نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 288
عبدالله بن موسی
عبدالله بن موسی بن نصیر لخمی از امیران و از جمله فاتحان ناحیه مغرب است. پیش از وارد شدن پدرش به اندلس، همراه او بود و آنگاه که پدرش رهسپار آن سامان شد، وی را در سال 87 ق بهجای خویش به حکومت قیروان گمارد و او تا سال 95 ق در این مقام باقی ماند. وقتی سلیمان بن عبدالملک به خلافت رسید، عبدالله بن موسی را عزل کرد و در سال 96 ق محمد بن یزید را بهجای وی گمارد. تاریخنگاران در این موضوع اختلاف نظر دارند ؛ مثلاً ابن عذاری و عدّهای دیگر میگویند: محمد بن یزید، عبدالله را زندانی کرد، او را شکنجه داد، سپس کشت و بعد اموالش را به دستور خلیفه، سلیمان بن عبدالملک تصرف نمود، اما محمد بن حبیب در کتابش (محبّر) در باب «من نصب رأسه من الاشراف» (بزرگانی که سرشان بر دار رفت) مینویسد: وقتی بشر بن صفوان در سال 102 ق والی افریقیه شد، عبدالله بن موسی را به قتل یزید بن ابی مسلم، مولای حجاج متهم کرد. یزید بن مسلم در سال 101 ق والی افریقیه بود، لذا بشر بن صفوان، عبدالله بن موسی را به جرم کشتن یزید بن ابی مسلم کشت و سرش را نزد یزید بن عبدالملک فرستاد و او سر عبدالله را در دمشق آویخت. گروهی از تاریخنگاران نیز درباره فرجام عبدالله بن موسی چیزی نگفتهاند و خبری را از وی پس از عزلش، گزارش ندادهاند.[1]
مجاهد بن جبیر
ابوالحجاج، مجاهد بن جبیر، منسوب به بنی مخزوم و یکی از گنجینههای علم و آگاهترین مردم زمان خویش به تفسیر بود.
ذهبی درباره او میگوید: وی شیخ قاریان و مفسران بود. مجاهد، علم تفسیر را از ابن عباس فرا گرفت.
اعمش درباره او میگوید: هرگاه که سخن میگفت، مروارید از دهانش فرو میریخت.
محمد بن یزید، از موالی قریش بود که سلیمان عبدالملک در سال96 ق او را به امارت افریقیه ـ که اندلس نیز جزء آن بود ـ گماشت. محمد بن یزید در میان مردم، به عدل و داد رفتار کرد. او بخشی از مناطق داخلیِ مغرب دور را فتح کرد و نیروهایی را به نواحی مرزی افریقیه و جزایر مجاور آن سامان فرستاد. سیاست خردمندانه او اثر عمیقی در جذب دستههای جدیدی از بربرها به اسلام داشت. زمانی که عمر بن عبدالعزیز در سال 100 ق به خلافت رسید، او را از مقامش خلع کرد و اسماعیل بن عبدالله بن ابیمهاجر دینار را به امارت افریقیه گماشت و چون یزید بن عبدالملک پس از درگذشت عمر بن عبدالعزیز، به خلافت رسید، اسماعیل را عزل و یزید بن ابی مسلم، کاتب حجاج ثقفی را بهجای او نصب کرد.
یزید بن ابی مسلم، تصمیم گرفت همان رفتاری را که حجاج با مردم عراق داشت، با مردم افریقیه داشته باشد، اما مردم افریقیه بر وی شوریدند و او را کشتند، آنگاه محمد بن یزید را به امارت برگرداندند. بعد از آن، مردم، طی نامهای ماجرا را برای خلیفه نوشتند و گفتند: ما دست از اطاعت تو بر نداشتهایم، اما یزید بن مسلم ستمی را که مورد پسند خداوند و بندگان مسلمان او نیست، بر ما روا داشت ؛ لذا او را کشتیم و دوباره محمد بن یزید را بر خویش گماشتیم.
خلیفه به آنان نوشت: من از آنچه یزید بن مسلم کرد، راضی نبودم. آنگاه امارت محمد بن یزید را تنفیذ کرد. این دومین باری بود که محمد بن یزید به حکومت افریقیه میرسید، اما این مدت چندان طول نکشید، زیرا خلیفه در سال 103 ق او را خلع کرد و بشر بن صفوان کلبی را بهجای او گمارد. بشر در این زمان، امیر مصر بود. او برادرش، حنظلة بن صفوان را امیر مصر کرد و خود رهسپار افریقیه شد. از این تاریخ به بعد، خبری از سرنوشت محمد بن یزید در دست نیست.[3]
یحیی بن وثّاب
یحیی بن وثّاب اسدی، منسوب به قبیله اسد، یکی از عابدان بنام و برجسته و از قرّاء و امام قرّاء شهر کوفه بود. اعمش میگوید: وقتی یحیی در مسجد قرآن تلاوت میکرد، هیچ حرکت و جنبشی در مسجد احساس نمیشد، گویی هیچکس در مسجد حضور ندارد.[4]
پی نوشتها
[1] . سهشنبه اول محرم سال 103 = ژوئیه سال 721 ؛ پنجشنبه هشتم رجب سال 103 = اول ژانویه سال 722 .
[2] . فتوح البلدان، ص416 ؛ تاریخ طبری، ج6، ص605 ـ 618 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج5، ص 90 ـ 95.