نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 263
سند: محمد بن قاسم به پیشروی خود در سرزمین سند ادامه داده، «مولتان» را فتح نموده و به مصب رودخانه سند رسید.
اسپانیا ـ اندلس: موسی بن نصیر، سپاه انبوهی را به استعداد هیجده هزار نفر آماده کرد و دریا را به قصد رسیدن به اندلس درنوردید. او موفق شد، شهرهای غرب اندلس، همچون: «سیدونیه»، (شذونه)، «اشبیلیه»، «لبله»، «مارده» و «قرمونه» را تسخیر کند و آنگاه رو به شمال نهاد تا به طارق بن زیاد بپیوندد.
درگذشتگان
ابن مهران ریاحی.
انس بن مالک.
ژوستینین دوم.
عمر بن ابی ربیعه.
ابن مهران ریاحی
ابوالعالیه، رفیع بن مهران ریاحی، غلام آزاد شده زنی از بنی ریاح، یکی از تیرههای بنی تمیم و از قاریان و مفسران قرآن بهشمار میآید. بعد از صحابه، کسی چون او از قرآن آگاهی نداشت و سعید بن جبیر نیز در مرتبه پس از او قرار داشت.[1]
انس بن مالک
ابوثمامه (ابوحمزه) انس بن مالک بن نضر بن ضمضم بن زید نجاری خزرجی، مادرش ام سلیم (رمیصا) دختر ملحان انصاری بود. روزی مادرِ انس خدمت پیامبر صلیاللهعلیهوآله رسید و عرض کرد: انس خادم دانائی است و میتواند به شما خدمت کند. او را به شما بخشیدیم. حضرت نیز او را پذیرفت و بدین ترتیب، انس از زمانی که پیامبر صلیاللهعلیهوآله به مدینه هجرت کردتا زمان وفاتش، پیوسته ملازم و خادم ایشان بود. پس از آن، انس به شام و از آنجا به بصره هجرت کرد او آخرین صحابی ساکن بصره بود که در آنجا درگذشت. انس را در «طف» در محلی موسوم به «قصرِ انس» به خاک سپردند.
پسرش عبدالله در شورش ابن جارود، علیه حجاج در سال 76 ق با وی همراه شد. پدرش انس نیز همراه ابن اشعث بود و مردم را بر ضد حجاج تحریک میکرد. انس از جمله کسانی بود که حجاج آنها را اذیت و آزار کرد وبه قصد تحقیر، بر گردنشان داغ نهاد، ولی پس از این ماجرا، انس طی نامهای از عبدالملک بن مروان دادخواهی کرد و او حجاج را فرمان داد تا از انس عذر بخواهد. انس بن مالک در 83 سالگی درگذشت.[2]
ژوستینین دوّم Justinienus II
او پسر امپراتور، کنستانتین چهارم است که پس از مرگ پدرش در سال 685 م به جانشینی وی منصوب گردید. او قرارداد صلحی را که
پدرش با سپاه اسلام در زمان محاصره هفت ساله قسطنطنیه (672 ـ 679 م) منعقد کرده بود، شکست و از موقعیت درگیری عبدالملک بن مروان و عبدالله بن زبیر و سرکوب شورشهای خوارج به دست او استفاده کرد و سپاهی را به جنگ او فرستاد. عبدالملک ناچار شد با پرداخت وجهی، با وی سازش کند. از جمله شرایط صلح میان آنها، طرد نیروهای شورشی مزدور (متمرّدین) و کوچانیدن آنان از مواضعشان در کوهستانهای لبنان بود. امپراتور روم نیز آنها را به قسطنطنیه کوچ داد و سپس آنها را در ارمنستان و «تراکیه» پراکند.
عبدالملک دینارهای بیزانسی و کاغذهایی را که نام مسیح و عبارت تثلیث را داشت، باطل کرد و باجی را که تعهد کرده بود به ژوستینین بپردازد، با دینارهای اسلامی پرداخت، اما امپراتور روم آن را نپذیرفت و در صدد تدارک ارتشی انبوه برآمد و آن را به سوی مرزهای اسلامی گسیل داشت. نیروهای رومی و سپاهیان عبدالملک در محلی نزدیک «سباستوپول» ( 408) (سیواس فعلی) با یکدیگر درگیر شدند که اعراب پیروزی چشمگیری در نبرد به دست آوردند. به دنبال آن نیروهایی از صقالبه (اسلاوها) که در ارتش بیزانس میجنگیدند، به مسلمانان پیوستند. رومیان در این جنگ، بازمانده مناطقی از ارمنستان را، که هنوز در اختیار داشتند از دست دادند. پس از این جریانها، فرمانده رومی «فیلیپیکوس باردان» بر ضد امپراتور شورید و وی را به قتل رساند و خود را امپراتور خواند.[3]
عمر بن ابی ربیعه
ابوالخطاب، عمر بن عبدالله بن ابی ربیعه عمرو بن مغیره مخزومی قرشی در سال 23 ق ـ در شبِ به قتل رسیدن عمر بن خطاب ـ متولد گردید. او در میان شعرای معاصر خویش، لطیفترین اشعار را سروده است و از طبقه جریر و فرزدق به شمار میآید. در میان قریش شاعرتر از او وجود نداشت. شعر او جلوه و جذابیت خاصی دارد و روح انسان را سرمست میکند و این به جهت روانی و زیبایی الفاظ و توصیف زیبا و مناسب بودن آن با میل انسان در ستودن زیبایی و توصیف زن است. علاوه بر اینها، حسب و نسب عالی و رفاه و آسودگی زندگی اشرافی به او این مجال را داد که در زمینههای یاد شده اشعاری را بسراید که دیگران جرأت سرودن آن را نداشتند. او در سرودن اشعار عاشقانه از روش قصهپردازی پیروی مینمود. او به وصف زنان میپردازد و زمزمه و مُغازله و آنگاه چگونگی مراوده خود با آنان را ذکر میکند. اینگونه اشعار او مردم را سخت جذب کرد ، بهطوری که آنان را واداشت به توان شعری قریشیها اقرار نمایند، در حالی که پیش از آن توانایی قریشیها را در سرودن شعر ناچیز میشمردند. لطیفهگویان و آوازهخوانان شیفته شعر او و ندیمان و مطربان مسحور آن گشتند. مردم