responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 257

عبدالله بن ابی اوفی

ابومعاویه، عبدالله بن ابی اوفی اسلمی، از اصحاب رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بود که در حدیبیه و خیبر و دیگر جنگ‌های پس از آن حضور یافت. او تا زمان درگذشت پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در مدینه بود و سپس به کوفه رفت. وی از آخرین بازماندگان صحابه رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در کوفه به‌شمار می‌آمد.[1]

عبدالملک بن مروان

ابوالولید، عبدالملک بن مروان بن حکم اموی قرشی، مادرش عایشه دختر معاویة بن مغیرة بن ابی‌العاص بن امیه است پس از درگذشت پدرش در سال 65 ق امر خلافت به او رسید. وی امور خلافت را به خوبی اداره کرد و به عنوان چهره‌ای نیرومند ظاهر شد. عبدالملک بسیار پر هیبت و نسبت به مخالفانش سخت‌گیر بود. پس از کشته شدن مصعب بن زبیر و برادرش عبدالله بن زبیر در جنگشان با حجاج، مسلمانان درباره خلافت عبدالملک اتفاق نظر پیدا کردند. عبدالملک در مدینه بزرگ شد. وی فقیهی آگاه و عابدی پرهیزکار بود ( 404) و پیش از تصدی امر خلافت از فقهای مدینه به شمار می‌آمد. وی از لحاظ کاردانی و هوشیاری و هم‌چنین عزم و اراده، از برترین خلفا به‌شمار می‌رفت. در روزگار او بود که دیوان‌های حکومتی از فارسی و رومی به عربی برگردانده شد. در دوران وی نقطه‌گذاریِ حروف عربی متداول گردید عبدالملک نخستین کسی بود که به ضرب سکه (دینار) پرداخت. پیش از وی عمر بن خطاب درهم ضرب کرد.

در کتاب نجوم الزاهرة از تألیفات ابن تغری بردی آمده است: در سال 72 ق عبدالملک بن مروان، مسجد الاقصی و قبة الصخره را در بیت‌المقدس ساخت. ابن تغری، علت ساخت این دو بنا را از سوی عبدالملک این‌گونه بیان می‌کند: چون عبدالله بن زبیر در مکه مردم را به اطاعت از خویش می‌خواند، و در ایام حج و در منی و عرفه سخنرانی می‌کرد و به عبدالملک دشنام می‌داد و از زشتی‌های بنی‌امیه یاد می‌نمود و می‌گفت: حکم بن عاص جدّ عبدالملک ؛ را رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله طرد و نفرین کرده و این گفتارها سبب می‌شد که بیشتر مردم شام به ابن زبیر متمایل گردند وی مردم را از به‌جای آوردن حج بازداشت که این خود، باعث نارضایتی و غوغای مردم گردید. لذا عبدالملک قبة الصخره و مسجد الاقصی را بنا نمود تا مردم را از به‌جای آوردن مراسم حج و عمره باز دارد، مردم نیز همان‌گونه که به گرد کعبه طواف می‌کردند، بر گرد صخره می‌گشتند و روز عید قربان، همان‌جا قربانی می‌کردند. از سوی دیگر، عبدالعزیز بن مروان، برادر عبدالملک نیز که کارگزار مصر بود، مراسمی همچون مراسم عرفه را برای مردم مصر اجرا کرد.

شاعران، عبدالملک را بسیار ستوده‌اند و از راه ستایش او به صله و

انعام فراوانی دست یافتند. جریر شاعر در مدح او می‌گوید:

«اگر خلیفه و قرآنی که آن را تلاوت می‌کنیم نباشند، هیچ حکمی از احکام دینی برای مردم اجرا نمی‌شود و امور آنان نیز سامان نمی‌یابد.

تو، امین و ولی خداوند در میان مردمانی، و در این امر خطیری که بر عهده گرفته‌ای بی‌عدالتی نورزیده‌ای و هیچ پروایی نیز در اجرای حق نداشته‌ای.

تو مبارک خلیفه‌ای هستی و آن‌گاه که مردم با پیروی از هواهایشان دسته دسته می‌شوند، خداوند به دست تو آنان را هدایت می‌کند.

ای آل مروان، این را بدانید که خداوند شما را بر آنان که دین و آیین ایشان با بدعت‌ها آمیخته است، برتری تمام بخشید».

عبدالملک در شصت سالگی درگذشت.[2]

قبیصة بن ذؤیب

ابوسعید و به گفته‌ای ابوسفیان، قبیصة بن ذؤیب خزاعی مدنی یکی از تابعین و فقهای مدینه بود. وی در سال فتح مکه تولد یافت. قبیصه یکی از محدثان ثقه بود و از زید بن ثابت، ابوهریره، ابوبکر، عمر و عبدالرحمن عوف روایت کرده و مکحول و زهری و تعداد دیگری از تابعین از او حدیث نقل کرده‌اند. وی از مدینه به دمشق رفت و به عبدالملک بن مروان پیوست. و از برگزیده‌ترین مردم نزد وی شد تا جایی که عبدالملک وی را محرم اسرار خویش قرار داد، به‌گونه‌ای که بدون اجازه، نزد خلیفه می‌آمد و وی را از آن‌چه در نوشته‌های ملل مختلف آمده بود، آگاه می‌ساخت. امام «نووی» درباره قبیصه می‌گوید: او محدثی مورد وثوق و اطمینان بوده و حدیث فراوان نقل کرده و مجد بن حبیب نیز او را از کاتبان و معلمان برجسته به‌شمار می‌آورده است. وی در دمشق درگذشت.[3]

پی نوشت‌ها



[1] . جمعه اول محرم سال 86 = دوم ژانویه سال 705 ؛ سه‌شنبه سی‌ام ذی الحجه 86 = 22 دسامبر سال 705 .


[2] . الاعلام زرکلی، ج3، ص 154 ؛ الأغانی، ج3، ص 276.


[3] . الاعلام زرکلی، ج2، ص 23 ؛ تاریخ طبری، ج5، ص139 ـ 167 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج3، ص 354، 359، 383 و 398 ؛ الإصابه، ج1، ص 152 ؛ اُسد الغابه، ج1، ص 214 ؛ تاریخ بغداد، ج1، ص 210.

[ 4 ] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 184 ؛ شهرستانی، الملل والنحل، ج1، ص 134 ؛ مقالات الاسلامیین، ج1، ص 188 ؛ الکامل، ج3، ص 104 ؛ مروج الذهب، ج3، ص 172 ؛ دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «اباضیه».

[ 5 ] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 240 ؛ الاستیعاب، ج3، ص 870 ؛ الإصابه، ج2، ص 271 ؛ شذرات الذهب، ج1، ص 98 ؛ البدایة والنهایه، ج9، ص 75.

[ 6 ] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 312 ؛ تاریخ طبری و ابن اثیر، حوادث سال 62 ـ 86 ق ؛ البدایة والنهایه، ج 8 ، ص 260 ؛ همان، ج 9 ، ص 61 ؛ النجوم الزاهره ، ج 1، ص 188 ؛ سیوطی، تاریخ الخلفاء ، ص 314 و322 ؛ فوات الوفیات ، ج 2 ، ص 31 ؛ الکتّاب والوزراء ، ص 34 ؛ مروج الذهب، ج 3 ، ص 91 و117 ؛ المعارف، ص 355 ؛ ابن خلدون، ج 3 ، ص 77 ـ 128 .

[ 7 ] . المحبّر، ص261 ـ 302 ؛ تهذیب الاسماء، ج2، ص 56 ؛ شذرات الذهب، ج1، ص 98 ؛ البدایة والنهایه، ج9، ص 73.

[ 1 ] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 240 ؛ الاستیعاب، ج3، ص 870 ؛ الإصابه، ج2، ص 271 ؛ شذرات الذهب، ج1، ص 98 ؛ البدایة والنهایه، ج9، ص 75.

[ 2 ] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 312 ؛ تاریخ طبری و ابن اثیر، حوادث سال 62 ـ 86 ق ؛ البدایة والنهایه، ج 8 ، ص 260 ؛ همان، ج 9 ، ص 61 ؛ النجوم الزاهره ، ج 1، ص 188 ؛ سیوطی، تاریخ الخلفاء ، ص 314 و322 ؛ فوات الوفیات ، ج 2 ، ص 31 ؛ الکتّاب والوزراء ، ص 34 ؛ مروج الذهب، ج 3 ، ص 91 و117 ؛ المعارف، ص 355 ؛ ابن خلدون، ج 3 ، ص 77 ـ 128 .

[ 3 ] . المحبّر، ص261 ـ 302 ؛ تهذیب الاسماء، ج2، ص 56 ؛ شذرات الذهب، ج1، ص 98 ؛ البدایة والنهایه، ج9، ص 73.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 257
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست