نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 279
را از زندان آزاد کند. عمر با وی به بحث و مناقشه پرداخت و از عقل و درایت او به شگفت آمد تا جایی که گفت: این، جوانمردِ عرب است. مخلد بعد از این دیدار، بیش از چند روزی زندگی نکرد و در شام درگذشت.[1]
مسلم بن یسار
ابوعبدالله، مسلم بن یسار منسوب به امویان، اصلاً مکی بود که در بصره اقامت گزید و یکی از عابدان و فقیهان آن شهر بود. درباره او گفتهاند: هیچکس در زمانش، از او برتر نبود.[2]
هیثم بن اسود
ابو عریان، هیثم بن اسود نخعی مذجحی کوفی، سخنور و شاعر و از اشراف و برجستگان کوفه بود.
او فرستاده زیاد بن ابیه به سوی معاویه بود تا از وی بخواهد، حجاز را ضمیمه نواحی تحت امرش در عراق کند. هیثم موافقت معاویه را به اطلاع زیاد رسانید. هنگامی که عبدالله بن زبیر، بر ضد بنی امیه قیام کرد و برادرش مصعب را به امارت عراق گمارد، هیثم همچنان در شمار طرفدار کوفی بنی امیه باقی ماند. هیثم روزگاری دراز زیست تا آنجا که در حمله مسلمة بن عبدالملک به قسطنطنیه در سال 99 ق شرکت داشت. او در نقل حدیث مورد وثوق بود و از نیکان تابعین بهشمار میرفت.[3]
میمون بن عمران
میمون بن عمران، رئیس فرقه «میمونیه» است. فرقه میمونیه، یکی از فرقههای خوارج منشعب از «عجارده» است. که آنان پیرو عبدالکریم بن عجرد بودند، ولی فرقه میمونیه در دو موضوع، با عجارده اختلاف داشتند: یکی این که میگفتند: مقدرات، چه خیر باشد و چه شر، از جانب خداوند است و دیگر اینکه خداوند، خواهان خیر است نه شر، و در مورد معصیت بندگان خواسته و یا مشیتی ندارد. همین فرقه میمونیه، در روا شمردن ازدواج با دخترانِ پسر (نوه پسری)، دختران دختر (نوه دختری)، دختران دختر خواهر یا برادر با دختران پسر خواهر یا برادر، با عجارده متفقند. آنان میگویند: خداوند فقط ازدواج با دختران و دختران برادر و دختران خواهر را حرام کرد و جز ایشان را حرام ندانسته است. آنان مخالف خوارج ازارقه هستند و مال هیچکدام از مخالفینشان را تا زمانی که به قتل نرسیدهاند، حلال نمیشمارند. آنان همچنین معتقدند، چنانچه این مخالف به قتل برسد، مالش را میتوان به عنوان فیء، تصرف و تملک کرد.[4]
پی نوشتها
[1] . چهارشنبه اول محرم سال 100 = سوم اوت سال 718 ؛ یکشنبه چهارم جمادیالآخر سال 100 = اول ژانویه سال 719 .
[ 411 ] . امروزه آن را اخیار (Akhiar) میگویند (معین، فرهنگ فارسی و اعلام، ج5).
[ 412 ] . عروة بن زبیر از دشمنان علی علیهالسلام به شمار میرود که به آن حضرت جسارت و اسائه ادب مینمود (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 4، ص 69).
[ 413 ] . حضرت سکینه زنی پاکدامن، خردمند و با کمال و دانش بود. امام حسین علیهالسلام درباره او میگوید : «وأمّا سکینة فغالب علیها الاستغراق مع اللّه» یعنی سکینه، بانویی است که همه وجودش غرق در ذات الهی است. که این جمله حکایت از روح بلند و عرفان معنوی آن حضرت میکند. البته مؤلف مطالب خود را بیشتر از الاغانی نقل میکند و این کتاب تهمتها و ناسزاهای بنی امیه را بازگو کرده است (عبدالرزاق المقرم، السیّدة سکینه) .
[ 1 ] . الاعلام زرکلی، ج8 ، ص 74 ؛ تاریخ طبری، ج6، ص 526، 537، 541 و 557.