responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 252

رَوْح بن زنباع

ابو زرعه، رَوْح بن زنباع بن روح بن سلامه جذامی، از تابعین برجسته و جزو راویان حدیث بود. ابوزرعه نزد عبدالملک همچون وزیری بود و هیچ‌گاه وی را ترک نمی‌گفت. عبدالملک می‌گفت: رَوْح، فرمان‌برداری مردم شام و زیرکی مردم عراق و فقه اهل حجاز را در خویش گرد آورده است. او حاکم فلسطین، فرمانده، سخنور، سالار و سردار یمنی‌ها بود.[1]

عبدالله بن حارث هاشمی

ابومحمد، عبدالله بن حارث بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلّب هاشمی قرشی ملقب به «ببّه» بود. مادرش هند، دختر ابوسفیان و خواهر معاویه است. مروان بن حکم او را قاضی مدینه کرد و ابن زبیر وی را در سال 65 ق به امارت بصره گماشت. چون شورش ابن اشعث بالا گرفت، عبدالله بن حارث از دست حجاج به عمان گریخت و در آن‌جا در 75 سالگی درگذشت.[2]

عمران بن حطّان

ابو سماک (و به نقلی أبو شهاب) عمران بن حطان بن ظبیان سدوسی شیبانی وائلی است. سردسته «قَعَده» صفریه (کسانی که به جنگ نپرداختند) و سخنور و شاعر ایشان و پیش از آن، از سنیان بصره بود. در آن‌جا تعدادی از صحابه را درک و از آنان روایت نقل کرد. راویان حدیث نیز از وی روایت کرده‌اند. عمران وقتی پیرتر شد، به خوارجِ «شُرات» پیوست. گفته‌اند که او با زنی از خوارج ازدواج کرد و قصد داشت او را به آیین خویش در بیاورد، اما آن زن عمران را به مسلک خود معتقد ساخت و بعد از آن، عمران به خوارج شرات پیوست. بدین سبب، حجاج در تعقیب او بود، اما عمران به شام گریخت و در آن‌جا عبدالملک بن مروان در صدد دست‌گیری‌اش برآمد. از این‌رو، به عمان کوچید. حجاج به حاکم آن‌جا دستور داد تا او را بازداشت کند. لذا به قوم «ازَد» پناه آورد و بر آیین «اباضیه» در بین آن قوم جان سپرد.

از آن‌رو عمران از «قعده» صفریه به‌شمار می‌آید که عمری طولانی داشت و توان جنگیدن را از دست داده بود. لذا به تحریض خوارج با شعر و سخنرانی اکتفا کرد. وی شاعر نوآور و نغزسرایی بود. هموست که می‌گوید:

«تا به کی عدلی را که در سایه آن زندگی کنیم، نبینیم ؛ و تا به کی برای مبلغان حق و عدالت یار و یاوری مشاهده نکنیم.[3]

صُفریّه

درباره نسبت آنها اختلاف نظر وجود دارد. بعضی آنان را به زیاد بن اصفر، عدّه‌ای به عبدالله بن اصفر، تعدادی دیگر به نعمان اصفر و

سرانجام، جماعتی، صفریه را به مهلب بن ابی صفره نسبت می‌دهند، ولی بیشتر متکلمان، آنها را به دلیل زردی که در اثر کثرت عبادت و فرسودگی جسمشان بر چهره‌هایشان نمایان گشته بود، «صفریه» خوانده‌اند به هرحال، عمران بن حطان، امام و پیشوای ایشان به‌شمار می‌رفت که با وی بیعت کردند. صفریه با دیگر فرقه‌های خوارج ـ و به‌خصوص ازارقه ـ در موارد ذیل مخالفت ورزیدند.

صفریه، تقیه را تنها در گفتار و نه در عمل روا می‌دانستند. آنان هم‌چنین کشتن زنان و کودکان مخالفانشان را مجاز نمی‌دانستند و بر این باور بودند که جنگیدن با هر کس دیگری، جز نیروهای دولتی جایز نیست. صفریه رأی و نظر واحدی نداشتند، بلکه خود به فرقه‌های مختلفی تقسیم شدند و هر کدام از این فرقه‌ها پیروانی داشتند که به آن فرقه نسبت داده می‌شدند.[4]

پی نوشت‌ها



[1] . چهارشنبه اول محرم سال 84 = 24 ژانویه سال 703 ؛ سه‌شنبه هیجدهم ذی الحجه سال 84 = اول ژانویه سال 704 .


[2] . الاعلام زرکلی، ج1، ص 381 ؛ وفیات الاعیان، ج1، ص82 ؛ النجوم الزاهره، ج1، ص 207 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص 205 ؛ تاریخ طبری، ج6، ص 385 ؛ مروج الذهب، ج3، ص 140.


[3] . الاعلام زرکلی، ج3، ص62 ؛ البدایة والنهایه، ج9، ص 54 ؛ ابن القوطیه، ص 157 و 158 ؛ اُسد الغابه، ج2، ص 237 و 238 ؛ تاریخ طبری، ج5، ص 496، 531 و 536.


[4] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 205 ؛ المحبّر، ص257 ؛ الإصابه، ج2، ص 282.

[ 5 ] . الاعلام زرکلی، ج5، ص 233 ؛ مبرّد، الکامل، ج2، ص 121 ؛ الأغانی، ج18، ص115 به بعد ؛ خزانة الادب، ص 436 و 441 ؛ الإصابه، ت/6877.

[ 6 ] . الملل والنحل، ص 65 ـ 66 (تحقیق از البیر نصر).

سال 85 ق = 704 ـ 705 م

رویدادها

رتبیل، پادشاه ترک در ناحیه سیستان عبدالرحمان بن اشعث را ـ که پیش از این بدو پناهنده شده بود ـ دست‌گیر کرد تا تسلیم حجاج کند، اما ابن اشعث خود را از بام قصری بلند پایین انداخت و کشته شد. به گفته‌ای رتبیل او را کشت و سرش را برای حجاج فرستاد.

حجاج، حاکم عراق، یزید بن مهلب را از حکومت خراسان برکنار کرد و برادرش، مفضل بن ابی مهلب، را به‌جای وی گمارد و یزید را زندانی کرد.

عبدالعزیز بن مروان، حاکم مصر، حسان بن نعمان غسانی را از امارت افریقیه عزل و موسی بن نصیر را به عنوان امیر افریقیه و مغرب منصوب کرد.

عبدالعزیز بن مروان درگذشت و عبدالله بن عبدالملک بن مروان به‌عنوان حاکم مصر منصوب گردید و افریقیه را از مصر جدا ساخت.

[ 1 ] . الاعلام زرکلی، ج3، ص62 ؛ البدایة والنهایه، ج9، ص 54 ؛ ابن القوطیه، ص 157 و 158 ؛ اُسد الغابه، ج2، ص 237 و 238 ؛ تاریخ طبری، ج5، ص 496، 531 و 536.

[ 2 ] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 205 ؛ المحبّر، ص257 ؛ الإصابه، ج2، ص 282.

[ 3 ] . الاعلام زرکلی، ج5، ص 233 ؛ مبرّد، الکامل، ج2، ص 121 ؛ الأغانی، ج18، ص115 به بعد ؛ خزانة الادب، ص 436 و 441 ؛ الإصابه، ت/6877.

[ 4 ] . الملل والنحل، ص 65 ـ 66 (تحقیق از البیر نصر).

[ 5 ] . دوشنبه اول محرم سال85 = چهارم ژانویه سال 704 ؛ جمعه 29 ذی‌الحجه سال 85 = اول ژانویه سال705.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 252
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست