نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 241
بکیر بن وسّاج
بکیر بن وسّاج، از امرای با منزلت در دوران بنی امیه و شجاعی پرتوان و نیرومند بود. عبدالملک بن مروان در سال 71 ق امارت خراسان را به وی سپرد، اما پس از یکسال برکنارش ساخت و امیّة بن عبدالله بن خالد اموی را جانشین او کرد و بکیر بن وسّاج را تحت امر امیّه قرار داد. امیه، بکیر را به ولایت تخارستان گماشت. او نیز آماده رفتن شد، اما امیّه ترسید بر وی بشورد، لذا او را از سفر بازداشت و به او مأموریت داد تا برای لشکرکشی به ماوراء النهر سپاهی تدارک ببیند. بکیر بن وسّاج نیز خود را آماده ساخت، اما باز هم امیّه نگران شورش بکیر علیه خودش بود. بنابراین، دستور داد بازگردد و او را بهعنوان والی مرو، رهسپار آن سامان کرد. بکیر بن وسّاج وقتی به مرو رسید، اعلان استقلال کرد. امیه نخست با او جنگید و سپس از در مسالمت و سازش درآمد، اما دیری نپایید که بکیر صلح را نقض کرد و قیامش را آشکار کرد. امیّه به سوی او روانه شد و پس از دستگیری او را به قتل رسانید.[1]
جهیره
جهیره، مادر شبیب بن یزید (پیشوای خوارج) بود. وی از شجاعترین افراد به شمار میرفت، بهطوری که در جنگ ها در کنار پسرش به رزم میپرداخت. پسرش در نبردی که میان خوارج و سپاه حجاج درگرفت، آنهنگام که از روی پل رود دجیل میگذشت، راه بر او مسدود شد و در درون آب افتاد و غرق شد. وقتی خبر مرگش را به مادرش رساندند، گفت: حرف شما درست است، وقتی من او را در شکم داشتم، در خواب دیدم که شهابی از آتش از درون من خارج شد و دریافتم که آتش را جز آب فرو نخواهد نشاند. پس مرگ فرزندم تعبیر این رؤیا بوده است.[2]
خالد بن عتّاب ریاحی
خالد بن عتّاب بن ورقای ریاحی، از مردان شجاع و از بزرگان کوفه و از کسانی بود که همراه سپاه حجاج با شبیب خارجی جنگیدند. او برادر شبیب و خواهرش، غزاله را کشت. یاران شبیب در نبردی که در مدائن رخ داد، یارانش را پراکنده ساختند، اما خالد خود را به کنار رودخانه دجله رساند و خود را در حالی که سوار بر اسب بود و پرچم بهدست داشت، درون آب انداخت. شبیب وقتی این منظره را دید، گفت: خدا او را بکشد، این خالد، سرسختترین مردمان بود.[3]
زهرة بن حویّه
زهرة بن عبدالله بن قتادة بن حویه تمیمیِ سعدی، از یاران پیامبر صلیاللهعلیهوآله و از شجاعان والامقام و بزرگان شهر کوفه بود. زهره در جنگ قادسیه
شرکت نمود و جالینوس، فرمانده ایرانی را به قتل رسانید. او در نبردهای متعدد دیگری نیز حضور یافت و در طی آنها دلاوریهای کمنظیری از خود نشان داد. زهرة بن حویّه آنقدر زیست تا پیرمردی سالخورده شد. حجاج او را مأمور جنگ با شبیب خارجی کرد و وی را همراه سپاهی به فرماندهی عتّاب برای نبرد با شبیب فرستاد. سپاه عتّاب، شکست خورد و طی آن، عتّاب کشته شد و زهره نیز زیر سم ستوران جان باخت. هنگامی که شبیب زهره را جان باخته و نقش بر زمین یافت، گفت: به خدا سوگند! اگرچه در حال گمراهی کشته شدی، اما در بسیاری از جنگهای مسلمانان از خود رشادت نشان دادی و به ارج و منزلت والایی دست یافتی و چهبسیار سپاه مشرکان را با شکست مواجه کردی و سرزمینهای بسیاری از آنان را فتح کردی.[4]
شبیب خارجی
ابوضحاک، شبیب بن یزید بن نعیم بن قیس شیبانی از خوارج صفریه بود. او از دلاور مردان روزگار و یکی از بزرگان شورشی علیه نظام اموی محسوب میشد.
مردی هوشیار بود که سودای سروری در سر داشت. در موصل همراه صالح بن مسرّح بر ضد حجاج بن یوسف ثقفی قیام کرد. پس از کشته شدن صالح، شبیب ادعای خلافت نمود و حدود 120 نفر با وی بیعت کردند. کمکم کار او بالا گرفت، بهطوری که حجاج پنج تن از فرماندهان خود را به جنگ وی فرستاد، ولی همه آنها یکی پس از دیگری به دست شبیب کشته شدند و شیرازه سپاه آنان از هم پاشید. شبیب سپس از موصل به کوفه رفت و حجاج نیز به سوی او روان شد. در این میان، عبدالملک بن مروان سپاهی را به فرماندهی سفیان بن ابرد کلبی به یاری حجاج فرستاد. دو سپاه بر شبیب یورش بردند و جمع زیادی از نیروهای او را کشتند ولی او با بازماندگان توانست از مهلکه جان سالم بهدر برد شبیب در حالی که بر روی پل رود دجیل، در نواحی اهواز میگذشت، اسبش رم کرد و وی را ـ که زره و کلاه خود و ابزار آهنی سنگین بر تن داشت ـ به درون رودخانه انداخت و بدین ترتیب، شبیب غرق شد.[5]
غزاله حروریّه
غزاله حروریه، همسر شبیب بن یزید بن نعیم شیبانی حروری و از زنانی بود که به شجاعت و چابکسواری شهرت داشت او در سال 76 ق در دوران حاکمیت حجاج در عراق و در رکاب شوهرش علیه عبدالملک بن مروان قیام کرد. غزاله در جنگها، همچون قهرمانان به نبرد میپرداخت. مشهورترین وقایع نبرد وی فرار حجاج در یکی از نبردها از دست او و به نقلی پنهان شدن وی به هنگام ورود غزاله به
[1] . الاعلام زرکلی، ج2، ص 48 ؛ تاریخ طبری، ج6، ص 176 و 199 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص 367 ؛ ابن خلدون، ج3، ص 89 ؛ دائرة المعارف الاسلامیه.