responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 211

درگذشتگان

اسماء بن خارجه.

رباب دختر امرؤالقیس.

زینب دختر علی بن ابی‌طالب.

سعید بن عثمان.

علقمة بن قیس.

مسلمة بن مخلد.

منذر بن حرمله.

اسماء بن خارجه

اسماء بن خارجة بن حصن بن حذیفه فزاری، از طبقه اول تابعین شمرده می‌شود وی از مردم کوفه بود. سروری قوم خویش را به عهده داشت و بخشنده و نزد خلفا معزّز و محترم بود. می‌گفت: دوست ندارم کسی را از حاجتی که آن را طلبیده، محروم سازم، زیرا که در خواست از دو حال خارج نیست: یا شخص درخواست کننده، شخص محترم و بزرگواری است که من با رفع نیاز او، آبرویش را حفظ می‌کنم و یا شخص پست و فرومایه‌ای است که با برآوردن حاجتش، آبروی خویش را از دست او در امان می‌دارم.[1]

رباب دختر امرؤ القیس

رباب، دختر امرؤ القیس بن عدی و همسر حسین، نواده شهید پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله است. وی در واقعه کربلا همراه همسرش، حسین بود و هنگامی که حسین به قتل رسید، به همراه سایر اسیران به شام آورده شد. وی سپس به مدینه بازگشت و در آن‌جا یکی از بزرگان قریش از وی خواست تا به همسری او در آید، اما رباب گفت: به خدا سوگند، پس از رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله دیگر، پدر شوهری اختیار نمی‌کنم. رباب شاعر بود و قصیده‌ای در رثای حسین دارد. او پس از حسین یک سال زیست و هرگز زیر سقفی و در پناه سایه‌ای ننشست و به همین منوال روزگار گذراند از فرط اندوه درگذشت. او مادر سکینه، دختر حسین است. حسین علیه‌السلام درباره آن دو (سکینه و رباب) سروده است: به خدا سوگند من خانه‌ای را که سکینه و رباب در آن باشند، دوست دارم.[2]

زینب دختر علی بن ابی‌طالب

زینب، خواهر حسن و حسین است که پسر عمویش، عبدالله بن جعفر بن ابی‌طالب، با وی ازدواج کرد و ثمره این ازدواج، سه پسر و دختری به نام ام کلثوم بود که حجاج بن یوسف ثقفی او را به همسری گرفت. زینب به همراه برادرش حسین در واقعه کربلا حضور داشت و با دیگر اسیران، به کوفه و آن‌گاه به شام برده شد. زینب زنی پر دل و جرأت، سخنوری

زبان‌آور و والامقام بود. حوادث زیادی درباره وی نقل شده است.[3]

سعید بن عثمان بن عفان

از فرمانروایان فاتح است که در مدینه بالید و پس از کشته شدن پدرش، نزد معاویه رفت و معاویه در سال 56 ق ولایت خراسان را به او داد. او توانست بدون خون‌ریزی، سمرقند را تسخیر کند. پس از مدت کوتاهی معاویه سعید را برکنار کرد و سعید به دمشق بازگشت و همان‌جا اقامت گزید. وقتی معاویة بن ابی‌سفیان برای ولیعهدی پسرش یزید بیعت گرفت، سعید وی را ملامت کرد و خواست تا او را به‌جای یزید جانشین خویش گرداند و از جمله به او گفت: پدرم پیوسته به تو عنایت و توجه داشت تا این‌که به اوج عظمت و شرف رسیدی، ولی تو پسرت را بر من مقدم داشتی، در حالی که من از لحاظ پدر و مادر و شخص خودم، از او بهترم.

معاویه در جوابش گفت: اما این که پدر تو به من نیکی کرد، جای انکار نیست و این که پدر تو از پدر یزید بهتر است، مطلب درستی است. مادر تو فاطمه دختر ولید بن عبد شمس مخزومی و از قریش است و مادر (یزید) میسون، دختر بحدل و از قبیله کلب است و بنابراین، مادر تو نیز از مادر او بهتر است. اما در این‌که تو از او بهتر باشی، بدان که به خدا سوگند، اگر تمام ناحیه غوطه، از مردانی همچون تو آکنده گردد، هرآینه یزید از همه شما نزد من عزیزتر است. هنگامی که معاویه مرد، سعید بن عثمان به مدینه رفت و در آن‌جا بود که به دست کافرانی که از سمرقند به همراه خود آورده بود، به قتل رسید.[4]

علقمة بن قیس

ابو شبل، علقمة بن قیس بن عبدالله بن مالک نخعی همدانی تابعی و فقیه عراق بود. او در جنگ صفین حضور داشت و در خراسان جنگید. مدتی در خوارزم زندگی کرد و سپس در کوفه رحل اقامت افکند و در همان‌جا درگذشت، او دایی ابراهیم نخعی است.[5]

مسلمة بن مخلد

ابومحمد، مسلمة بن مخلد بن صامت بن نیار انصاری خزرجی، از امرای بزرگ صدر اسلام بود. پیش از آن‌که کار معاویه بالا بگیرد نزد او رفت. معاویه در سال 47 ق او را فرماندار مصر کرد و آن‌گاه مغرب را به حوزه فرمان‌روایی‌اش افزود و مسلمه در مصر اقامت گزید و جنگ‌آوران مسلمانان را از راه خشکی و دریا به مغرب گسیل داشت. پس از معاویه پسرش، یزید او را در منصبش باقی گذارد و حکم‌رانی مسلمه تا زمان مرگش در اسکندریه ادامه یافت. او نخستین کسی بود که در مساجد، گلدسته‌هایی برپا نمود، تا بر فراز آنها اذان گفته شود.[ 6 ]



[1] . الاعلام زرکلی، ج1، ص 299 ؛ فوات الوفیات، ج1، ص 19 ؛ نهایة الارب، ج3، ص 207 ؛ المحبّر، ص154 ؛ الأغانی، ج20، ص 263.


[2] . الاعلام زرکلی، ج3، ص 37 ؛ المحبّر، ص396 ؛ اعلام النساء، ج1، ص 438.


[3] . الاعلام زرکلی، ج3، ص 108 ؛ اُسد الغابه، ج7، ص 133 ؛ المعارف، ص211 ؛ اعلام النساء، ج2، ص 91.


[4] . الاعلام زرکلی، ج3، ص 151 ؛ شذرات الذهب، ج1، ص 61 ؛ خزانة الادب، ج1، ص 320 ؛ البدایة والنهایه، ج8 ، ص 80 ؛ تاریخ طبری، ج5، ص 304 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج3، ص 512 ؛ الأغانی، ج1، ص 35.


[5] . جمعه اول محرم سال 62 = 20 سپتامبر سال 681 ؛ چهارشنبه 15 ربیع‌الاول سال 62 6 . الاعلام زرکلی، ج5، ص 48 ؛ تاریخ بغداد، ج12، ص 296 ؛ تذکرة الحفّاظ، ج1، ص 48.

[ 7 ] . الاعلام زرکلی، ج8 ، ص 123 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج3، ص 466 ؛ کندی، الولاة والقضاة، ص 38 و 40 ؛ بلاذری، ص330 ؛ اُسد الغابه، ج5، ص 174 ؛ النجوم الزاهره، ج1، ص132 ؛ ابن خلدون، ج3، ص 22.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 211
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست