responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 248

فاطمه دختر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله هستند ـ وی به مادرش حنفیه نسبت داده شده او چون، مادرش سیه‌چرده بود و از قهرمانان سلحشور اسلام به‌شمار می‌آمد. ماجرای دلاوری‌های او بسیار است. محمد بسیار عالم و پرهیزکار بود.

مختار ثقفی مردم را به پذیرش امامت وی فرا خواند و اعلان کرد که علی بن ابی‌طالب به امامت پسرش حسن و او به امامت برادرش حسین و حسین نیز به امامت برادرش، محمد بن حنفیه، تصریح کرده است. پیروان او را «کیسانیه» می‌نامند. کیسان لقب او ـ و به گفته‌ای ـ لقب مبلّغ و مروّج مسلک او، مختار ثقفی است.

مختار بر این باور بود که محمد بن حنفیه همان مهدی موعود است ( 402) و گروهی از رافضیان نیز معتقدند که او زنده است و در کوه «رضوی» در ناحیه نجد اقامت دارد و ایشان منتظر قیام او در آخرالزمان هستند. به همین جهت سیّد حمیری که از غُلات شیعه بود ( 403)می‌گوید:

«ابن خوله (محمد بن حنفیه) مزه مرگ را نچشید ؛ و هیچ زمینی نیز تن او را در بر نگرفت. بلکه او در ناحیه خرّم کوهستانی «رضوی» مقیم است ؛ و فرشتگان بر او درود و سلام می‌فرستند. و او را طعام و نوشیدنی‌هایی است که (بی‌وقفه) از آن بهره‌مند می‌شود».[1]

هُجَیمه دختر حیّیّ

ام درداء صغری، هجیمه وصابی، دختر حیّیّ که به قبیله «وصاب» از قبایل حِمْیر یمنی است. وی اهل دمشق بود. ابو درداء با وی ازدواج کرد و از آن پس، ام درداء صغری نامیده شد تا با این نام از ام درداء کبری ـ که خیّره، دختر ابو حدرد و همسر اول ابو درداء بود ـ تمییز داده شود. هجیمه از تابعین و زنی فقیه و محدّث بود و از علم و دانش و عقل بهره‌ای بسیار داشت. او از ابودرداء، سلمان فارسی و عایشه ام‌المؤمنین حدیث نقل کرد و حافظان بزرگ حدیث، از او حدیث نقل کرده‌اند. وی زنی زیبا بود که لباس زاهدان (که از سر تا پا را می‌پوشاند) بر تن می‌کرد و در صف مردان نماز می‌گزارد. او هم‌چنین در جلسات قاریان قرآن شرکت می‌کرد تا این‌که همسرش، ابودرداء، به او فرمان داد تا به جمع زنان بپیوندد.

ابودرداء پس از مدتی درگذشت و معاویة بن ابی‌سفیان از هجیمه خواستگاری کرد، اما هجیمه برای ابراز وفاداری نسبت به شوهر اولش از ازدواج با معاویه خودداری ورزید. او در کَنَف حمایت بنی امیه زیست و شش ماه را در دمشق و شش ماه را در بیت‌المقدس اقامت می‌کرد.[2]

پی نوشت‌ها



[1] . پنج‌شنبه اول محرم سال 81 = 26 فوریه سال 700 ؛ شنبه شانزدهم ذی القعده سال 81 = اول ژانویه سال 701 .


[2] . الاعلام زرکلی، ج3، ص 291 ؛ الاستیعاب، ج3، ص426 ؛ همان، ج4، ص 1603 ؛ حسن المحاضره، ج1، ص242 ؛ اُسد الغابه، ج3، ص 16 ؛ همان، ج6، ص 355 ؛ المعارف، ص 309.

[ 3 ] . الاعلام زرکلی، ج7، ص 152 ؛ تاریخ طبری، ج6، ص 71 و 138 ؛ مسعودی، ج3، ص116 ؛ مقالات الاسلامیین، ص90 ؛ الفرق بین الفِرَق، ص23، 38 و 40 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص 249.

[ 4 ] . الاعلام زرکلی، ج9، ص68 ؛ تذکرة الحفّاظ، ج1، ص 53 ؛ العبر، ج 1، ص 93.

سال 82 ق = 701 ـ 702م

رویدادها

عبدالملک بن مروان قول حکومت عراق و عزل حجاج را به عبدالرحمان بن اشعث داد، اما او از پذیرفتن این پیشنهاد خودداری ورزیده و به سرپیچی خود ادامه داد.

تعیین یزید بن مهلب به عنوان حاکم خراسان، پس از درگذشت پدرش، مهلب بن ابی صفره.

حسان بن نعمان، امیر افریقیه، شهر تونس و مسجد جامع «زیتونه» را ساخت. آن‌گاه در تونس ـ که اولین پایگاه نظامی در ناحیه مغرب بود ـ محلی را برای ساختن کشتی‌های جنگی تأسیس کرد.

فرمانده ناوگان بیزانس پس از تصرف «قرطاجه» به دست مسلمانان، علیه امپراتور «لیونیتنوس» شورش کرد و او خود را به امپراتوری روم نصب کرده و نام «تیبریوس سوم»، بر خود نهاد.

وقایع نظامی

شورش‌ها

قیام ابن اشعث: عبدالرحمان بن اشعث، نخست در نبرد «زاویه» و سپس در نبرد «دیر جماجم» در نزدیکی کوفه، حجاج را شکست داد.

کشمکش با بربرها و رومیها

افریقیه: حسان بن نعمان، حاکم افریقیه، طی نبردی خونین که در محلی به نام «بئر الکاهنه» رخ داد کاهنه را شکست داده و به تعقیب او پرداخت سرانجام، حسان سپاه او را در هم کوبید و کاهنه نیز، طی این نبرد کشته شد.

حسان بن نعمان، قرطاجه را از دست رومیان رها ساخت و آنان را ناچار کرد که از راه دریا فرار کنند و بدین ترتیب، شهر را باز پس گرفت.

درگذشتگان

ابن ابی لیلی.

ابوالبختری.

بثینه عذری.

جمیل بثینه.

کاهنه.

کمیل بن زیاد نخعی.

مهلب بن ابی صفره.

[ 1 ] . الاعلام زرکلی، ج7، ص 152 ؛ تاریخ طبری، ج6، ص 71 و 138 ؛ مسعودی، ج3، ص116 ؛ مقالات الاسلامیین، ص90 ؛ الفرق بین الفِرَق، ص23، 38 و 40 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص 249.

[ 2 ] . الاعلام زرکلی، ج9، ص68 ؛ تذکرة الحفّاظ، ج1، ص 53 ؛ العبر، ج1، ص 93.

[ 3 ] . سه‌شنبه اول محرم سال 83 = پانزدهم فوریه سال 701 ؛ یک‌شنبه 26 ذی القعده سال 82 = اول ژانویه سال 702 .

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 248
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست