responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 246

پدرش، جعفر به سال 8 ق در جنگ موته کشته شد. عبدالله از اصحابی است که روایات زیادی را از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله حفظ و نقل کرده است.

بخشنده‌تر از او در اسلام نبود. وی را دریای کرم و بخشندگی می‌نامیدند و شاعران نیز به مدیحه‌سرایی او پرداخته‌اند. روزی به او گفتند: تو در بخشیدن مال زیاده‌روی می‌کنی.

عبدالله پاسخ داد: خداوند مرا عادت داده که همیشه انتظار فضل و بخشش او را داشته باشم، من نیز عادت کرده‌ام که پی در پی به بندگانش ببخشم، لذا می‌ترسم اگر عادتم را ترک گویم او نیز فضل و کرمش را از من دریغ دارد.

عبدالله، آواز را دوست می‌داشت و گوش فرا دادن به آن را بی‌اشکال می‌دانست. او برای کنیزانش آهنگ می‌ساخت و سپس با نغمه‌ای که خود بر عود می‌نواخت، آن آهنگ را از زبان کنیزان خود می‌شنید. ( 392) وی هم‌چنین یکی از سرداران سپاه علی علیه‌السلام در جنگ صفین بود. در مدینه درگذشت.[1]

لیلی اُخیلیه

لیلی اُخیلی، دختر عبدالله بن رَحال بن شدّاد بن کعب، از قبیله بنی‌عامر بن صعصعه است.

ماجرای عشق او با «توبة بن حُمَیّر» معروف است. توبه دلباخته لیلی بود و می‌خواست با او ازدواج کند، اما پدر لیلی درخواست او را نپذیرفت و دخترش را به ازدواج مرد دیگری درآورد. لیلی شاعره‌ای زیرک و باهوش بود. روزی عبدالملک بن مروان به او گفت: «توبه» از تو چه دید که این‌گونه شیفته و دلباخته‌ات شد؟

لیلی پاسخ داد: مردم از تو چه دیدند که خلیفه‌ات کردند.

او چندین بار نزد حجاج رفت و حجاج نیز او را گرامی می‌داشت. در طبقه شاعران، پس از «خنساء» شاعره معروف قرار دارد.

روزی حجاج از او پرسید: آیا میان تو و «توبه» کدورتی پیش آمده؟

لیلی پاسخ داد: نه به خدا قسم ای امیر! فقط روزی به من چیزی گفت که فهمیدم دل به کار دیگری نیز سپرده دارد. پس به او گفتم:

«چه بسا حاجتمندی که به او گفتم حاجتت را ابراز مکن، زیرا تا زنده‌ای بدان راهی نداری.

ما یاری داریم که شایسته نیست به او خیانت ورزیم ؛ و تو نیز یار و هم‌نشین دیگری داری».

لیلی، در سفری که به ری می‌رفت، در شهر ساوه درگذشت.[2]

معبد جهنی

معبد بن عبدالله بن عُویم جهنی بصری، حدیث را از ابن عباس، عمران بن حصین‌و دیگران شنید. او نخستین کسی بود که در بصره مسئله

«قَدَر» را مطرح کرد. در ماجرای حکمیت حضور داشت، سپس از بصره به مدینه رفت و عقایدش را در آن‌جا گسترش داد و غیلان بن مسلمِ قدری از جمله کسانی بود که پیرو عقیده او شد.

معبد، راستگو و در نقل حدیث ثقه بود و از تابعین به‌شمار می‌رفت. همراه ابن اشعث علیه حجاج شورید ودر نبردی زخمی شد. سپس در مکه رحل اقامت افکند تا این‌که حجاج او را کشت و بنا به گفته‌ای، عبدالملک بن مروان وی را به سبب عقیده به «قَدَر» به دار کشید.

منظور از اعتقاد به قدر این است که انسان، قادر به پدید آوردن و خلق افعال و کردار خویش است و فعل و اقدام هر انسانی از اراده مستقل او پدید می‌آید.[3]

میسون دختر بجدل

میسون، دختر بجدل بن أنیف، از قبیله بنی حارثة بن جناب کلبی است. معاویة بن ابی‌سفیان، او را به همسری برگزید که ثمره‌اش، یزید بود.

میسون شاعره‌ای است که ابراز اشتیاق به زندگیِ بدوی و ابیاتی سروده که از آن جمله است:

«منزلگاهی که روح و روان آن در آن سرخوش باشد ؛ نزد من از کاخ بلند و مجلل و باشکوه (اما بی‌روح) محبوب‌تر و دوست‌داشتنی‌تر است.

به تن کردن بالاپوشی که روشنی چشم همراه داشته باشد ؛ برایم از پوشیدن لباس لطیف و ظریف بهتر است.

بانگ سگی که در شامگاهان آمدن میهمان را نوید دهد ؛ در نظرم از گربه اهلی و دست‌آموز، نیکوتر است».

معاویه، وقتی این ابیات را از زبان میسون شنید او را طلاق داد و نزد قومش باز گردانید. میسون در آن هنگام، یزید را بار داشت.

نقل دیگری است که می‌گوید: میسون به هنگام شیرخوارگی یزید، او را به بیابان برد و لذا یزید زبان فصیح را آموخت.

بغدادی نقل می‌کند: وقتی معاویه میسون را طلاق می‌داد، به او گفت: آن‌چه که بود بر ما آشکار کردی.

میسون پاسخ داد: آن زمان که عقیده درونی‌مان را پنهان داشتیم، شادمان نشدیم و آن‌هنگام که عقیده خویش را ابراز کردیم، پشیمان نشدیم.

میسون پیرو آیین مسیح بود و تا پایان عمر، بر این آیین باقی ماند.[4]

پی نوشت‌ها



[1] . یک‌شنبه اول محرم سال 80 = نهم مارس سال 699 ؛ جمعه چهارم ذی‌القعده سال 80 = اول ژانویه سال 700 .


[2] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 4 ؛ تذکرة الحفّاظ، ج1، ص 56 ؛ ابن طولون، قضاة دمشق، ص 5 ؛ الاستیعاب، ج4، ص 1354.


[3] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 223 ؛ الأغانی، ج24، ص110 ؛ بلوغ الإرب، ج3، ص 142 ؛ الامالی، ج1، ص148.


[4] . الاعلامزرکلی، ج2، ص136؛ الاستیعاب، ج1، ص343؛ فتوح‌البلدان، ص330؛حسن‌المحاضره،ج1،ص187 ؛تاریخ‌طبری،ج5،ص288،293و323.

[ 1 ] . الاعلام زرکلی، ج4، ص204 ؛ عقد الفرید، ج1، ص 225 ؛ اُسد الغابه، ج3، ص 198 ـ 200 ؛ زبیری، نسب قریش، ص81 ـ 82 .

[ 2 ] . الاعلام زرکلی، ج6، ص 116 ؛ الأغانی، ج11، ص 204 ؛ فوات الوفیات، ج2، ص 289.

[ 3 ] . الاعلام زرکلی، ج8 ، ص 177 ؛ شذرات الذهب، ج1، ص 88 ؛ البدایة والنهایه، ج9، ص34.

[ 4 ] . الاعلام زرکلی، ج8 ، ص 298 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص 49 ؛ بغدادی، خزانة الأدب، ج3، ص593 ؛ المحبّر، ص21.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 246
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست