responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 260

سال 90 ق = 708 ـ 709م

رویدادها

ولید بن عبدالملک برادرش، عبدالله را از امارت مصر برکنار کرد و قرة بن شریک عبسی را به جای وی گمارد.

فرار یزید بن مهلب و برادرش، مفضل از زندان حجاج و پناهنده شدنشان به سلیمان بن عبدالملک در رمله و شفاعت سلیمان برای آن‌دو نزد برادرش ولید.

ولید بن عبدالملک گروهی از اقوام «زطِّ» سند را به انطاکیه منتقل کرد تا آنان حملات «جراجمه» را سد کنند. این عدّه را محمد بن قاسم ثقفی، امیر سند نزد حجاج فرستاده بود و حجاج نیز آنان را به شام گسیل داشت.

وقایع نظامی

فتوحات و لشکرکشی‌ها

سرزمین روم: ولید بن عبدالملک پسرش، عباس را مأمور حمله و لشکرکشی به روم کرد و او نیز در ناحیه فرات علیا به پیش‌روی خود ادامه داد تا این‌که به ناحیه ارزروم رسید.

یورش رومیان بر مصر: رومیان به ناحیه دمیاط هجوم آوردند و فرمانده دریایی، خالد بن کیسان را به اسارت درآورده و وی را با خود نزد امپراتور روم بردند. امپراتور نیز وی را آزاد کرد و او نزد ولید بن عبدالملک، بازگشت.

درگذشتگان

حسن مثنّی.

مسکین دارمی.

وضّاح الیمن.

حسن مثنّی

ابومحمد، حسن بن حسن بن علی بن ابی‌طالبِ هاشمی قرشی است. اودختر عمویش (حسین) را به همسری برگزید و مادرش، خوله، دختر منظور فزاری بود. وی در عصر خویش، بزرگ بنی طالب به‌شمار می‌آمد. عبدالملک بن مروان از او می‌ترسید. او متهم شد که با مردم عراق مکاتبه نموده و آنان نیز به وی برای امر خلافت وعده بیعت داده‌اند. وقتی این خبر به ولید بن عبدالملک رسید، به عامل خود در مدینه دستور داد تا او راتازیانه بزند، اما کارگزار او این کار را نکرد و طی نامه‌ای از ولید خواست تا حسن را ببخشد. حسن در جریان کربلا به جهت خردسالی‌اش جان به در برده بود.[2]

مسکین دارمی

نامش ربیعة بن عامر، از قبیله بنی تمیم و به یکی از نیاکانش (دارم) منسوب است. برای این سروده‌اش، از وی بیشتر به لقب مسکین یاد کرده‌اند:

«من نزد کسی که مرا نمی‌شناسد مسکینم ؛ اما آن‌که مرا می‌شناسد سخنوری زبردست هستم.

آبرویم را به مردم نمی‌فروشم ؛ چرا که در این صورت، همه چیزم را به آنان داده‌ام و دیگر چیزی در اختیار ندارم».

مسکین، شاعری والا و از سران قوم خود بود. او کسی بود که کار معاویه را در واگذاری خلافت به پسرش یزید، تأیید کرد و در مجلس معاویه که سران بنی امیه و دیگر بزرگان حضور داشتند وی را طی قصیده‌ای ستود و گفت:

«اگر صاحبِ منبر غربی (معاویه) آن را ترک گوید ؛ بعد از او یزید، امیرالمؤمنین، خواهد بود».

هنگامی که مسکین قصیده‌اش را به پایان رسانید، همه امویان گفته او را پذیرفتند. پس از آن، معاویه و همین‌طور یزید، او را صله و انعام فراوان بخشیدند. زیاد بن ابیه، امیر عراق، در دوران خشکسالی به اونیکی کرد و زمین و مالی به وی بخشید. وقتی زیاد بن ابیه مُرد، دارمی در رثایش گفت:

«چون زیاد با ما وداع کرد و از این جهان رفت ؛ عزّت و سرافرازی اسلام نیز رو به افول نهاد».

فرزدقِ شاعر، چون از زیاد نفرت داشت، به معارضه با مسکین درآمد و دو شاعر، با قصایدشان به هجو یک‌دیگر پرداختند.[3]

وضّاح الیمن

عبدالرحمان بن اسماعیل بن عبدالکلال، از آل خولان، تیره‌ای از حُمیر و بنا به قولی، از مردم ایرانی است. وی شاعری بود که غزل‌های لطیف و اشعار عاشقانه تحسین‌برانگیز می‌سرود. او زیبارو بود و از این‌رو، در اجتماعات نقاب می‌زد. او ماجراهای عشقی معروفی با زنی یمنی به نام «روضه» داشت. وضّاح الیمن در خلافت ولید بن عبدالملک برای ادای مناسک حجّ به مکه آمد و در آن‌جا ام البنین، دختر عبدالعزیز بن مروان، همسر ولید را دید و به سرودن شعر در وصف زیبایی او پرداخت. از این‌رو ولید او را کشت.[4]

پی نوشت‌ها


[ 1 ] . سه‌شنبه اول محرم سال 90 = بیستم نوامبر سال 708 ؛ سه‌شنبه سیزدهم صفر سال 90 = اول ژانویه سال 709 .


[2] . الاعلام زرکلی، ج2، ص 201 ؛ البدایة والنهایه، ج9، ص 130.


[3] . الأغانی، ج20، ص204 ؛ معجم الأدباء، ج11، ص 126.


[4] . الأغانی، ج6، ص 209 ؛ بروکلمان، ج1، ص202.

یادداشت‌ها:

[ 405 ] . مورخانی که گرایش اموی داشته‌اند مختار را متّهم می‌کنند که مذهب کیسانی داشته است و مردم را به امامت محمّد حنفیه فرا می‌خوانده است، ولی این نسبت‌ها به مختار دور از واقعیت و حقیقت است و نهضت او فقط برای برپا داشتن عدالت و قطع ظلم و ستم امویان بود، از این‌روست که پیشوایان و امامان ما هم‌چون امام سجّاد و امام باقر و امام صادق علیهم‌السلام به روح پاک او درود فرستاده‌اند ، و امام باقر علیه‌السلام بسیار او را ستوده است ؛ شخص مختار و کارهای او همواره مورد ستایش اهل بیت علیهم‌السلام قرار گرفته است (الغدیر، ج 2، ص 343).

[ 406 ] . سید حمیری عمر خود را در راه بیان فضائل و مناقب علی علیه‌السلام و اهل بیت علیهم‌السلام گذرانیده است و نسبت غلو به وی صحیح نیست هرچند سید در ابتدا تابع مذهب کیسانی بود ولی بعد از آن برگشت و پیرو مذهب جعفری شد (الغدیر، ج2، ص 240 ـ 244).

[ 407 ] . هنگامی که خبر خلافت به عبدالملک رسید او مشغول تلاوت قرآن بود، قرآن را بر هم نهاد و گفت: «هذا فراق بینی وبینک ؛ این آخرین دیدار من با تو است» (تاریخ بغداد، ج 10، ص 390).

[ 1 ] . سه‌شنبه اول محرم سال 90 = بیستم نوامبر سال 708 ؛ سه‌شنبه سیزدهم صفر سال 90 = اول ژانویه سال 709 .

[ 2 ] . الاعلام زرکلی، ج2، ص 201 ؛ البدایة والنهایه، ج9، ص 130.

[ 3 ] . الأغانی، ج20، ص204 ؛ معجم الأدباء، ج11، ص 126.

[ 4 ] . الأغانی، ج6، ص 209 ؛ بروکلمان، ج1، ص202.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 260
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست