responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 236

پس از مرگ یزید بن معاویه، مروان بن حکم به او گفت: بیا تا با تو بیعت کنیم ؛ چرا که تو سالار و بزرگ عرب و فرزند سالار و سید آنان هستی.

او پاسخ داد: با مردم مشرق (عراق) چه کنم؟

مروان گفت: آنان را می‌زنیم تا با تو بیعت کنند.

عبدالله گفت: به خدا سوگند، خوش ندارم با شمشیر من حتی یک نفر کشته شود.

عبدالله بن عمر در مکه درگذشت. وی آخرین صحابی ساکن مکه بود که از دنیا رفت. او در هنگام مرگ 83 سال داشت.[1]

عبدالله بن مطیع

عبدالله بن مطیع بن اسود بن حارثه قرشی عدوی است که در روزگار پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله متولد شد. وی در نبرد حرّه فرمانده قریش بود و هنگامی که یارانش شکست خوردند، او نیز به مدینه گریخت. سپس به مکه رفت و در آن‌جا اقامت گزید. عبدالله بن زبیر، او را حاکم کوفه کرد، اما مختار او را از آن‌جا بیرون راند و او پس از آن به مکه بازگشت. او هم‌چنان در آن شهر ماند تا زمانی که حجاج مکه را محاصره کرد که در جریان آن، ابن زبیر و او کشته شدند و سرشان به شام فرستاده شد.[2]

عمارة بن عمرو انصاری

عمارة بن عمرو بن حزم نجاری انصاری، از تابعین و شخصیتی شریف و والا مقام در مدینه بود. او از یاران عبدالله بن زبیر به شمار می‌آمد و در جنگ‌های او در مکه شرکت داشت و سرانجام نیز در جریان محاصره آن شهر به‌دست حجاج کشته و سرش به همراه سر ابن زبیر، نزد عبدالملک بن مروان فرستاده شد.[3]

مالک بن مسمع

ابوغسان، مالک بن مسمع بن شیبان بکری ربیعی در روزگار خود، بزرگ قبیله ربیعه بود و قبیله مسامعه به او منسوبند. مالک از جمله کسانی بود که وقتی خالد بن عبدالله قسری از مکه به بصره آمد، بیعت عبدالله بن زبیر را شکست و به او پیوست. آن‌گاه مصعب بن زبیر با آنان به جنگ برخاست و ایشان پس از جنگ‌هایی، در سال 71 ق شکست خورده و به شام گریختند. معروف است که احنف با بردباری‌اش و مالک بن مسمع به سبب محبت خاندانش به وی، سروری یافتند.[4]

منذر بن زبیر

منذر بن زبیر بن عوام اسدی قرشی، از شخصیت‌های برجسته و از دلاورمردان قریش در آغاز حکومت امویان بود. منذر به معاویة بن ابی‌سفیان پیوست. هنگامی که معاویه بر آن شد که زیاد بن ابیه را به

پدر خود نسبت دهد، منذر گواهی داد که علی بن ابی‌طالب گفته است: از ابوسفیان بن حرب شنیدم که می‌گفت: به خدا سوگند، من پدر زیاد هستم.

منذر سپس به بصره کوچ کرد و معاویه دستور داد تا مالی به او بدهند. عبیدالله بن زیاد، فرمانروای عراق نیز، دستور معاویه را اجرا کرد و خانه‌ای را به او اختصاص داد. وقتی یزید بن معاویه به خلافت رسید و جنبش عبدالله بن زبیر قوت گرفت، یزید ترسید که مبادا منذر به برادرش عبدالله بن زبیر ملحق شود و در نتیجه، مالی را که پدرش معاویه، به وی بخشیده، در راه تقویت زبیر به کار گرفته شود، لذا طی نامه‌ای به عبیدالله دستور داد تا اموال منذر را ضبط کند و نگذارد از شهر بصره خارج گردد. وقتی منذر از این جریان مطلع شد، به مکه گریخت و به برادرش عبدالله پیوست و هم‌چنان در کنار او بود تا این که حُصین بن نمیر عبدالله بن زبیر را در محاصره خود درآورد و منذر در این محاصره، کشته شد. این نخستین محاصره ابن زبیر بود.[5]

پی نوشت‌ها



[1] . پنج‌شنبه اول محرم سال 73 = 23 مه سال 692 ؛ چهارشنبه، هفدهم شعبان سال 73 = اول ژانویه سال 693 .


