responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 277

درگذشتگان

ابن عایشه.

حکم بن عبدل.

حنش صنعانی.

عامر بن وائله.

عبّاد بن زیاد.

عبدالله معافری.

عدیل بن فرّخ.

مخلد بن یزید مهلّبی.

مسلم بن یسار.

هیثم بن اسود.

میمون بن عمران.

ابن عایشه

محمد بن عایشه از مردم مدینه و مادرش کنیز آزاد شده کثیر بن صلت بود و بدین سبب، او را ابن عایشه نامیدند. ابن عایشه یکی از پیشکسوتان هنر آوازخوانی و آهنگسازی در عصر اموی به‌شمار می‌آید. او بدون پیش اندیشه‌ای آهنگ‌هایش را ابداع و شنوندگان خود را شیفته می‌کرد. یک‌بار در موسم حج آواز خواند و باعث شد که مردم از ادامه راه خویش باز ایستند. در حُسنِ ابتدا و آغاز نیکو در غنا، به او مثل زده می‌شد، حتی برای پیش درآمد نیکو، چه در قرائت قرآن و چه در خواندن شعر، به درآمد ابن عایشه مثل می‌زدند.[1]

حکم بن عبدل

حکم بن عبدل بن جبلة بن عمرو اسدی، یکی از شاعران برجسته به‌شمار می‌آمد. او اهل کوفه بود. ابن زبیر او را با تعداد دیگری از وابستگان بنی‌امیه تبعید کرد لذا به خدمت عبدالملک بن مروان درآمد. حکم بن عبدل لنگ بود و همیشه عصا به همراه داشت. وی بر عصایش می‌نوشت و آن را نزد امیران و خلفا می‌فرستاد و هیچ‌گاه درخواست و حاجتش رد نمی‌شد. بعدها خواسته‌هایش را روی پاره چیزی می‌نوشت و نزد امیران می‌فرستاد. او می‌گوید:

«من بی‌نیازم و مست ثروت فریبنده نیستم ؛ و آن‌چه در توان دارم به کسی که از من چیزی بخواهد، می‌پردازم.

گاهی نیز دچار سختی و تهی‌دستی می‌شوم و تنگدستی‌ام فزونی می‌گیرد و بعد هم گشایش و فراخی نصیبم می‌گردد ؛ ولی در هر دو حال آبروی خویش را پاس می‌دارم.

هرگاه برادری مالی را ـ چه به قرض چه طلب ـ از من می‌گیرد،

ناگهان می‌بینم آن اندکی که برایم باقی مانده است، افزایش می‌یابد و چند برابر می‌شود.

اگر چنین است که دیگران مالشان را با اکراه می‌دهند ؛ من به میل خود و گشاده‌رویی آن را می‌بخشم.

چرا که هرچه از مال نزد ماست، عطای خداوندی است و ما این کار را به منظور آماده شدن برای سفر آخرت انجام می‌دهیم.

دوست را که همچون شتران در معرض لغزش و فرو افتادن در خطر است ؛ یاری و مساعدت می‌کنم و دست او را می‌گیرم.

هر چند درونش آکنده از کینه و عداوت نسبت به من باشد، ولی در عین حال دوستی و دارایی خویش را به او ارزانی می‌دارم».[2]

حنش صنعانی

حنش بن عبدالله بن عمرو بن حنظله صنعانی، یکی از تابعین و فرماندهی سلحشور است او از یاران علی بن ابی‌طالب بود که در جنگ‌های متعددی با او شرکت کرد. پس از کشته شدن علی به مصر رفت و در آن‌جا اقامت گزید، آن‌گاه همراه معاویة بن حدیج به افریقیه یورش برد. عبدالملک بن مروان و حنش، در سپاه ابن حُدَیج بودند. ابن حُدیج نسبت به عبدالملک روی خوش نشان نمی‌داد و چندان وی را تحویل نمی‌گرفت. چون حنش، عبدالملک را دلخور و مغموم یافت به او گفت: ناراحت نباش! به خدا تو عهده‌دار خلافت می‌شوی و کارها در دست تو قرار خواهد گرفت. آن‌گاه حنش به مکه بازگشت. هنگامی که در سال 65 ق خلافت در دست عبدالملک قرار گرفت و عبدالله بن زبیر از بیعت با وی سر باز زد، حجاج بن یوسف ثقفی را به جنگش فرستاد. حجاج کعبه را محاصره کرد و آن را با منجنیق هدف قرار داد. در این ماجرا، عبدالله کشته شد و حنش، که در سپاه او می‌جنگید، به اسارت درآمد و نزد عبدالملک بن مروان فرستاده شد. در آن‌جا عبدالملک به حنش گفت: تو همان کسی نیستی که به من مژده خلافت دادی. گفت: بله.

عبدالملک گفت: پس چرا به من پشت کردی و به ابن زبیر پیوستی؟

حنش گفت: دیدم او خدا را می‌طلبد و تو دنیا را، بدین سبب به او متمایل گشتم.

عبدالملک او را بخشید و رها ساخت. حنش همراه موسی بن نصیر در فتح اندلس شرکت کرد و ضمن فتح سرقسطه (ساراگوسه) مسجد جامعی در آن ساخت و خود در همان شهر جان سپرد.[3]



[1] . الاعلام زرکلی، ج7، ص 48 ؛ الأغانی، ج2، ص 203 و 226 ؛ الوافی بالوفیات، ج3، ص 181.


[2] . الاعلام زرکلی، ج2، ص 296 ؛ الأغانی، ج2، ص 259 ؛ قالی امالی، ج2، ص 260.


[3] . الاعلام زرکلی، ج2، ص 222 ؛ تاریخ ابن اثیر و طبری ، حوادث سال 100 ق ؛ ابن قوطیه، ص152 ؛ ابن قتیبه، الامامة والسیاسه، ص137 ؛ نفح الطیب، ج1، ص 260 ؛ العبر، ج1، ص 119.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 277
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست