یورش عمرو بن سعید بن عاص، معروف به اشدق به شهر دمشق، با استفاده از غیبت عبدالملک بن مروان در شهر و بازگشت عبدالملک به دمشق و ترک مخاصمه او با عمرو، اما چون عبدالملک از جانب او اطمینان خاطر پیدا کرد، او را فریب داده به قتل رسانید.
عبدالله بن حازم، فرمانروای خراسان، پسرش موسی را به امارت ماوراءالنهر گمارد.
رومیها مجدداً دستههایی از متمردین (جراجمه) را برای حمله به مرزهای اسلامی تحریک کردند. عبدالملک، ناچار به مصالحهای ده ساله با رومیها شد و پرداخت عوارض سالیانه به مبلغ سه هزار دینارِ طلا، تا از شبیخونهای شورشیان مزدور روم جلوگیری کند. عبدالملک این اقدامات را به سبب درگیر بودن به جنگ با ابن زبیر و دیگر درگیریهای داخلیاش انجام داد.
وقایع نظامی
جنگ بر سر خلافت
جنگ میان بنیامیه و ابن زبیر: عبدالملک بن مروان، خالد بن عبدالله بن اسید را همراه دو هزار مرد جنگی، به جنگ مصعب، امیر عراق که از سوی برادرش عبدالله بن زبیر حاکم گردیده بود، گسیل داشت، به این امید که طرفدارانش در بصره سپاهیان اعزامی او را یاری کنند. مصعب بن زبیر نایبش عبدالله تمیمی را در بصره، با سپاهی به مقابله با خالد بن اسید اعزام کرد دو سپاه در محلی نزدیک بصره به نام «جفره» درگیر شدند. در این جنگ، عبدالله تمیمی، خالد بن اسید را
پس راند و سپاه او را پراکند. این نبرد به «نبرد جفره» یا جفره خالد، به سبب انتساب آن جنگ به خالد بن أسید، شهرت یافت.
درگذشتگان
زفر بن حارث.
شعیث تغلبی.
عاصم بن عمر.
عمرو بن اشدق اموی.
عمیر بن حباب.
مقنّع کندی.
زفر بن حارث
ابوهذیل، زفربن حارث بن عبد عمرو بن معاذ کلابی، امیری از تابعین و از مردم ناحیه جزیره بود. در عصر خویش بزرگ قبیله قیس بهشمار میرفت. زفر بن حارث، در مقام فرماندهی اهل قنسرین همراه معاویة بن ابیسفیان، در جنگ صفین شرکت کرد. وی همچنین درکنار ضحاک بن قیس فهری در نبرد «مرج راهط» حضور داشت و هنگامی که ضحاک کشته شد، به قرقیسیا گریخت و تا واپسین دم زندگی همانجا ماند.(2)
شُعَیث تغلبی
شعیث تغلبی بزرگ قبیله تغلب بود در ماکسن، کنار رودخانه خابور، طی نبردی که میان او و عمیر بن حباب سلمی، رئیس قبیله قیس، روی داد کشته شد. این جنگ، یکی از جنگهایی بود که میان قبیله تغلب یمنی و قبیله قیس مضری اتفاق افتاد. این جنگها به «الایام» شهرت دارد. شعیث از دلاوران عرب بود و در جنگهای یاد شده، دلاوریهای چشمگیری از خود نشان داد.(3)
عاصم بن عمر
عاصم بن عمر بن خطاب قرشی عدوی، مادرش جمیله، دختر ثابت بن ابی افلحاست که در سال هفتم هجری به همسری عمر درآمد و حاصل این ازدواج عاصم بود. عاصم، با حفصه دختر عبدالرحمان بن ابیبکر ازدواج کرد و حفصه، لیلی را به دنیا آورد. لیلی دختر عاصم به ام عاصم معروف بود. عبدالعزیز بن مروان ام عاصم را به همسری برگزید که ثمره این ازدواج، عمر بن عبدالعزیز بود که بر این اساس، عمر بن عبدالعزیز نواده عمر بن خطاب است. وقتی که عمر بن خطاب، جمیله را طلاق داد، یزید بن حارثه با او ازدواج کرد و از وی صاحب فرزندی به نام عبدالرحمان بن یزید شد. بنابراین، عبدالرحمان بن یزید و عاصم بن عمر برادر مادری هستند.(4)
[ 1 ] . جمعه اول محرم سال 70 = 25 ژوئیه سال 689 ؛ شنبه چهاردهم رجب سال 70 = اول ژانویه سال 690 .
[ 2 ] . الاعلام زرکلی، ج3، ص78 ؛ خزانة الأدب، ج1، ص 393 ؛ تاریخ طبری، ج8 ، ص147 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص337.