه این را گفت، ابن زیاد فکر کرد که او این سخن را نگفته است، مگر این‌که عده‌ای را برای پشتیبانی از سخنانش به همراه دارد. لذا برخاست و شرط‌بندی را رها ساخت و از آن‌جا رفت. به عروه گفته شد: او حتماً تو را خواهد کشت. عروه نیز مخفی شد و ابن زیاد به جستجویش پرداخت، ولی عروه گریخت و به کوفه آمد، اما در آن‌جا دست‌گیر شد و او را نزد ابنزیاد آوردند. ابنزیاد دست‌ها و پاهایش را قطع کرد، سپس او را صدا زد و گفت: اوضاع را چگونه می‌یابی؟ عروه پاسخ داد: می‌بینم که تو دنیای من و آخرت خودت را تباه کردی.

آن‌گاه ابن زیاد او و پسرش را به قتل رسانید.[3]

عقبة بن عامر جهنی

ابوحماد و ابو مسعود، عقبة بن عامر بن جهنی می‌باشد. وی از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله روایات زیادی نقل کرده است و تعدادی از صحابه و تابعین از وی روایت کرده‌اند. او قاری قرآن، آگاه به فقه و تقسیم میراث، شیوا سخن، نویسنده و شاعر بود. وی سرپرست پیکی بود که خبر فتح شام را به اطلاع عمر بن خطاب رسانید، او در جنگ صفین با معاویه همراه بود. معاویه در سال 44 ق ولایت مصر را به او داد و در سال 47 ق او را برکنار کرد و برای جنگ به قبرس فرستاد.[4]

یزید رهاوی

یزید بن شجره رهاوی منسوب به شهر «رها» یا قبیله‌ای عرب به نام «رهاوه» فرمانده‌ای قاطع و از یاران معاویة بن ابی‌سفیان بود. به او بزرگِ مردمِ شام می‌گفتند. از جنگ‌آوران دریا بود که در نبردی دریایی در سال 58 ق کشته شد.[5]

پی نوشت‌ها



[1] . سه‌شنبه اول محرم سال 58 = سوم نوامبر سال 677 ؛ جمعه اول ربیع‌الاول سال 58 = اول ژانویه سال 677 .


[2] . الاعلام زرکلی، ج3، ص 296 ؛ بلاذری، ص259 و 260 ؛ اُسد الغابه، ج3، ص 30 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج2، ص 39 ؛ تاریخ طبری، ج4، ص53.


[3] . الاعلام زرکلی، ج4، ص50 ؛ الإصابه، ج4، ص 348 ؛ الاستیعاب، ج3، ص1881 ؛ تاریخ طبری، ج3، ص465 ؛ عقد الفرید، ج1، ص113 ؛ المحبّر، ص81 و 82 ؛ البدایة والنهایه، ج8 ، ص91 ؛ اُسد الغابه، ج7، ص 88 و 192 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج2، ص 98 ؛ الطبقات الکبری، ج8 ، ص 58.


[4] . شعراء (26) آیه‌های 128، 129 و 130 : آیا بر فراز هر بلندی به بیهودگی برجی برمی‌آورید و بدین پندار که همواره زنده‌اید کوشک‌هایی بنا می‌کنید و چون انتقام گیرید، چون جباران انتقام می‌گیرید؟.


[5] . الاعلام زرکلی، ج5، ص 16 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج3، ص203 ؛ مبرّد، الکامل، ج2، ص 128 و 165 ؛ الملل والنحل، ج1، ص 117 و 118 ؛ المعارف، ص410.

[ 6 ] . الاعلام زرکلی، ج5، ص37 ؛ تذکرة الحفّاظ، ج1، ص 42 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج2، ص 334 ؛ المحبّر، ص294 ؛ الولاة والقضاة، ص36 ؛ النجوم الزاهره، ج1، ص 136.

[ 7 ] . الاعلام زرکلی، ج9، ص 237 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج1، ص 197 ؛ النجوم الزاهره، ج1، ص 118، 138 و 148 ؛ تاریخ طبری، ج5، ص309 ؛ المعارف، ص 448.

[ 1 ] . الاعلام زرکلی، ج4، ص50 ؛ الإصابه، ج4، ص 348 ؛ الاستیعاب، ج3، ص1881 ؛ تاریخ طبری، ج3، ص465 ؛ عقد الفرید، ج1، ص113 ؛ المحبّر، ص81 و 82 ؛ البدایة والنهایه، ج8 ، ص91 ؛ اُسد الغابه، ج7، ص 88 و 192 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج2، ص 98 ؛ الطبقات الکبری، ج8 ، ص 58.

[ 2 ] . شعراء (26) آیه‌های 128، 129 و 130 : آیا بر فراز هر بلندی به بیهودگی برجی برمی‌آورید و بدین پندار که همواره زنده‌اید کوشک‌هایی بنا می‌کنید و چون انتقام گیرید، چون جباران انتقام می‌گیرید؟.

[ 3 ] . الاعلام زرکلی، ج5، ص 16 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج3، ص203 ؛ مبرّد، الکامل، ج2، ص 128 و 165 ؛ الملل والنحل، ج1، ص 117 و 118 ؛ المعارف، ص410.

[ 4 ] . الاعلام زرکلی، ج5، ص37 ؛ تذکرة الحفّاظ، ج1، ص 42 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج2، ص 334 ؛ المحبّر، ص294 ؛ الولاة والقضاة، ص36 ؛ النجوم الزاهره، ج1، ص 136.

[ 5 ] . الاعلام زرکلی، ج9، ص 237 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج1، ص 197 ؛ النجوم الزاهره، ج1، ص 118، 138 و 148 ؛ تاریخ طبری، ج5، ص309 ؛ المعارف، ص 448.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 201
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست