responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 245

ولی بدان! با سوگند به کسی که می‌گریاند و می‌خنداند ؛ و او که می‌میراند و زنده می‌گرداند و همو که همه کارها به‌دست اوست.

بر جانوران رشک می‌برم ؛ آن‌هنگام که آنها را با هم مهربان می‌بینم که از هیچ چیزی بیم و هراس ندارند. هان ای عشقِ محبوب! هر شب دلباختگی‌ام به او فزونی بخش ؛ ای فراموشیِ عشق موعدت روز قیامت باشد (امیدوارم که هرگز عشقت را فراموش نکنم).

از تلاش روزگار برای جدایی میان من و محبوب در شگفتم ؛ چون به مراد خویش رسید، آرام گرفت.

نزد او می‌روم تا به من عنایتی کند ؛ و آن‌گاه که سپیده می‌دمد، زمان جدایی را به او گوشزد می‌کنم.

و چون ناگهان او را می‌بینم، چنان بهت‌زده می‌شوم که هیچ‌کس و هیچ چیز را تمیز نمی‌دهد.

وقتی او را لمس می‌کنم ؛ چیزی نمی‌ماند که دستانم مرطوب گردد و در اطراف آن برگِ سبز جوانه بزند».

او هم‌چنین درباره لیلی می‌گوید:

«در شب‌های فراموش نشدنی که محبوب نیز از دیدگانم پنهان نمی‌شود ؛ دست به دامان آن زیباروی شیرین‌گفتار می‌زنم.

اگر بعد از مرگ، پژواک صدایمان بر سر قبر ما به هم رسند ؛ آن زمین، نرم و روان می‌شود.

گرچه استخوانم پوسیده شده باشد ؛ اما پژواک برخاسته از قبرم، از طنین صدای لیلی به وجد و طرب در می‌آید».[1]

جنادة بن ابی امیه

جنادة بن ابی امیه، کثیر بن مالک ازدی زهرانی از صحابه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و جنگ‌آوری برجسته بود که از دوران عثمان بن عفان تا زمان یزید بن معاویه در جنگ‌های دریایی شرکت کرد. او در فتح مصر حضور داشت و در سال 52 ق و سپس سال 60 ق به جزیره «رودس» حمله برد. جناده در هدایت و فرماندهی ناوگان دریایی اسلام ـ که در سال 53 ق قسطنطنیه را محاصره کرد ـ شرکت کرد. ابن حزم می‌گوید: معاویه بر آن شد که وی را نیز، همچون زیاد بن ابیه به پدر خویش ملحق کرده و او را برادر خود بخواند، اما جناده از این کار سر باز زد. و سرانجام در شام جان سپرد.[2]

حارث مخزومی

حارث بن خالد بن عاص بن هشام مخزومی قرشی و از شاعران قریش است که به غزل‌سرایی شهرت یافته‌اند. او در اواخر دوران عمر بن ابی ربیعه رشد یافت و سبک او را پی گرفت. حارث هیچ وقت غزل‌سرایی را ترک نمی‌گفت تا به مدح و یا هجو بپردازد. وی دلباخته

عایشه، دختر طلحه بود و برای وی غزل می‌سرود که داستان‌هایی از این‌دو نقل شده است.

عبدالملک بن مروان در سال 80 ق او را والی مکه گرداند، اما پس از ادعای خلافت عبدالله بن زبیر از ترس ( 391) ، پنهان شد و به دمشق نزد عبدالملک رفت، اما از او برخورد سردی دید و لذا مجدّداً به مکه برگشت. او سرانجام در همان‌جا درگذشت.[3]

صلتان عبدی

قُثّم بن عبیئه، از قبیله بنی عبدالقیس است و به همین جهت، وی را «عبدی» خوانده‌اند. صلتان لقب او بود و معنی این واژه، مرد استوار و نیرومند است. او شاعری معروف بود که میان «فرزدق» و «جریر» به داوری می‌نشست.

در شعر او نکات حکمت‌آمیز به چشم می‌خورد. از جمله اشعار او ابیات ذیل است:

«آمد و شدِ شب و روز خردسال را پیر و پیران را نابود می‌کند. شب، روز را پایان می‌بخشد ؛ بعد از آن روزی نو فرا می‌رسد. ما آدمیان شبانه‌روز بی‌وقفه در پی برآوردن نیازهای خود هستیم ؛ و گویی نیازمندی مردمی که زندگی می‌کنند، هیچ‌گاه پایان نمی‌یابد.

ولی حقیقت این است که با مرگ انسان، آرزوهایش نیز می‌میرد ؛ اما با وجود این، باز هم انسان نیازمندی‌های برآورده نشده‌ای را بر زمین می‌گذارد و بدرود حیات می‌گوید.

با همه اینها باز هم آدمی آرزومند رسیدن به سرور و شادمانی و غنا و ثروتمندی همیشگی است ؛ اموری که هیچ‌گاه برای او جاودانه نیست.

آیا ندیدی که لقمان به فرزندانش سفارش کرد ؛ من نیز عمری را به نصیحت و وصیت فرزندم گذراندم که او نیکو وارث و وصی من است.

فرزندم! عاقبتِ بدِ افشایِ راز را دیدی ؛ پس سعی کن حتی به دوستان صمیمی‌ات، رازت را نگویی.

بدان که راز تو هیچ وقت نزد کسی محفوظ نمی‌ماند ؛ و رازی که بر سر زبان سه نفر افتاد، بی‌تردید فاش می‌گردد و همه آن را می‌فهمند».

از جمله ابیات صلتان ـ که به عنوان مثل و یا شاهد مورد استناد، قرار می‌گیرد ـ بیت ذیل است:

نیکی را از کسانی چشم داشته باش که از قدیم بخشنده و بزرگوار بوده‌اند ؛ و هرگز از نوکیسه‌گان و تازه به دوران رسیده‌ها انتظار نیکی نداشته باش.[4]

عبدالله بن جعفر

ابوجعفر، عبدالله بن جعفر بن ابی‌طالبِ هاشمی قرشی، مادرش اسماء دختر عمیس بود. عبدالله در حبشه دیده به جهان گشود و او نخستین مولود اسلام در حبشه است. عبدالله سپس همراه پدرش به مدینه آمد.



[1] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 223 ؛ الأغانی، ج24، ص110 ؛ بلوغ الإرب، ج3، ص 142 ؛ الامالی، ج1، ص148.


[2] . الاعلام زرکلی، ج2، ص136 ؛ الاستیعاب، ج1، ص 343 ؛ فتوح البلدان، ص330 ؛ حسن المحاضره، ج1، ص 187 ؛ تاریخ طبری، ج5، ص 288، 293 و 323.


[3] . الاعلام زرکلی، ج2، ص 155 ؛ الأغانی، ج3، ص 311 ؛ همان، ج9، ص 227.


[4] . الاعلام زرکلی، ج6، ص 29 ؛ الشعر والشعراء، ص 408 ؛ عیون الاخبار، ج3، ص 132 ؛ ابو تمام، الحماسه.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 245
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست