نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 274
به زندان وارد شد، گفت:
«اگر چه اکنون در واسط دربند غل و زنجیرم اما در گذشته چه سردارانی را به لرزه انداختم و چه پهلوانانی را بر زمین زده و به قتل رسانیدم».
محمد بن قاسم هفده ساله بود که عهدهدار ولایت سند شد.
یزید بن حکم درباره وی میگوید:
«شجاعت، بزرگواری و کرم، همه از آنِ محمد بن قاسم بن محمد است.
او هفده ساله بود که فرمانده لشکر شد و واقعاً این چه افتخار و عظمتی برای آدمیزاد است».[1]
موسی بن نُصَیر
ابو عبدالرحمان، موسی بن نصیر بن عبدالرحمان بن زید لخمی یمانی پدرش نُصیر، رئیس محافظان معاویة بن ابی سفیان بود. موسی در دمشق بالید و وقتی به سنّ جوانی رسید، معاویه او را به فرماندهی یکی از حملات دریایی گماشت و او به قبرس حمله کرد و در آنجا دژهایی بنا نهاد. معاویه پیش از این، در سال 28 ق به آنجا حمله برده بود، اما وقتی مردم قبرس مجدداً سر به شورش گذاشتند، موسی بن نصیر را عهدهدار حمله به آنجا کرد. هنگامی که حجاج ثقفی والی عراق شد، موسی را به سرپرستی خراج بصره گماشت، اما موسی پس از مدتی با وی اختلاف پیدا کرد و به دمشق بازگشت. موسی از آنجا رهسپار مصر شد و در سال 85 ق عبدالعزیز بن مروان، امیر مصر، او را به جانشینی حسّان بن نعمان غسّانی، به ولایت مغرب و افریقیه گماشت و وی در قیروان اقامت گزید. موسی بن نصیر از آن نقطه حمله دریایی را به فرماندهی عیّاش بن آخیل برای فتح سیسیل تدارک دید. عیاش آنجا را تصرف کرد و با غنایم فراوانی بازگشت. به دنبال آن، موسی ناحیه مغرب میانی را گشود و آنجا را به تصرف خود درآورد. در سال 87 ق پسرش، عبدالله را بر قیروان گمارد و خود در رأس سپاهِ انبوهی متشکل از اعراب و بربرهایی که به اطاعت او درآمده و مسلمان شده بودند، راهی مغرب دور (مراکش) شد تا این که به «سوس ادنی» رسید. آنگاه پسرش مروان را جانشین خویش ساخت تا فتوحاتش را تکمیل کند. سپس رو به «طنجه» نهاد و ضمن تسخیر آنجا، مولایش طارق بن زیاد لیثی را والی آنجا کرد. آنگاه کوشید «سبته» را تسخیر کند، اما به علّت دژهای مستحکمش موفق به انجام اینکار نشد.
حاکم آنجا «ژولیان» با وی سازش کرد و با او پیمان بست.
ژولیان موسی را به فتح اندلس ترغیب و تحریک کرد. موسی برای انجام اینکار از خلیفه، ولید بن عبدالملک اجازه خواست و خلیفه به این شرط به او اجازه داد که نخست با دستهای از نیروهایش وارد
اندلس شوند و وضعیت آنجا را بررسی کنند. موسی بن نصیر نیز سپاهی متشکل از چهارصد نیروی پیاده و صد سواره به فرماندهی طریف بن مالک تدارک دید. آنان از دریا گذشتند و در محلی که بعدها شهر «طریف» در آنجا بنا شد، فرود آمدند، سپس به شبیخونهایی دست زدند. او توانست با غنایم فراوانی، نیروهایش را مجدداً به مغرب باز گرداند. به دنبال موفقیت این دسته از نیروها بود که موسی مصمم شد اندلس را بگشاید. از اینرو برای انجام این مهم، طارق را مأمور کرد و سپاهی به استعداد دوازده هزار جنگجوی عرب و بربر تدارک دید. این سپاه در تاریخ پنجم ماه رجب سال92 ق (آوریل سال 711 م) با چندین کشتیِ مسلمان و کشتیهای دیگری که ژولیان آماده کرده بود، رهسپار اندلس شد و توانست در ناحیهای کوهستانی معروف به «کوه کالبی» که بعداً جبل الطارق نامیده شد ـ و هنوز این اسم را دارد ـ فرود آید.
از سوی دیگر وقتی رودریک خبر هجوم این سپاه را شنید، نیروهایش را ـ که متشکل از قوطها و رومیها بودند ـ گرد آورد و در کرانه دریاچه «خنده» (متصل به رودخانه «برباط» و نزدیک شهر «شذونه») با نیروهای طارق مصاف داد. طی نبردی که در 28 ماه رمضان سال 92 ق (ژوئیه سال 711 م) رخ داد، رودریک شکست خورد و سپاهش درهم شکست. طارق، موسی بن نصیر را از این پیروزی آگاه ساخت و از او کمک خواست تا پس از فتح قرطاجه و نواحی آن، پیشروی خود را به سمت طلیطله، پایتخت قوطها ادامه دهد. موسی نیز از ولید بن عبدالملک اجازه پیشروی خواست و خلیفه به او اجازه داد. از اینرو، موسی سپاه انبوهی به استعداد هیجده هزار مرد جنگی فراهم آورد و در ماه رمضان سال 93 ق از دریا گذشت و وارد جزیره خضرا شد و شهرها و دژهای چندی را فتح کرد. آنگاه در «طلبیره» (نزدیک شهر طلیطله) به طارق بن زیاد پیوست. در این میان، رودریک با سپاهی انبوه به آن دو رسید و نبردی شدید میان دو طرف درگرفت. در این نبردِ حساس و سرنوشتساز، رودریک کشته شد و شیرازه نیروهایش از هم گسست.
برخی مورخّان، کشته شدن رودریک را در نبرد اولی که نزدیک دریاچه «خنده» روی داد، میدانند. به هرحال، این نبرد، نبردی سرنوشتساز بود و توانست به مقاومت قوطها پایان دهد و دروازه شهرهای متعددی را بر روی مسلمانان بگشاید. پس از آن، موسی به سمت مغرب رفت و شهرهای دیگری را متصرف شد و آنگاه تصمیم داشت به سرزمین «جلیقه» (گالیسی) رخنه کند، اما ولید بن عبدالملک به او دستور داد به دمشق بازگردد. بنابراین، موسی بن نصیر از فتح آن منطقه باز ایستاد و همراه طارق بن زیاد به دمشق
[1] . الاعلام زرکلی، ج7، ص225 ؛ فتوح البلدان، ص424 و 428 ؛ تاریخ طبری، ج5، ص 267 ؛ همان، ج6، ص444، 484 و 499.
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 274