[2] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 203 ؛ خزانة الأدب، ج2، ص 97 ؛ تاریخ طبری، ج6، ص 193 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص 205 و 362 ؛ دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «ابو فدیک» ؛ الملل والنحل، ج1، ص122 و 123.


[3] . الاعلام زرکلی، ج3، ص 167 ؛ بلاذری، فتوح البلدان، ص403 و404 ؛ تاریخ طبری، ج5، ص 471 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص 95 و 154.


[4] . الاعلام زرکلی، ج4، ص215 ؛ تاریخ طبری، ج4، ص 315 و623 ؛ همان، ج6، ص 176 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص 245 و 254 ؛ المحبّر، ص221 ؛ فتوح البلدان، ص400 ؛ البدایة والنهایه، ج8 ، ص 326 ؛ اُسد الغابه، ج3، ص 220 ؛ ابن خلدون، ج3، ص 9 و12 ؛ المعارف، ص418.


[5] . الاعلام زرکلی، ج1، ص 218 ؛ اُسد الغابه، ج3، ص 161 ؛ فوات الوفیات، ج1، ص445 ؛ تاریخ طبری و ابن اثیر ، حوادث سال 64 ـ 73 ق ؛ البدایة والنهایه، ج8 ، ص239، 329 و 345 ؛ الإصابه، ج5، ص 89 ؛ الاستیعاب، ج3، ص 905 ؛ الأغانی، ج1، ص 21 ؛ ابن خلدون، ج3، ص 61.

[ 6 ] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 226 ؛ تاریخ ابن اثیر ، حوادث سال 73 ق ؛ شذرات الذهب، ج1، ص 80 ؛ البدایة والنهایه، ج8 ، ص 345 ؛ المحبّر، ص140.

[ 7 ] . آل عمران (3) آیه 92 : نیکی را در نخواهید یافت تا آن‌گاه که از آن‌چه دوست می‌دارید، انفاق کنید.

[ 8 ] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 246 ؛ ابن خلکان، ج3، ص 28 ؛ الطبقات الکبری ، ج4، ص 138 و142 ؛ الاستیعاب، ج3، ص 950 ؛ الإصابه، ج4، ص 107 ؛ البدایة والنهایه، ج9، ص4 ؛ تذکرة الحفّاظ، ج1، ص37 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج3، ص 143 و 152 ؛ اُسد الغابه، ج3، ص 227 ؛ النجوم الزاهره، ج1، ص 92 ؛ تاریخ بغداد، ج1، ص 171 ؛ المعارف، ص 185.

[ 9 ] . الاعلام زرکلی، ج4، ص282 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص137 ؛ المحبّر، ج4، ص 494 ؛ البدایة والنهایه، ج8 ، ص 345 ؛ المعارف، ص395.

[ 10 ] . الاعلام زرکلی، ج5، ص 367 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص138 ؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج3، ص 115.

[ 11 ] . الاعلام زرکلی، ج6، ص 143 ؛ الأغانی، ج10، ص72 ؛ همان، ج11، ص283 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص 104 ؛ مسعودی، ج3، ص 105.

[ 12 ] . الاعلام زرکلی، ج8 ، ص 228 ؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص123 ؛ تاریخ طبری، ج5، ص480 و575.

[ 1 ] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 246 ؛ ابن خلکان، ج3، ص 28 ؛ الطبقات الکبری ، ج4، ص 138 و142 ؛ الاستیعاب، ج3، ص 950 ؛ الإصابه، ج4، ص 107 ؛ البدایة والنهایه، ج9، ص4 ؛ تذکرة الحفّاظ، ج1، ص37 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج3، ص 143 و 152 ؛ اُسد الغابه، ج3، ص 227 ؛ النجوم الزاهره، ج1، ص 92 ؛ تاریخ بغداد، ج1، ص 171 ؛ المعارف، ص 185.

[ 2 ] . الاعلام زرکلی، ج4، ص282 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص137 ؛ المحبّر، ج4، ص 494 ؛ البدایة والنهایه، ج8 ، ص 345 ؛ المعارف، ص395.

[ 3 ] . الاعلام زرکلی، ج5، ص 367 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص138 ؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج3، ص 115.

[ 4 ] . الاعلام زرکلی، ج6، ص 143 ؛ الأغانی، ج10، ص72 ؛ همان، ج11، ص283 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص 104 ؛ مسعودی، ج3، ص 105.

[ 5 ] . الاعلام زرکلی، ج8 ، ص 228 ؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص123 ؛ تاریخ طبری، ج5، ص480 و575.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 236
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست