responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 265

زمین لرزه‌هایی به مدت چهل روز در شام به وقوع پیوست که موجب ویرانی بعضی شهرها، به‌ویژه شهر انطاکیه شد.

وقایع نظامی

فتوحات و لشکرکشی‌ها

سرزمین روم: عباس بن ولید، شهر انطاکیه را از رومیان باز پس گرفت.

لشکرکشی‌های عبدالعزیز بن ولید، ولید بن هشام و یزید بن ابی کبشه به سرزمین روم و نزدیک‌تر شدن مسلمانان به تنگه بُسفور.

ماوراء النهر: قتیبة بن مسلم، امیر خراسان، به بعضی شهرهای بین رود جیحون (آمودریا) و سیحون (سیر دریا) مثل شاش و فرغانه و کاسان حمله برد.

هند : محمد بن قاسم به سرزمین هند لشکر کشید.

اسپانیا اندلس: موسی بن نصیر در ناحیه «طلبیره» نزدیک «طلیطله» به طارق بن زیاد پیوست در این زمان رودریک با سپاه انبوهی به سوی آنان حرکت کرد. طی نبرد شدیدی که میان دو طرف رخ داد، رودریک به قتل رسید و سپاهیانش شکست خوردند که پس از آن، مسلمانان بر طلیطله پایتخت «قوط»ها چیره شده و دولت آنان منقرض گردید.

درگذشتگان

ابوبکر مخزومی.

ابوبیهس.

سعید بن جبیر.

سعید بن مسیّب.

طلق عنزی.

عروة بن زبیر.

عطاء بن یسار.

علی زین‌العابدین.

ابوبکر مخزومی

ابوبکر بن عبدالرحمان بن حارث بن هشام بن مغیره مخزومی قرشی، یکی از هفت فقیه مدینه است. زهری و دیگر تابعین جوان‌تر، از وی حدیث نقل کرده‌اند. او حجت، مورد وثوق و فقیهی پیشوا بود. برای تقوا و نیک‌کرداری‌اش به «راهب قریش» ملقب گشت. ابوبکر مخزومی نابینا بود و همیشه روزه می‌داشت. جدّش حارث بن هشام، از برجستگان صحابه و برادر عمر بن هشام (ابوجهل) بود. ابوبکر مخزومی در سال 94 ق در سالی که تعدادی از فقهای مدینه درگذشتند، در آن شهر جان سپرد.[1]

ابو بیهس

ابوبیهس، هیصم بن جابر، از قبیله بنی سعد بن ضبیعه، پیشوای یکی از فرقه‌های خوارج موسوم به بیهسیه (منسوب به ابوبیهس) است. او

نخست با نافع بن ازرق بود، سپس از وی جدا شد. پیروان فرقه بیهسیه مسلمانانی را که از آرا و نظریات ایشان پیروی نمی‌کنند، تکفیر می‌نمایند، اما زندگی، ازدواج وارث بردن از آنان را روا می‌شمارند. پیروان این فرقه با استناد به آیه‌ای که می‌فرماید: « قل لا أجد فیما أوحی إلیّ محرّماً علی طاعم یطعمه»[2] ادعا می‌کنند که هیچ چیز حرام نیست، مگر این‌که در شریعت به آن تصریح شده باشد. برخی از ایشان نیز معتقدند شراب در اصل حلال است و دلیلی در حرمت مصرف کم یا زیاد آن نمی‌یابند. به همین جهت، شرابخواری را حلال می‌دانستند و به حد زدن شرابخوار قائل نبودند. هم‌چنین کارهایی را که فرد مست مرتکب می‌شود، مستحق مجازات نمی‌دانند. کم‌کم آرای این فرقه، دچار تناقض و آشفتگی شد و به چندین فرقه تقسیم شدند. حجاج بن یوسف به تعقیب ابوبیهس پرداخت. او از عراق به مدینه گریخت، ولی در آن‌جا کارگزار مدینه عثمان بن حیّان وی را به فجیع‌ترین صورت کشت.[3]

سعید بن جبیر

ابوعبدالله، سعید بن جبیر، منسوب به قبیله بنی اسد از موالی بنی والبة بن حارث، تیره‌ای از بنی اسد بود. سعید بن جبیر، اصالتاً حبشی است. او در کوفه رحل اقامت افکند و در آن‌جا به نشر علم و دانش پرداخت و از لحاظ علمی سرآمد همه تابعین به‌شمار می‌رفت. سعید، دانش را از عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر در مدینه فرا گرفت. وقتی مردم کوفه حج می‌گذاردند، نزد ابن عباس می‌آمدند و از او فتوا می‌خواستند. او به ایشان می‌گفت: مگر «ابن ام دهما» (سعید بن جبیر) نزد شما نیست که از من استفتا می‌کنید؟ او عبدالرحمان بن اشعث را در قیام بر ضد عبدالملک بن مروان همراهی کرد و آن‌گاه که عبدالرحمان به قتل رسید، سعید به مکه رفت. در آن‌جا خالد قسری، والی مکه، بنا به خواست حجاج او را دست‌گیر کرد و نزد حجاج در واسط فرستاد. حجاج نیز وی را کشت.

امام احمد بن حنبل می‌گوید: حجاج در حالی خون سعید بن جبیر را ریخت که تمام مردم روی زمین نیازمند دانش او بودند.

ابن خلکان در وفیات الاعیان درباره وی می‌گوید: سعید پشت به صفحه شطرنج می‌نمود و مهره‌ها را ماهرانه جابه‌جا می‌کرد.[4]

سعید بن مسیّب

ابواحمد، سعید بن مسیّب بن حَزَن بن ابی وهب مخزومی قرشی بزرگ تابعین و یکی از هفت فقیه مدینه و عالم‌ترین ایشان بود و وی را فقیه فقیهان می‌نامیدند. او از لحاظ دانش با سعید بن جبیر برابر بود. سعید بن مسیّب، محدّث، فقیه، زاهد و پارسا بود. او بیش از هرکس دیگر، دستورات و قضاوت‌های عمر را در حفظ داشت، به‌طوری که راوی عمر خوانده شد.



[1] . الاعلام زرکلی، ج2، ص 40 ؛ وفیات الاعیان، ج1، ص 92 ؛ البدایة والنهایه، ج9، ص115 ـ 116 ؛ فوات الوفیات، ج1، ص 282 ؛ الطبقات الکبری، ج5، ص 207 ؛ شذرات الذهب، ج1، ص104 ؛ العبر، ج1، ص 111.


[2] . انعام (6) آیه 145 : بگو در میان آن‌چه بر من وحی شده است چیزی را که خوردن آن حرام باشد نمی‌یابم.


[3] . شهرستانی، الملل والنحل، ج1، ص 125 ؛ اشعری، مقالات الاسلامیّین، ج1، ص 194 ـ 195 ؛ ابن حزم، فصل فی الملل، ج4، ص 190.


[4] . الاعلام زرکلی، ج3، ص145 ؛ وفیات الأعیان، ج2، ص 371 ؛ الطبقات الکبری، ج6، ص256 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص 579 ؛ البدایة والنهایه، ج9، ص96 و 99 ؛ تذکرة الحفّاظ، ج1، ص 76 ؛ تاریخ طبری، ج6، ص487 ؛ النجوم الزاهره، ج1، ص 228 ؛ حلیة الأولیاء، ج6، ص 487 ؛ تهذیب التهذیب، ج1، ص11 ؛ المعارف، ص444.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 265
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست