نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 284
عهدهدار خلافت شد، او را از ولایت سند و برادرش یزید بن مهلب را از ولایت عراق عزل و مسلمة بن عبدالملک را به عنوان والی عراق و عمرو بن مسلم باهلی را به عنوان والی سند تعیین کرد.
در سال 101 ق که یزید بن عبدالملک پس از درگذشت عمر بن عبدالعزیز به خلافت رسید، یزید بن مهلب و برادرانش، از جمله حبیب بن مهلب علیه یزید بن عبدالملک قیام کردند و در سال 101 ق بر شهر بصره چیره شدند. از اینرو مسلمة بن عبدالملک رهسپار جنگ با آنان شد و طی نبردی که در محلی موسوم به «العقر» (محلی بین واسط و بغداد) رخ داد، یزید بن مهلب و برادرش، حبیب به قتل رسیدند.[1]
سمح بن مالک
سمح بن مالک خولانی، از بنی خولان از قبیله قضاعه است. عمر بن عبدالعزیز او را بهجای حرّ بن عبدالرحمان ثقفی، به امارت اندلس گمارد و به وی فرمان داد تا زمینهای آن را تفکیک کند و بخشهایی از زمینهایی که با جنگ فتح کرده است تعیین کند تا از آن خمس بگیرد و درباره اندلس و موقعیت آن برایش بنویسد. سمح بن مالک نیز در سال 100 ق وارد اندلس شد و آنچه را عمر به وی دستور داده بود، اجرا کرد. در سال 102 ق همراه نیروهای رزم تابستانی عازم جنگ شد و کوههای «آلبرت» را پشت سر نهاد، اما در نبرد معروفی که نزدیک شهر «تولوز» رخ داد به شهادت رسید. در این جنگ، نیروهای فرانک به فرماندهی دوک «اکیتانیا» بر نیروهای عرب فایق آمدند و سپاهیان مسلمان تنها در اثر کاردانی فرمانده خویش، عبدالرحمان غافقی ـ که پیشتر او را به فرماندهی خود و امارت اندلس منصوب کرده بودند ـ جان به در بردند. پس از خراب شدن پل رومیها، سمح بن مالک پلی بزرگ بر روی رودخانه «الوادی الکبیر» ساخت. شهر قرطبه مرکز حکومت سمح بود.[2]
طارق بن زیاد
طارق بن زیاد اصالتاً از اسرای بربر منسوب به لیث بود و از این رو او را لیثی میخواندند. به دست موسی بن نصیر اسلام آورد و مولا و از نامیترین افراد موسی بود.
وقتی در سال 87 ق قرطاجه فتح گردید، موسی او را به حکومت آن سامان گماشت و طارق تا اوایل سال 92 ق در آنجا ماندگار شد.
هنگامی که موسی تصمیم گرفت اندلس را بگشاید، سپاهی به استعداد دوازده هزار مرد جنگی از اعراب و بربرها تدارک دید و طارق بن زیاد را به فرماندهی آن سپاه برگزید، آنگاه وی را رهسپار فتح اندلس کرد. طارق سپاهیانش را با کشتیهای عربی و کشتیهای دیگری که «ژولیان» حاکم شهر «سبته» آماده کرده بود از تنگه (جبل
الطارق) عبور داد. ژولیان پیش از این با موسی و طارق همپیمان شده بود. طارق در ماه رجب سال 92 ق در ناحیهای کوهستانی ـ که امروزه به جبل الطارق معروف است ـ اردو زد و ضمن تسخیر آن منطقه، دژ «قرطاجه» را گشود و به سرزمین اندلس نفوذ کرد.
وقتی رودریک، پادشاهِ «قوط» خبر اردو زدن نیروهای عربی در سرزمین اندلس را شنید، سپاهی انبوه در شهر «شذونه» گرد آورد و در کنار رود «برباط» متصل به دریاچه «لکه» با سپاه طارق جنگید. این نبرد در روز یکشنبه 28 ماه رمضان سال 92 ق (19 ژوئیه سال 711 م) اتفاق افتاد. طی این نبرد که هشت روز ادامه یافت، رودریک شکست خورد و نیروهایش متلاشی شدند. این فتح در واقع، فتح الفتوح مسلمانان بود.
پارهای از منابع تاریخی نقل میکنند: «رودریک» در این نبرد جان باخت، ولی برخی منابع دیگر مینویسند: وی مخفی شد و توانست خود را نجات دهد و باقیمانده نیروهای شکستخوردهاش را گردآوری کرده و به شهر «مارده» پناه ببرد و به نقلی در گذرگاههای کوهستانی میان «مارده» و «طلیطله» در کمین نیروهای عربی نشست. به دنبال آن، طارق بر دژهای دیگری دست یافت و آنگاه رهسپار شمال ؛ یعنی بهسوی «طلیطله» (پایتخت قوطها) شد.
طارق طی نامهای از موسی بن نصیر خواست که برای پیگیری فتوحاتش به وی نیروهای کمکی برساند، لذا موسی با سپاهی به استعداد هیجده هزار مرد جنگی، در سال 93 ق از دریا گذشت و وارد اندلس شد و «قرمونه» و «اشبیلیه» و تعداد دیگری از شهرهای بین رودخانه «وادی الکبیر» و رودخانه «آنه» را تسخیر کند و شهر مارده را به محاصره درآورد، بهطوری که رودریک بهناچار از شهر عقبنشینی کرد و مجدداً در گذرگاههای کوهستانی میان مارده و طلیطله در کمین نیروهای موسی نشست. آنگاه در جاده رومی میان مارده و شَلَمَنقَه (سالامانکا)، رودریک با سپاهیان قوط در محلی نزدیک شهر «تمامس Tamames» و رودخانه «باربالوس Barbalos» و در جایی که برخی مورخان مسلمان آنجا را «سواقی» نامیدند، بر نیروهای موسی و طارق یورش آوردند. (سپتامبر 713 م) طی این نبرد، قوط ها شکست خوردند و رودریک بهدست عبدالعزیز بن موسی بن نصیر کشته شد. به دنبال این پیروزی، موسی و طارق وارد شهر طلیطله شدند و طارق تا سال 94 ق در آنجا اقامت گزید. سپس موسی با سپاه خود، به سمت غرب رفت و سرقسطه، شاطبه و برشلونه را فتح کرد و آنگاه طارق نیروهایش را به ناحیه شمال به طرف «بشکنس» (باسک) برد تا اینکه به کوههای «برانس» رسید.
موسی بر آن بود که به جلیّق (گالیسیا) حمله کند که در این زمان نامهای از خلیفه، ولید بن عبدالملک رسید که در آن از وی میخواست
[1] . الاعلام زرکلی، ج2، ص 172 ؛ العقد الفرید، ج1، ص 209 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج5، ص 31.