responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 273

اسپانیا ـ اندلس: حر بن عبدالرحمان ثقفی ، امیر اندلس، کوه‌های (البرتات ـ پیرینه) را در نوردید و دست به شبیخون‌هایی زد.

درگذشتگان

ابن سریج.

عبدالله هاشمی.

عبیدالله هذلی.

محمد بن قاسم ثقفی.

موسی بن نصیر.

ابن سُریج

ابو یحیی، عبدالله بن سریج، منسوب به بنی نوفل بن عبدمناف از مردم مکه بود. او از معروف‌ترین آوازخوانان و یکی از دست‌اندرکاران فن موسیقی و غنا، در صدر اسلام است. وی بالبداهه آواز می‌خواند و آواها و آهنگ‌های جدیدی را عرضه می‌کرد. او نخستین کسی بود که نواختن عود را در موسیقی عرب باب کرد. ابنسریج پیوسته در خدمت عبدالله بن جعفر بود. درباره او گفته شده: خداوند پس از داوود پیامبر، هیچ‌کس را خوش‌صداتر از ابن سریج و ماهرتر از وی را در غنا و موسیقی نیافریده است. معبد هرگاه از آواز خودش خوشش می‌آمد، می‌گفت: من امروز سریجی هستم.[1]

عبدالله هاشمی

ابوهاشم، عبدالله بن محمد (بن حنفیة) بن علی بن ابی‌طالب، هاشمی قرشی، یکی از پیشوایان خاندان علوی در عصر مروانیان است. او مبلغان و داعیان خود را مخفیانه میان مردم می‌فرستاد تا آنان را از بنی امیه دور سازند و ایشان را به بنی‌هاشم متمایل و علاقه‌مند کنند. عبدالله یکی از بنیانگذاران حکومت عباسیان به‌شمار می‌آید.

گروهی از شیعه کیسانیه معتقد بودند: طبق وصیت علی، امامت به پسرش، محمد، معروف به ابن حنفیه رسید و پس از وی به پسرش، عبدالله انتقال یافت و ابن حنفیه اسرار امامت را به او آموخت. هنگامی که خلیفه سلیمان بن عبدالملک از این جریان اطلاع یافت، کسی را مخفیانه مأمور ساخت تا او را مسموم کند. عبدالله وقتی مرگ خود را احساس می‌کرد، نزد محمد بن علی بن عبدالله بن عباس که در «حمیمیه» (نزدیک معان) بود، رفت و چگونگی حالش را به او گفت. آن‌گاه سرپرستی پیروانش را بدو سپرد و نوشته‌ای را که در اختیار داشت، به وی تسلیم کرد. بعد اسرار امامت را به وی آموخت و سفارش کرد که پس از او امام باشد. او در همان‌جا نزد محمد بن علی درگذشت.

این وصیت‌نامه در تاریخ شیعه به «ارث کیسانیه» شهرت دارد.

از همین تاریخ بود که دعوت عباسیان آغاز گردید. کیسانیه به

کیسان منسوب است، که اسم مختار ثقفی، مبلّغ امامت محمد بن حنفیه و یا به گفته‌ای، نام غلام علی بن ابی‌طالب است. پیروان عبدالله هاشمی به «هاشمیه» معروفند و هاشمیه خود شعبه‌ای از کیسانیه است. آنان معتقدند که عبدالله نمرده است. عبدالله با بسیاری از مذاهب و افکار آشنا بود. وی در نقل حدیث ثقه و مورد اطمینان است.[2]

عبیدالله هُذلی

ابوعبدالله، عبیدالله بن عبدالله بن عتبة بن مسعود هُذلی، مفتی مدینه، یکی از هفت فقیه آن شهر و یکی از تابعین نامی به‌شمار می‌رفت. او معلم و مربّی عمر بن عبدالعزیز بود. وی شعر نیکویی دارد که ابو تمّام در حماسه و اصفهانی در اغانی ذکر کرده‌اند.

عبیدالله هذلی در سال 98 ق و به گفته‌ای در سال 102 ق در مدینه درگذشت.[3]

محمد بن قاسم ثقفی

محمد بن قاسم بن محمد بن حکم بن ابی عقیل ثقفی از فرماندهان بزرگ و از مردان برجسته روزگار مروانیان و فاتح و والی سند بود. او داماد حجاج بن یوسف ثقفی، امیر عراق است. حجاج در سال 89 ق و در روزگار ولید بن عبدالملک، او را به ولایت سند گماشت و وی به سمت مکران پیش‌روی کرد و آن دیار و چندین شهر دیگر را تصرف کرد. آن‌گاه «داهر» پادشاه سند، به جنگ او آمد و محمد، داهر را کشت. بعد از آن، دست وی برای سامان دادن به مناطق فتح شده، بازتر شد تا وقتی که به ملتان رسید و خبر مرگ حجاج و ولید و خلافت سلیمان بن عبدالملک را شنید.

سلیمان نسبت به حجاج و کارگزارانش بسیار ناخشنود بود. از این‌رو، هنگامی که متولی امر خلافت شد، به آزار نزدیکان، کاتبان و کارگزاران حجاج پرداخت و بر آنان خشم گرفت. لذا محمد بن قاسم را از مقامش برکنار کرد و یزید بن ابی کبشه سکسکی را به‌جای وی نشاند. آن‌گاه دستور داد محمد بن قاسم را نزد یزید بن مهلّب، امیر عراق ببرند. ابن ابی کبشه نیز او را دست‌گیر کرد و در غل و زنجیر، نزد یزید بن مهلّب فرستاد. یزید او را تا سر حد مرگ شکنجه داد و او در 43 سالگی زیر شکنجه جان باخت. وقتی او را ـ که با غل و زنجیر بسته شده بود ـ به عراق می‌بردند، این مثل را بر زبان آورد:

«مرا از دست دادند و واقعاً که چه مردی را از دست دادند ؛ مردی که در روزهای سخت و ناخوش به درد آنان می‌خورد و از مرزهای ایشان پاسداری و حراست می‌کرد».

مردم هند در فراق محمد بن قاسم گریستند و برای او مجسمه‌ای برپا کردند. وقتی محمد بن قاسم به مقرّ امارت عراق (واسط) رسید و



[1] . الاعلام زرکلی، ج4، ص348 ؛ الأغانی، ج1، ص 248 و 323.


[2] . الاعلام زرکلی، ج4، ص256 ؛ تاریخ ابن اثیر و طبری ، حوادث سال 98 و 99 ق ؛ شذرات الذهب، ج1، ص 133 ؛ العبر، ج1، ص 116 ؛ تهذیب التهذیب، ج6، ص16 ؛ الملل والنحل، ج1، ص 150 ؛ دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «عبدالله هاشمی».


[3] . الاعلام زرکلی، ج4، ص 350 ؛ فوات الوفیات، ج1، ص 271 ؛ الأغانی، ج9، ص139.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 273
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست