نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 232
و وی را به قتل رساند. پس از آن، مصعب بن زبیر، روانه نبرد با مختار شد و او را در کوفه کشت. پس از کشته شدن مختار، مصعب بن زبیر و عبدالملک بن مروان هر یک به ابراهیم نامهای نوشته و او را به همراهی با خود دعوت کردند، اما ابراهیم، ترجیح داد به مصعب ملحق شود. هنگامی که عبدالملک عازم جنگ با مصعب گردید، ابراهیم در کنار مصعب به جنگ پرداخت. طی نبرد حساس و سرنوشتسازی که در ناحیه «دیر جاثلیق» در محلی به نام «مِسکن» در کنار «رود دجیل» رخ داد ابراهیم و مصعب کشته شدند.[1]
براء بن عازب
ابو عماره، براء بن عازب بن حارث بن عدی خزرجیِ انصاری صحابی و فرزند صحابی که در کودکی اسلام آورد. و در رکاب پیامبر صلیاللهعلیهوآله در غزوات شرکت کرد و احادیث فراوانی از ایشان نقل نمود. او از فرماندهان فتوحات اسلامی بود. عثمان بن عفان در سال 24 ق در زمان خلافتش، وی را به امارت ری گماشت. او به قزوین و نواحی آن حمله برد و آنجا را فتح کرد، سپس زنجان را با قوه قهریه به چنگ آورد. براء تا روزگار مصعب بن زبیر زیست. او در کوفه اقامت گزید و همانجا نیز درگذشت.[2]
مصعب بن زبیر
ابوعبدالله، مصعب بن زبیر بن عوام بن خویلد اسدی قرشی، برادر پدریِ عبدالله بن زبیر و فرزند رباب، دختر انیف کلبی است. او از والیان سلحشور صدر اسلام بود. مصعب، نزد برادرش، عبدالله رشد یافت و بازوی نیرومند او در استواری پایههای حکومتش در ناحیه حجاز بود. برادرش او را در سال 67 ق به ولایت بصره گماشت. وی امور آنجا را سامان بخشید و مختار ثقفی را همراه هفت هزار و به گفتهای پنج هزار نفر از یارانش از پای درآورد. عبدالملک بن مروان آماده جنگ با او شد. و خود به مصاف وی رفت و به او امان و وعده فرمانروایی عراقِ عرب و عجم و دو میلیون درهم داد، اما مصعب این پیشنهادها را رد کرد و به جنگ ادامه داد. این جنگ در جمادی الاخر سال 71 ق در ناحیه «دیر جاثلیق» در کنار ساحل رود دجیل، در محلی به نام مسکن اتفاق افتاد و طی آن مصعب و پسرش، عیسی، کشته شدند. مصعب با ضربه عبیدالله بن زیاد بن ظبیان کشته شد. سپس، سرش را نزد عبدالملک بن مروان بردند. عبدالملک وقتی سر مصعب را دید، سجده کرد. در این میان عبیدالله بر آن شد تا عبدالملک را که سر به سجده نهاده بود، با شمشیر بکشد، اما خودش را نکوهش کرد و از آنکار خودداری ورزید. عبیدالله همیشه پس از این ماجرا میگفت: از قتل و خونریزی میان مردم پیشگیری شد، چرا که قصد
کردم، ولی انجام ندادم، وگرنه عبدالملک و مصعب را در یک ساعت میکشتم. وی به هنگام آوردن سر مصعب به این شعر تمثل جست.
بر پادشاهان حقی را میدهیم که به ما ندادهاند بنابراین، قتل ایشان بر ما حرام نیست.
عبدالملک نیز وقتی سر مصعب را پیشروی خود افکنده دید، گفت: قریش همچون مصعب نمیزاید، آنگاه دستور داد او و پسرش را به خاک بسپارند و سپس آن دو را در دیر جاثلیق و به گفتهای در مدینه مدفون کردند.[3]
پی نوشتها
[1] . چهارشنبه اول محرم سال 71 = پانزدهم ژوئیه سال 690 ؛ یکشنبه 25 رجب سال 71 = اول ژانویه سال 691 .
[2] . الاعلامزرکلی، ج1، ص53؛ عقدالفرید، ج4، ص404 و 405؛ البدایةوالنهایه، ج8 ، ص292 ؛ تاریخ طبری، ج6، ص81 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج1، ص 257.
[ 4 ] . الاعلام زرکلی، ج8 ، ص149 ؛ تاریخ طبری و ابن اثیر ، حوادث سال 66 ـ 71 ق ؛ الطبقات الکبری، ج5، ص 135 ؛ البدایة والنهایه، ج8 ، ص289 و 317 ؛ الأغانی، ج19، ص123 ؛ مروج الذهب، ج3، ص 112 ؛ ابن خلدون، ج3، ص67 ؛ ابن کلبی، جمهرة النسب، ج1، ص 490.
سال 72 ق = 691 ـ 692م(4)
رویدادها
پایانِ کار ساختمان قبة الصخره و مسجد الاقصی.
وقایع نظامی
شورشها
خوارج: قیام خوارج در جنوب عراق و اهواز و نیز در بحرین به فرماندهی ابوفدیک حروریو شکست سپاه خالد بن عبدالله قسری که به سوی ایشان گسیل داشته بود.
درگذشتگان
بیان تمیمی.
طارق مکی.
بیان تمیمی
بیان بن سمعان هندی تمیمی، از غالیان شیعی و قائل به حلول (انتقال روح از شخصی به شخص دیگر) بود. او در عراق ظهور کرد و مدعی شد که جزئی الهی در علی بن ابیطالب حلول کرده و این جزء، پس از وی به پسرش، محمد بن حنفیه و از او به پسرش، ابوهاشم، عبدالله بن محمد و از او به تصریح ابوهاشم به بیان منتقل گشته است. و سپس، وی ادعای نبوت کرد، اما هنگامی که این خبر به خالد بن عبدالله قسری، امیر عراق رسید، وی را دستگیر کرد، کشت و سپس به دار کشید.
[ 1 ] . الاعلام زرکلی، ج1، ص 53 ؛ عقد الفرید، ج4، ص404 و 405 ؛ البدایة والنهایه، ج8 ، ص292 ؛ تاریخ طبری، ج6، ص81 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج1، ص 257.