نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 286
حجاج بود. در سال 101 ق یزید بن عبدالملک، محمد بن یزید، مولای انصار را از ولایت افریقیه کنار زد و یزید ثقفی را بهجای وی نشاند.
وقتی یزید بن ابی مسلم، عهدهدار ولایت افریقیه شد، تصمیم گرفت با مردم آن سامان، همچون حجاج با اهل ذمه که مسلمان شده و در شهر سکنا گزیده بودند، رفتار کند، زیرا حجاج اسلام چنین افرادی را نپذیرفته بود و همانگونه که پیش از اسلام آوردنشان جزیه میپرداختند، از آنان جزیه میگرفت، لذا یزید بر آن شد که با مردم افریقیه نیز چنین کند، اما مردم افریقیه بر وی شوریدند و با وی از در جنگ درآمدند و او را کشتند. آنگاه والی پیشین خود (محمد بن یزید) مولای انصار را به امارت خویش برگزیدند. مردم افریقیه طی نامهای که به خلیفه، یزید بن عبدالملک نوشتند به وی گفتند: ما دست از اطاعت و فرمانبرداری بر نداشتهایم، اما یزید بن ابی مسلم ستمی را بر ما روا داشت که نه خداوند و نه هیچ مسلمانی آن را نمیپسندد، لذا او را کشتیم و محمد بن یزید را دوباره بر خویش امیر کردیم. خلیفه در پاسخ گفت: من از آنچه یزید بن ابی مسلم انجام داده است، راضی و خشنود نیستم.
بدین ترتیب، خلیفه برای مدتی مجدداً محمد بن یزید را به امارت افریقیه گماشت، سپس وی را عزل کرد و بشر بن صفوان را به حکومت آن سامان گمارد.[1]
یزید بن مهلب
ابوخالد، یزید بن مهلب بن ابی صفره یکی از امرا و فرماندهان شجاع، بخشنده و قدرتمند بود. پس از درگذشت پدرش در سال 82 ق عهدهدار امارت خراسان شد و شش سال در این منصب باقی ماند. آنگاه عبدالملک بن مروان وی را به اشاره حجاج، امیر عراق، برکنار کرد. حجاج که از توان و قدرت او وحشت داشت، پس از برکناریاش، او را زندانی کرد، اما وی از زندان گریخت و روانه شام شد و بار دیگر برادرانش به سلیمان بن عبدالملک پناه بردند. وقتی سلیمان عهدهدار امر خلافت شد، یزید را در سال 96 ق به امارت عراق منصوب کرد سپس در سال 97 ق حکومت خراسان را نیز به او سپرد. هنگامیکه عمر بن عبدالعزیز (سال 99 ق) به خلافت رسید، وی را متهم به غصب اموال مردم کرد و از او خواست آن اموال را پس بدهد ؛ آنگاه خواست تا به دمشق برود و پس از اینکه او را به دمشق آوردند او را در حلب زندانی کرد.
چون عمر بن عبدالعزیز درگذشت، غلامان یزید به زندان یورش بردند و وی را آزاد کردند. یزید نیز با دیگر برادرانش رهسپار بصره شد و در سال 101 ق وارد آن شهر گردید و بر آنجا چیره شد. مردم عراق نیز به اطاعت او درآمدند و با وی بیعت کردند. هنگامی که یزید بن عبدالملک بهجای عمر بن عبدالعزیز به خلافت رسید، برادرش مسلمة بن عبدالملک را بهعنوان والی عراق، راهی آن سامان کرد و به وی فرمان داد تا با یزید بن مهلب بجنگد. این بود که جنگهایی میان مسلمه و یزید رخ داد که با کشته شدن یزید بن مهلب در محلّی موسوم به «عُقْر» (نزدیک بابل و میان واسط و بغداد) به پایان رسید.
محمد بن حبیب در کتابش المحبّر مینویسد: مسلمة بن عبدالملک، یزید را پس از کشته شدنش دار زد و او را از پل بابل آویخت و در کنار او یک خوک، یک ماهی و مشک شرابی نیز آویزان کرد. یزید بن مهلب در 49 سالگی کشته شد.[2]
پی نوشتها
[1] . جمعه اول محرم سال 102 = دوازدهم ژوئیه سال 720 ؛ چهارشنبه 26 جمادی الآخر سال 102 = اول ژانویه سال 721 .
[2] . دائرة المعارف لاروس ؛ ویلیام لانگر، موسوعة تاریخ العالم، ج2، ص 482 ؛ الروم وصلاتهم بالعرب، ج1، ص 272 و 273.
[ 3 ] . الاعلام زرکلی، ج2، ص 172 ؛ العقد الفرید، ج1، ص 209 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج5، ص 31.
[ 5 ] . الاعلام زرکلی، ج3، ص 313 ؛ نفح الطیب، ج1، ص 214 ـ 225 ؛ البیان المغرب، ج1، ص 43 به بعد ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص 556 به بعد ؛ تاریخ طبری، ج6، ص 460 ـ 481 ؛ ابن خلدون، ج4، ص253 به بعد ؛ طرطوشی، سراج الملوک، ص326 به بعد ؛ اخبار مجموعه، ص17 ؛ تاریخ المسلمین وآثارهم فی الاندلس، ص66 ـ 100 ؛ فجر الاندلس، ص 97.
[ 6 ] . تاریخ طبری و ابن اثیر ، حوادث سالهای 83 ، 86 ، 90 و 102 ؛ الروض المعطار، ص418 و 419، ماده «العقر».