responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 264

نیز اشعار عمر را زمزمه و نقل می‌کردند. عمر بن ابی ربیعه در موسم حج متعرض زنان می‌شد و به توصیف زیبایی زنان شوهردار و همین‌طور زنان اشراف می‌پرداخت و در حالی که احرام بسته و طواف می‌کردند، به وصف زیبایی و جذابیّت‌هایشان می‌پرداخت.

از جمله زنانی که عمر به توصیفشان پرداخت: یکی عایشه، دختر طلحه و دیگری سکینه، دختر حسین و همین‌طور ثریا دختر علی بن حارث و رمله، دختر عبدالله بن خلف و دیگران بودند. او هم‌چنین به توصیف فاطمه، دختر عبدالملک بن مروان پرداخت، بدون آن که نامی از او ببرد.

به هرحال، کار به جایی رسید که خانواده‌های محترم و شریف از ترس او نسبت به ادای فریضه حج بی‌میل شدند. پس از مدتی، ماجرای او به عمر بن عبدالعزیز حاکم مدینه گزارش داده شد. او عمر بن ابی ربیعه را به جزیره «دهلک» ـ که یکی از جزایر دریای سرخ است که میان یمن و حبشه قرار دارد ـ تبعید کرد. این جزیره، جایی بود که بنی امیه تبعیدی‌های خود را به آن‌جا می‌فرستادند. پس از مدتی، عمر بن ابی ربیعه راهی جنگ دریایی شد، اما در میان راه، کشتی آنها آتش گرفت و او و همراهانشان در دریا غرق شدند و بنا به گفته‌ای، روزی سوار بر اسب شد و بیرون رفت که ناگهان باد شدیدی وزیدن گرفت و او در پشت درختی پناه گرفت، اما باد شدید شاخه‌ها را به شدت تکان داد، به‌طوری که یکی از شاخه‌های آن او را به شدت مجروح ساخت و خون فراوانی از او جاری شد و محل زخم ورم کرد و از همین بابت درگذشت. از جمله اشعار او، سروده‌ای است که طی نامه‌ای آن را برای کلثم دختر سعد مخزومی‌فرستاد و پس از آن، با وی ازدواج کرد:

«از عاشقی دلباخته که عشقش را پنهان می‌دارد. و شوق وصل به کلثم او را سخت فرسوده است.

چون چشمانم بر تو افتاد بی‌درنگ شیدا شدم و ندانستم که عشق تو، مرا تباه می‌کند.

آفرین برشما که ما را بی‌هیچ جرم و گناهی، قربانی عشق خویش کردید.

بدان که خداوند به روشنی در قرآن با آیات محکم فرموده: هر کسی این گونه ظالمانه انسانی را بکشد و تسلیم قصاص نشود، ظالم است.

تو باعث ریختن خون منی، پس از ریخته شدن خون من پیشگیری کن (تا حیات یابم) ؛ آن‌گاه آن (حیات) را نعمتی شمار که از آن بهره می‌بری.

فرد عادلی را میان خود و من به داوری گمار ؛ و یا این‌که خود میان ما قضاوت کن!

سپس در یک مجلس و بی‌شرم و حیایی در کنارم بنشین.

تو را به خدا در آن مجلس به من بگو کشتن یک مسلمان چه سود دارد «و آن را چگونه توجیه می‌کنی».

عمر بن ابی ربیعه درباره هند، دختر حارث مرّی می‌گوید:

«ای کاش، هند به آن وعده‌ای که به ما می‌داد، پایبند می‌ماند ؛ تا با وفای به عهدش، آتش درون مرا فرو می‌نشاند.

و برای یک بار هم که می‌شد به میل و خواسته خود عمل می‌کرد ؛ به راستی ناتوان کسی است که نمی‌تواند بر اساس میل و خواسته خویش عمل نماید.

روزی که عریان شده بود تا تن به آب بسپارد و خنک شود، به دختران دوست و همراهش گفت:

خدا یارتان باد! آیا شما مرا آن‌گونه که او توصیفم می‌کند، می‌یابید یا این‌که کلام او نابجا است.

دختران همه خنده سر دادند و گفتند: همه چیز معشوق در چشم عاشق عزیز و دوست داشتنی است.

در واقع آن دختران، از روی حسادت به زیبایی‌اش این‌گونه گفتند ؛ زیرا از گذشته‌ها حسد در میان مردم وجود داشته است».[1]

پی نوشت‌ها



[1] . دوشنبه اول محرم سال 93 = نوزدهم اکتبر سال 711 ؛ جمعه شانزدهم ربیع‌الأول سال 93 = اول ژانویه سال 712 .

[ 2 ] . العبر، ج1، ص 108 ؛ لسان المیزان، ج7، ص217.

[ 3 ] . الاعلام زرکلی، ج1، ص 365 ؛ الطبقات الکبری، ج7، ص 10 ؛ سیر اعلام النبلاء، ج3، ص 266 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص 385 ؛ البدایة والنهایه، ج9، ص99 ؛ شذرات الذهب، ج1، ص 100 ؛ اُسد الغابه، ج1، ص 151 ؛ النجوم الزاهره، ج1، ص 224 ؛ المعارف، ص308.

[ 4 ] . موسوعة لاروس ، (ماده جوستنیان الثانی) ؛ ویلیام لانگر ، موسوعة تاریخ العالم، ج2، ص 481 ؛ الروم وصلاتهم بالعرب ؛ اُسد الغابه، ج1، ص 264 به بعد.

[ 5 ] . الاعلامزرکلی، ج5، ص211؛ الأغانی، ج1، ص61 به بعد؛ همان، ج11، ص169؛ وفیات‌الأعیان، ج3، ص 436 ؛ خزانة‌الأدب، ج1، ص240 ؛ زهرالأداب، ص246 257 ؛ شذرات‌الذهب، ج1، ص 101 ؛ بروکلمان، ج1، ص 183.

سال 94 ق = 712 ـ 713م

رویدادها

موسی بن نصیر اشبیلیه را مرکز حکومت اندلس قرار داد.

موسی بن نصیر، دو پیک نزد ولید فرستاد تا مژده پیروزی را به او بدهند، ولید نیز ولایت اندلس را به دیگر مناطق تحت امر او، یعنی، افریقیه و مغرب ضمیمه کرد.

این سال، سال فقها (سنة الفقهاء) نام گرفت، زیرا طی آن سال، همه فقهای مدینه ـ که اسامی‌شان در ستون درگذشتگان آمده است ـ از دنیا رفتند.

برکنار کردن امپراتور روم، فیلیپیکوس باردان و نصب دستیارش انستاس دوم به عنوان امپراتور جدید روم.

[ 1 ] . الاعلام زرکلی، ج5، ص 211 ؛ الأغانی، ج1، ص 61 به بعد ؛ همان، ج11، ص 169 ؛ وفیات الأعیان، ج3، ص 436 ؛ خزانة الأدب، ج1، ص240 ؛ زهر الأداب، ص246 ـ 257 ؛ شذرات الذهب، ج1، ص 101 ؛ بروکلمان، ج1، ص 183.

[ 2 ] . جمعه اول محرم سال 94 = هفتم اکتبر سال 712 ؛ یک‌شنبه 28 ربیع‌الأول سال 94 = اول ژانویه سال713 .

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 264
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست