responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 209

اندک دیگری، کسی باقی نماند. از سوی دیگر، عبیدالله بن زیاد، حر بن یزید تمیمی را با هزار سوار جنگی برای پیشگیری و بستن راه حسین اعزام کرد. حر در محلی موسوم به «ذو حسم» به او برخورد، اما به او آسیبی نرسانید ؛ زیرا از ریختن خون او می‌ترسید. سپس عبیدالله بن زیاد، عمر بن سعد بن ابی‌وقاص را با چهار هزار جنگ‌جو فرستاد. عمر توانست با حسین به توافق برسد که یا به مدینه برگردد و یا رهسپار یکی از سرزمین‌های مسلمانان شود و بدین ترتیب، در شمار مجاهدان راه خدا قرار گیرد. و یا این‌که به نزد یزید بن معاویه در دمشق رود.

عمر این پیشنهاد را برای عبیدالله فرستاد و عبیدالله آن را پذیرفت، اما در این میان، مردی از سران هوازن به نام شمر بن ذی الجوشن به عبیدالله گفت: آیا این را از او می‌پذیری؟ به خدا سوگند، اگر حسین از این سرزمین رفت و دستش را در دستت نگذاشت، هر آینه او از قدرت و عزت بیشتری برخوردار می‌شود و بر تو نیز ضعف و ناتوانی بیشتری نصیب می‌گردد. ابن زیاد گفت: نظر درستی است. لذا ابن زیاد نامه تندی برای عمر بن سعد فرستاد و به او دستور داد تا حسین و یارانش را به نزد وی بفرستد و چنان‌چه حسین از پذیرش فرمان خودداری کند، با او بجنگد. حسین از تسلیم شدن خودداری کرد. بنابراین، جز جنگ راهی باقی نماند. ابنزیاد، شمر بن ذی الجوشن را به جنگ حسین فرستاد و او را فرمانده لشکر نمود. عمر بن سعد بن ابی‌وقاص نیز در جنگ علیه حسین شرکت کرد، اما از کشتن او پرهیز کرد. ( 369)در این میان، حرّ تمیمی به حسین پیوست و همراه او جنگید تا کشته شد. در آن‌جا نبردی نابرابر رخ داد که در آن، یاران حسین، یکی پس از دیگری به قتل رسیدند، اما حسین به جنگ ادامه داد تا این‌که زرعة بن شریک تمیمی ضربه‌ای بر شانه او زد. سپس، سنان بن انس ضربه‌ای با نیزه بر او وارد کرد و او را از پای درآورد و آن‌گاه سرش را از تن جدا کرد.

در بدن حسین بن علی 33 زخم نیزه و سی ضربه شمشیر یافت شد. قتل او در دهم محرم سال 61 ق رخ داد. در نبرد کربلا برادران حسین ؛ یعنی جعفر، عثمان، عباس، محمد، عبیدالله، ابوبکر و همین طور دو فرزندش، علی و عبدالله نیز به قتل رسیدند. به‌علاوه فرزندان برادرش، حسن بن علی ؛ یعنی ابوبکر و قاسم نیز از دم تیغ گذشتند و بالأخره فرزندان عمویش، عقیل ؛ یعنی عبدالله، جعفر و عبدالرحمان و دیگر عموزادگانش هم جزو کشته شدگان بودند.

از خاندان حسین بن علی در این جنگ، فقط پنج تن نجات یافتند که عبارت بودند از: پسرش، علی زین‌العابدین، خواهرش زینب، برادر کوچکش عمر و دو دخترش فاطمه و سکینه، که در نهایت، اینان به همراه سر حسین، به نزد ابن زیاد گردنکش فرستاده شدند و او همه را نزد یزید بن معاویه به دمشق فرستاد. کشته شدن امام حسین در

اندیشه دینی شیعه، سمبل و رمز شهادت و شهداست و این جریان، بعدها محور کلیه گرایش‌های ضد عربی (شعوبیه) شد.[1] ( 370)

حمزه اسلمی

حمزة بن عمرو بن عویمر بن حارث اسلمی از صحابه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله است که به همراه عبدالله بن سعد، در فتح افریقیه شرکت کرد و در مراحل مختلف آن فتح، جایگاه ستوده‌ای داشت.[2]

عباد بن علقمه مازنی

عباد بن علقمه مازنی، از قبیله بنی تمیم که با انتساب به «اخضر» شوهر مادرش «عبّاد الاخضر» نامیده می‌شد. او سرداری بود که در دوران اموی، شهرت یافت. عبیدالله بن زیاد او را در رأس چهار هزار مرد جنگی، برای جنگ با مرداس بن حُدَیرو خوارج فرستاد. بامداد روز جمعه نبرد شدیدی میان دو گروه در نزدیکی بصره درگرفت و چون وقت نماز فرا رسید دو طرف مقرر داشتند که تا بعد از نماز، دست از جنگ بکشند. در این میان، عبّاد نماز را با شتاب بجا آورد و بر یاران مرداس که در حال رکوع و سجود بودند، یورش برد و همه آنان را به قتل رسانید و سر مرداس را برای‌عبیدالله بن زیاد فرستاد. او سپس، به بصره بازگشت و مدتی در آن‌جا ماند، اما چندی بعد، برخی از خوارج علیه وی توطئه‌ای ترتیب دادند و او را در آبشخور بنی مازن در بصره، غافلگیر کرده، از پای درآوردند.[3]

علی بن حسین

ابوالحسن، علی‌اکبر بن حسین بن علی بن ابی‌طالب هاشمی قرشی است. وی از سادات و شجاعان آل ابی‌طالب بود. علی‌اکبر به همراه پدرش حسین، نوه شهید پیامبر، در جریان «طفّ» در کربلا کشته شد. در حقیقت او نخستین کسی بود از خانواده حسین در آن ماجرا به قتل رسید. علی‌اکبر از خود بازمانده‌ای نداشت. مورخان او را علی‌اکبر نامیده‌اند، تا وی را از برادرش علی‌اصغر ملقّب به زین‌العابدین، که از قتل نجات یافت تمییز دهند.[4]

مرداس بن حدیر

ابوبلال، مرداس بن حدیر بن عامر بن عبید بن کعب ربعی حنظلی تمیمی، معروف به مرداس بن ادیّه بود. ادیّه مادربزرگ اوست و لذا، او و برادرش عروه به مادر بزرگشان، ادیّه، نسبت داده می‌شوند. وی از علمای خوارج و از جمله سخنوران قهرمان و بسیار عابد بود. در جنگ صفین به همراه علی بن ابی‌طالب شرکت کرد و حکمیت را نپذیرفت. او هم‌چنین در جنگ نهروان حضور داشت. عبیدالله بن زیاد



[1] . تاریخ طبری، ج4، ص 290 به بعد ؛ الامامة والسیاسه، ج1، ص 195 ؛ البدایة والنهایه، ج8 ، ص 149 و 212 ؛ سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص207 ؛ عقد الفرید، ج4، ص 384 ؛ اُسد الغابه، ج2، ص 18 و 22 ؛ مقاتل الطالبیین، ص78 به بعد ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص 19 و 94 ؛ تاریخ بغداد، ج1، ص 141 ؛ مروج الذهب، ج3، ص 54 ؛ ابن خلدون، ج3، ص455.


[2] . الاعلام زرکلی، ج1، ص313.


[3] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 29 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص 38 و 39.


[4] . الاعلام زرکلی، ج5، ص86 ؛ البدایة والنهایه، ج8 ، ص185.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 209
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست