نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 266
حسن بصری وقتی در مسائل علمی دچار مشکل میشد، به سعید بن مسیّب نامه مینوشت و جواب مسئله خود را از وی میپرسید. مذهب فقهی وی، اساس مذهب مالک در مدینه است. او هیبت و جلال خاصی نزد خلفا داشت. برای هیچ کدام از صاحبمنصبان به احترام بر نمیخاست و پیشکشهای آنان را نمیپذیرفت. زمانی عبدالملک بن مروان دختر او را برای پسرش ولید خواستگاری کرد، اما سعید بن مسیّب تقاضای او را رد کرد و سپس دخترش را با مهریهای به مقدار دو درهم به ازدواج تهیدستی به اسم کثیّر بن ابی وداعه درآورد. هشام بن اسماعیل مخزومی، کارگزار عبدالملک بن مروان در مدینه، از او خواست تا به عنوان ولیعهد با ولید بن عبدالملک و سپس با برادرش سلیمان بیعت کند، اما سعید زیر بار نرفت و گفت: اگر عبدالملک خواستار آن است که من با ولید بیعت کنم، خوب است که نخست خودش را خلع نماید. او بدینسان از بیعت با ولید و سلیمان خودداری ورزید. لذا والی مدینه، او را صد تازیانه زد و بر آن شد که وی را به صلیب بکشد و سعید اعتنایی به تهدید او نکرد. وقتی خبر این ماجرا به عبدالملک رسید، خشمگین شد و گفت: هشام کار بسیار بدی کرده است. فردی همچون سعید را نباید با تازیانه زد. شایسته بود یا گردنش را بزند یا رهایش کند.[1]
طلق عنزی
طلق بن حبیب عنزی یکی از تابعین برجسته است. وی از انس بن مالک، ابن زبیر، ابن عباس و ابن عمر روایت نقل کرده است و کسانی، چون اعمش و طاووس بن کیسان از او روایت نقل کردهاند. طلق عنزی از جمله کسانی بود که به همراهی ابن أشعث قیام کرد و هنگامی که حجاج بر ابن اشعث چیره شد و یارانش پراکنده شدند، به مکه بازگشت. در آنجا حجاج از خالد بن عبدالله قسری، امیر مکه خواست تا او را با افراد دیگری، همچون سعید بن جبیر، مجاهد بن جبیر و عمرو بن دینار دستگیر کند. خالد بن عبدالله، امیر مکه، آنان را دستگیر کرد و به نزد حجاج فرستاد، اما طلق در میان راه و پیش از رسیدن به نزد حجاج درگذشت.[2]
عروة بن زبیر
ابوعبدالله، عروة بن زبیر بن عوام اسدی قریشی، یکی از هفت تن فقهای مدینه است. عروه مردی عالم و بزرگوار بود و از بیشتر صحابه روایت نقل کرده و نزد عایشه، همسر پیامبر صلیاللهعلیهوآله ، فقه آموخته است. ( 409) پسرش، هشام از وی حدیث نقل کرد و دیگران، همچون زُهری، ابوزناد عبدالله بن ذکوان قریشی و بعضی علمای مدینه نیز از پسرش روایت کردهاند.
عروه برای مدتی به بصره رفت و سپس عازم مصر شد، ولی بار دیگر از آنجا به مدینه بازگشت. وی همیشه روزه داشت و سرانجام با دهان روزه به دیدار مرگ شتافت. وی همچنین روزانه یک چهارم قرآن را ختم میکرد و تمام مدت عمر شبها را به عبادت میگذراند، مگر شبی که پایش را طبیب به سبب خورهای که دچار شده بود، قطع کرد و او همینطور که قرآن تلاوت میکرد بر این عمل جراحی استقامت ورزید. عروه، برادر پدر و مادری عبدالله بن زبیر است.[3]
عطاء بن یسار
ابومحمد، عطا بن یسار، غلامِ آزاد شده میمونه، دختر حارث، همسر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بود. وی از تابعین بهشمار میرفت و واعظ و داستانپرداز بود و شخصیتی والا و برجسته داشت. عطا از مولای خویش (میمونه) و همینطور از زید بن ثابت، عایشه همسر پیامبر صلیاللهعلیهوآله و ابوهریره حدیث نقل نمود. عطا بن یسار از ترس حجاج، همراه با دیگر تابعین به مکه پناه برد، اما همانطور که گفته شد وی به همراه سعید بن جبیر، مجاهد بن جبیر، عمرو بن دینار و طلق بن حبیب عنزی به نزد حجاج برده شد. در آنجا حجاج عمرو و عطا را آزاد کرد. طلق در راه درگذشت و مجاهد نیز تا مرگ حجاج در حبس باقی ماند و سعید بن جبیر را حجاج کشت. بنا به روایتی، عطا در سن 83 سالگی، در سال103 ق درگذشت. میگویند وی معتقد به قَدَر بوده است.[4]
علی [ بن الحسین ] زین العابدین
ابوالحسن، علی بن حسین بن علی بن ابیطالبِ هاشمی قریشی بر اثر کثرت عبادت، به زینالعابدین ملقّب گردید. او چهارمین امام از امامان دوازدهگانه شیعه امامیه است و از فقهای حافظ به شمار میرود. مردم وی را سمبل بردباری، پرهیزگاری و بخشندگی میدانستند. مادرش دختر یزدگرد، آخرین پادشاه سلسله ساسانی است. وی همراه دو خواهر دیگرش، در زمان عمر بن خطاب، پس از فتح ایران به اسارت گرفته شد. پس از آن، حسین بن علی با یکی از آنها ازدواج کرد که علی علیهالسلام ثمره آن ازدواج بود. دومی نیز به ازدواج عبدالله بن عمر درآمد که از وی صاحب فرزندی به نام سالم شد. سومین دختر هم به ازدواج محمد بن ابیبکر در آمد که نتیجه این ازدواج، فرزندی به نام قاسم بود. ابن قتیبه میگوید: مادرش اهل سند بود و غزاله یا سلامه نام داشت و پس از کشته شدن حسین، پسرش علی وی را به ازدواج غلام آزادهاش، زبید درآورد که ثمره این ازدواج عبدالله بن زبید بود. از حسین بن علی بن ابیطالب به جز پسرش علی باقی نماند. چرا که همه فرزندانش در ماجرای کربلا به همراه او کشته شدند. دودمان حسین بن علی، از نسل زینالعابدین هستند. زینالعابدین از هیبت و حشمت