responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 225

به عنوان حکم انتخاب شود تا با عمرو بن عاص همسنگ باشد، اما مذحج و مردم یمن گفتند: حَکَم باید ابوموسی اشعری باشد.

ابن عباس، مردی فقیه و مطلع به انساب عرب و تاریخ غزوات و جنگ‌ها بود. عمر بن خطاب وقتی مسئله‌ای برایش دشوار می‌شد، ابن عباس را فرا می‌خواند و به وی می‌گفت: تو باید این مسئله و امثال آن را حل کنی و سپس هرچه را ابن عباس می‌گفت، می‌پذیرفت و به جز آن عمل نمی‌کرد. ابن عباس در حفظ مطالب، فوق‌العاده بود. عمر بن ابی‌ربیعه قصیده‌اش را که ابیات آن به هشتاد می‌رسید بر ابن عباس خواند: «أمن آل نعم أنت غاد فمبکر...». ابن عباس که آن را برای نخستین بار می‌شنید، حفظ کرد.

او در اواخر عمر، بینایی‌اش را از دست داد و در طائف (که ابن زبیر او را از مکه به آن‌جا تبعید کرده بود) اقامت گزید. وی در 71 سالگی در طائف درگذشت.[1]

عبیدالله بن حر

عبیدالله بن حر بن عمرو جعفی از بنی سعد عشیره و یکی از فرماندهان دلاور بود. از لحاظ شرافت، درستی و فضل، از بهترین مردم قوم خود به شمار می‌رفت. عبیدالله از یاران عثمان بن عفان بود و چون عثمان به قتل رسید، جانب معاویة بن ابی‌سفیان را گرفت و همراه وی در جنگ صفین شرکت نمود و تا زمان کشته شدن علی بن ابی‌طالب، نزد معاویه باقی ماند، آن‌گاه راهی کوفه گردید. در فاجعه کربلا و رخداد عاشورای 61 ق ناپدید شد و در آن واقعه شرکت نکرد. لذا عبیدالله بن زیاد، امیر عراق، او را متهم نمود که همراه حسین علیه‌السلام می‌جنگیده است. عبیدالله بن حر گفت: اگر من همراه حسین علیه‌السلام بودم، محل و موقعیتی که من در آن بودم، مشاهده می‌شد. این را گفت و مجلس ابن زیاد را ترک کرد. پس از مدتی ابن زیاد وی را طلبید، اما عبیدالله از رفتن نزد او خودداری ورزید و در محلی کنار رود فرات مأوی گزید و جماعتی فراوان گرد او فراهم آمدند.

هنگامی که مصعب بن زبیر از سوی برادرش، عبدالله بن زبیر، عهده‌دار ولایت عراق شد، عبیدالله بن حر همراه یارانش نزد او رفت و با او در جنگ علیه مختار شرکت کرد. پس از مدتی این نگرانی، مصعب را فرا گرفت که مبادا عبیدالله از وی روی‌گردان شود. از این‌رو او را زندانی کرد، اما چند روز بعد و با وساطت افرادی از قبیله مذحج، آزاد شد. عبیدالله از این بابت، از مصعب خشمگین شد و با عصبانیت بیرون رفت. مصعب عده‌ای را پیش او فرستاد تا با او صحبت کنند و وی را به اطاعت متمایل سازند و در ضمن قول حکومت به وی دهند. هم‌چنین عده دیگری را فرستاد تا با او از در جنگ درآیند، اما عبیدالله بن حر گروه اول را جواب کرد و گروه دوم را شکست داد و عزم و اراده

خود را (بر جنگیدن) محکم کرد. او که سیصد مرد جنگی همراه داشت، بر تکریت چیره شد و به کوفه شبیخون زد، به‌طوری که مصعب را ناتوان کرد. به‌دنبال آن، یاران عبیدالله پراکنده شدند و او رهسپار کوفه شد ؛ در آن‌جا کارگزار ابن زبیر با او وارد جنگ شد، تا این که اسب عبیدالله در رود فرات غرق گردید و او سوار بر شتر شد تا از رودخانه بگذرد، اما در این میان، مردی نبطی به سوی او شتافته و دستانش را گرفت و دیگران او را زدند و در نتیجه، عبیدالله در آب غرق شد. سپس او را بیرون آوردند، سرش را بریدند و آن را نزد مصعب بن زبیر در بصره فرستادند.[2]

عبیدالله بن علی

عبیدالله بن علی بن ابی‌طالب قرشیِ هاشمی، مادرش لیلی، دختر مسعود تمیمی‌است. وی دلیری و عبادت را یک‌جا جمع کرده بود.

هنگامی که از حجاز به کوفه آمد، مختار چند صباحی، وی را زندانی و سپس آزاد کرد. عبیدالله از کوفه گریخته، نزد مصعب بن زبیر رفت و مصعب دستور داد، صدهزار دینار به وی بدهند. پس از مدتی، گروهی از بنی تمیم نزدش آمدند و وی را به قرارگاهشان دعوت کردند. عبیدالله نیز نزد ایشان رفت و در آن‌جا مردم با او به عنوان خلیفه بیعت کردند و این در حالی بود که او از این‌کار ناخشنود بود و می‌گفت: شتاب نکنید.

وقتی مصعب از این جریان آگاه شد، فرمان داد عبیدالله را نزد او آوردند. عبیدالله برای مصعب سوگند یاد کرد که در پی چنین چیزی نبوده و از این موضوع اطلاعی نداشته است.

مصعب نیز حرف او را پذیرفت. پس از مدتی، مصعب سپاهی را به جنگ مختار ثقفی فرستاد. عبیدالله نیز در آن سپاه بود و سرانجام عبیدالله در محلی به نام «المذار» محلی میان واسط و بصره، کشته شد.[3]

عدی بن حاتم

ابووهب و ابوطریف، عدی بن حاتم بن عبدالله بن سعد بن حشرج طائی، صحابی، سردار و از خردمندان و بخشندگان بود. وی سخنوری بدیهه‌گو و در دوران جاهلیت و اسلام رئیس قبیله طی بود. در جنگ‌های ردّه رشادت‌هایی از خود نشان داد. او در سال نهم هجری اسلام آورد و در فتح عراق حضور داشت و سرانجام، در کوفه رحل اقامت افکند. در جنگ‌های صفین، جمل و نهروان، ملتزم رکاب علی بن ابی‌طالب بود و سرانجام در کوفه درگذشت.[4]

عمران بن حذیفه

عمران بن حذیفة بن یمان از تابعین و از یاران مختار ثقفی در کوفه بود. مصعب پس از کشتن مختار و یارانش، او را نیز کشت.[5]



[1] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 228 ؛ الاستیعاب، ج3، ص 933 ؛ الإصابه، ج2، ص 322 ؛ البدایة والنهایه، ج8 ، ص 295 و 299 ؛ تذکرة الحفّاظ، ج1، ص 40 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج3، ص 386 ؛ تاریخ بغداد، ج1، ص 173 ؛ مروج الذهب، ج3، ص 101.


[2] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 346 ؛ تاریخ ابن اثیر و طبری ، حوادث سال 68 ق ؛ ابن خلدون، ج3، ص 148 ؛ خزانة الأدب، ج1، ص 296 و 299.


[3] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 350 ؛ الطبقات الکبری، ج5، ص 86 و 88 ؛ تاریخ طبری و ابن اثیر ، حوادث سال 67 و 68 ق .


[4] . الاعلام زرکلی، ج5، ص 8 ؛ خزانة الأدب، ج1، ص 139 ؛ اُسد الغابه، ج4، ص 8 و10 ؛ تاریخ بغداد، ج1، ص 189 ؛ المعارف، ص313.


[5] . الاعلام زرکلی، ج5، ص 198 ؛ ابن خلدون، ج6، ص 316 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص 109.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 225
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست