نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 251
محمد بن سعد بن ابیوقاص
ابوالقاسم، محمد بن سعد بن ابیوقاص زهری از قبیله قریش است. وی فرماندهی از دولتمردان در عصر مروانیان بود که پیشینه نیکویی داشت. محمد بن حبیب او را یکی از هفت نفر از فصحای اسلام شمرده است این هفت نفر عبارتند از: ابان بن عثمان بن عفان، ابان بن سعید بن عاص، عبدالملک بن عمیر لیثی، ابوالاسود دوئلی، محمد بن سعد بن ابیوقّاص، حسن بصری و قبیصة بن جابر اسدی.
محمد از کسانی بود که از بیعت با یزید بن معاویة بن ابیسفیان خودداری ورزید و در کوفه اقامت گزید تا زهد و پارسایی پیشه نماید ؛ سپس به همراه ابن اشعث بر ضد عبدالملک بن مروان شورید و در نبرد «دیر الجماجم» حضور یافت. وی پس از آن در مدائن اقامت گزید تا این که حجاج قصد او را نمود. در نتیجه وی نزد ابن اشعث رفت و همراه او در جنگ «مِسکن» شرکت جست، اما در آنجا به اسارت درآمد و نزد حجاج برده شد. حجاج نیز دستور داد وی را با شکنجه به قتل برسانند.
به علت کوتاهقدی او را سایه شیطان لقب دادند. حجاج نیز به وقت کشتنش او را چنین خواند.[1]
مُعاذه عدویه
ام صهباء، معاذه، دختر عبدالله عدوی از مردم بصره بود. وی دانشمندی آگاه به حدیث و در نقل حدیث، حجت و ثقه بود. او از عایشه و علی علیهالسلام حدیث نقل کرده است. هنگامی که همسرش، صلة بن اشیم، همراه پسرش در جنگ شرکت داشت صلة به پسرش گفت: پسرم به پیش بتاز و بستیز تا تو را فرزند واقعی خویش بدانم. پسرش نیز حمله کرد و جنگید تا کشته شد. سپس صلة گام به پیش نهاد و به نبرد پرداخت تا جان باخت. به دنبال این ماجرا، زنان گرد معاذه جمع شدند. معاذه به آنها گفت:
اگر به نزد من آمدهاید تا به من تهنیت بگویید، خوش آمدید، اما چنانچه هدفی جز این دارید، باز گردید.[2]
پی نوشتها
[1] . شنبه اول محرم سال 83 = چهارم فوریه سال 702 ؛ دوشنبه هفتم ذی الحجه سال 83 = اول ژانویه سال 703 .
حجاج ثقفی، امیر عراق شهری را بین بصره و کوفه بنا کرد و آن را «واسط» نامید. سپس آنجا را مرکز حکومت خویش قرار داد سپاه اعراب شامی و ترکهای بین النهرین را ـ که به عنوان اسیران جنگی یا تبعیدی و یا کسانی که خود به عراق آمده بودند ـ در آن شهر سکنا داد.
وقایع نظامی
فتوحات و غزوات
سرزمین روم: عبدالله بن عبدالملک بن مروان به سرزمین روم حمله برد و «مصیصه» را به تصرف خویش درآورد. سپس انبوهی از جنگآوران نیرومند و سلحشور خود را در آن متمرکز کرد.
جنگآورانی که عدهای از آنان به «ابدال» شهرت یافتند ؛ یعنی کسانی که هرگاه یکی از آنان به شهادت میرسید، خداوند، دیگری را جایگزین وی میکرد.
ماوراء النهر: یزید بن مهلب، حاکم خراسان، در ماوراء النهر بر «نیزک» پادشاه ترک هجوم برد و دژ او را تصرف کرده او را به اسارت در آورد.
درگذشتگان
ابن قریّه.
روح بن زنباع.
عبدالله بن حارث هاشمی.
عمران بن حطّان.
ابن قریّه
ابو سلیمان، ایوب بن زید بن قیس بن زراره هلالی یکی از پیشوایان بلاغت و سخنوری مثالزدنی بود که اگر کسی را در بلاغت میستودند، میگفتند : بلیغتر از ابن قریّه است.
قریّه نام مادرش بود از این رو او را ابن قریّه میخواندند. وی از اعراب صحرانشین بود که به «عین التمر» در غرب کوفه رفت وآمد میکرد. بعدها به حجاج پیوست و حجاج بیان نیکوی وی را پسندید و او را نزد عبدالملک بن مروان فرستاد و هنگامی که ابن اشعث از اطاعت عبدالملک سر باز زد، حجاج وی را به عنوان فرستاده خویش، نزد او فرستاد، اما ابن قریّه به ابن اشعث پیوست و در نبرد «دیر الجماجم» در کنار او جنگید. ابن قریّه مردی دلاور بود و زمانی که ابن اشعث شکست خورد، ابن قریّه را به عنوان اسیر نزد حجاج آوردند و او دستور داد گردنش را بزنند، اما بعد از کشتنِ وی، پشیمان شد.(4)
[ 1 ] . الاعلام زرکلی، ج7، ص6 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص 482 ؛ المحبّر، ص235 ؛ الطبقات الکبری، ج3، ص88 ؛ تاریخ طبری، ج6، ص373.