responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 276

خارجة بن زید

ابو زید، خارجة بن زید بن ثابت انصاری، پیشوا و عالمی متبحر بود و از عابدان و زاهدان به‌شمار می‌آمد. زهری از او حدیث نقل کرده است. خارجه یکی از هفت فقیه نامی مدینه و پدرش زید بن ثابت از بزرگان صحابه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بود.[1]

سلیمان بن عبدالملک

ابو ایوب، سلیمان بن عبدالملک بن مروان بن حکم اموی قرشی از خلفای مروانی و مادرش، ولیده، دختر عباس بن حَزَن بن حارث عبْسی است. پس از درگذشت برادرش، ولید بن عبدالملک در سال 96 ق و زمانی که در رمله بود، عهده‌دار خلافت شد. هیچ‌کس از بیعت با او سر باز نزد. سلیمان اسیران و زندانیان را رها ساخت، مجرمان را بخشود و با مردم نیکویی کرد . وی مردی خردمند و شیوا سخن بود و به فتوحات ، متمایل بود . او برادرش، مسلمة بن عبدالملک را مأمور محاصره قسطنطنیه کرد و ناوگان بزرگی در اختیار وی قرار داد . در زمان او جرجان و طبرستان که در دست ترک‌ها بود باز پس گرفته شد.

پدرش، عبدالملک وصیت نموده بود که وی ولیعهد برادرش، ولید باشد، اما ولید بر آن شد که او را از ولایت‌عهدی خلع نموده و آن را به پسرش، عبدالعزیز بن ولید واگذارد، ولی ولید پیش از انجام این کار درگذشت. حجاج، امیر عراق و قتیبة بن مسلم باهلی، کارگزار خراسان با طرح ناتمام ولید موافقت کرده بودند و بدین جهت، سلیمان کینه آن دو را در دل گرفت و اگر از دنیا نمی‌رفتند، قصد داشت آنان را عزل کند. بدین ترتیب که حجاج در سال 95 ق درگذشت و قتیبه در سال 96 ق کشته شد.

سلیمان در «دابق» از نواحی قنسرین، میان حلب و معرة النعمان در 45 سالگی درگذشت. وی خلافت پس از خود را به عمر بن عبدالعزیز و پس از وی به برادرش، یزید بن عبدالملک واگذار کرد.[2]

عمره نجاری

عمره، دختر عبدالرحمان بن اسعد بن زرارة بن عدس، از قبیله بنی نجار و بانوی زنان تابعی بود. او زنی فقیه و آگاه به حدیث و مصاحب عایشه، همسر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بود و از او حدیث روایت می‌کرد. عمر بن عبدالعزیز به امیر مدینه، ابوبکر، محمد بن عمرو بن حزم نامه‌ای نوشت و گفت: هرچه حدیث از عمره می‌یابی، جمع‌آوری کن، زیرا می‌ترسم دانش تباه گردد و صاحبانش بمیرند. عمره در 78 سالگی درگذشت.[3]

نافع بن جبیر

نافع بن جبیر بن مطعم بن عدیّ بن نوفل قرشی، از راویان برجسته و از تابعین و اهل مدینه است. مردمان بسیاری از او بهره می‌بردند و مفتیان بر اساس نظرات او فتوا می‌دادند.[4]

پی نوشت‌ها



[1] . شنبه اول محرم سال 99 = چهاردهم اوت سال 717 ؛ شنبه 23 جمادی‌الأول سال 99 = اول ژانویه سال 718 .


[2] . الاعلام زرکلی، ج2، ص 332 ؛ تذکرة الحفّاظ، ج1، ص 91 ؛ وفیات الاعیان، ج2، ص 223 ؛ شذرات الذهب، ج1، ص 118 ؛ حلیة الأولیاء، ج2، ص 189 ؛ العبر، ج1، ص 119.


[3] . الاعلام زرکلی، ج3، ص 192 ؛ تاریخ طبری، ج6، ص 505 و 549 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج5، ص 11 و 37 ؛ ابن خلدون، ج2، ص 74 ؛ مروج الذهب، ج3، ص 173 ؛ النجوم الزاهره، ج1، ص 240 ؛ وفیات الاعیان، ج2، ص 120 ؛ فوات الوفیات، ص99 ؛ تاریخ الخلفاء، ص225 ؛ المعارف، ص360 ؛ الکتّاب والوزراء، ص99.


[4] . الاعلام زرکلی، ج5، ص235 ؛ الطبقات الکبری، ج8 ، ص 353.

[ 5 ] . الاعلام زرکلی، ج8 ، ص 316 ؛ الطبقات الکبری، ج5، ص152.

سال 100 ق = 718 ـ 719م

رویدادها

عمر بن عبدالعزیز، یزید بن مهلب را دست‌گیر کرد تا اموالی را که به ناحق از مسلمانان گرفته است، بازپس دهد.

عمر بن عبدالعزیز با هیأتی از خوارج که رهبرشان، شوذب خارجی آنان را فرستاده بود، به بحث و مناظره پرداخت.

سمح بن مالک خولانی، امیر اندلس پلی بر روی «النهر الکبیر» (رودخانه بزرگ) قرطبه بنا کرد.

عمر بن عبدالعزیز به تعمیر و توسعه حرم پیامبراکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله پرداخت.

عباسیان دعوت خود را آغاز کردند و محمد بن علی بن عبدالله بن عباس ـ که در حمیمه بود ـ داعیان خود را به شرق فرستاد و دوازده نقیب برگزید تا مردم را به مرامشان دعوت کنند.

عمر بن عبدالعزیز طی نامه‌ای، پادشاهان سند را با تأیید پادشاهی آنان بر آن کشورها به اسلام فرا خواند. آنان نیز اسلام آوردند و برای خود نام‌هایی عربی برگزیدند.

وقایع نظامی

سرزمین روم: ولید بن هشام و عمرو بن قیس کندی طی جنگ‌هایی تابستانی (صائفه) به روم حمله بردند.

شورش‌ها

خوارج: خوارج به رهبری بسطام یشکری معروف به شوذب، شورش‌های خویش را از سر گرفتند.

[ 1 ] . الاعلام زرکلی، ج2، ص 332 ؛ تذکرة الحفّاظ، ج1، ص 91 ؛ وفیات الاعیان، ج2، ص 223 ؛ شذرات الذهب، ج1، ص 118 ؛ حلیة الأولیاء، ج2، ص 189 ؛ العبر، ج1، ص 119.

[ 2 ] . الاعلام زرکلی، ج3، ص 192 ؛ تاریخ طبری، ج6، ص 505 و 549 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج5، ص 11 و 37 ؛ ابن خلدون، ج2، ص 74 ؛ مروج الذهب، ج3، ص 173 ؛ النجوم الزاهره، ج1، ص 240 ؛ وفیات الاعیان، ج2، ص 120 ؛ فوات الوفیات، ص99 ؛ تاریخ الخلفاء، ص225 ؛ المعارف، ص360 ؛ الکتّاب والوزراء، ص99.

[ 3 ] . الاعلام زرکلی، ج5، ص235 ؛ الطبقات الکبری، ج8 ، ص 353.

[ 4 ] . الاعلام زرکلی، ج8 ، ص 316 ؛ الطبقات الکبری، ج5، ص152.

[ 5 ] . چهارشنبه اول محرم سال 100 = سوم اوت سال 718 ؛ یک‌شنبه چهارم جمادی‌الآخر سال 100 = اول ژانویه سال 719 .

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 276
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست