سرزمین روم: سعید بن عبدالملک بن مروان نیروهای رزم تابستانی را فرماندهی کرده و به روم حمله برد.
ماوراءالنهر: مسلم بن سعید کلابی، فرمانروای خراسان به ترکها حمله برد و آنها را طی نبردی که در نزدیکی «فرغانه» به وقوع پیوست، شکست داد.
دریای مدیترانه: ناوگان مغرب به دو جزیره «ساردینی» و «کُرس» به فرماندهی حسان بن محمد بن ابیبکر، مولای بنی جمح حمله برد.
جنگهای قیسیان و یمانیان: قیسیان (مضریان) و یمانیان در «برقان» (نزدیک شهر بلخِ خراسان) با هم درگیر شدند.
درگذشتگان
حرّ ثقفی.
سالم بن عبدالله بن عمر.
طاووس بن کیسان.
مسیب بن بشر ریاحی.
حرّ ثقفی
حرّ بن عبدالرحمان بن عبدالله بن عثمان ثقفی، برادرزاده موسی بن نصیر است که در سال 98 ق محمد بن یزید، امیر افریقیه، پس از کشته شدن حاکم اندلس، عبدالعزیز بن موسی بن نصیر او را به ولایت آنجا گمارد. در زمان حکومت وی، اندلس تحت امر والی افریقیه بود و والی افریقیه نیز تابع والی مصر بود و مصر از خلیفه اموی پیروی میکرد. حر ثقفی تا سال 100 ق ولایت اندلس را داشت، اما کارآیی چشمگیری از خود نشان نداد. هنگامی که عمر بن عبدالعزیز عهدهدار امر خلافت شد، وی را برکنار کرد و سمح بن مالک خولانی را به جایش گماشت. «بلاط الحر» (کاخ حر) که در شرق قرطبه بنا شده، به او منسوب است. حرّ مرکز حکومت خود را از اشبیلیه به قرطبه منتقل کرد، زیرا به نظرش رسید که پس از گسترش دامنه فتوحات اسلامی، اشبیلیه منطقهای بسیار دور افتاده شده است.[2]
سالم بن عبدالله بن عمر
ابو عمر یا ابوعبدالله، سالم بن عبدالله بن عمر بن خطاب قرشی عدوی، مادرش دختر یزدگرد، آخرین پادشاه ایران است که همراه دو تن دیگر از خواهرانش به دست مسلمانان اسیر شد و عبدالله بن عمر او را به ازدواج خود درآورد که سالم، ثمره آن ازدواج بود. دیگری به همسری حسین بن علی درآمد که زینالعابدین ثمره این ازدواج است و سومی را محمد بن ابیبکر به عقد خویش درآورد که قاسم را به دنیا آورد. بنابراین، سالم و قاسم و زینالعابدین پسر خاله همدیگرند. سالم یکی از هفت فقیه مدینه و از اشراف و بزرگان تابعین و از علمای ثقه بهشمار میرفت.
مالک دربارهاش میگوید: هیچکسی در روزگارش در فضیلت و زهد، چون او به نیکان و صالحان سلف، مانند نبود. او معلم عمر بن عبدالعزیز بود. هنگامی که عمر بن عبدالعزیز خلافت را در سال 99 ق به عهده گرفت، از سالم خواست که سیره و روش زندگانی جدش را بنویسد تا مردم از آن پیروی کنند، اما سالم در پاسخ وی نوشت: عمر در زمانی غیر از زمان تو و با مردانی غیر مردان تو بود و تو چنانچه بتوانی در زمان خود و با مردان خویش، آنگونه عمل کنی که عمر در زمان خود با مردمش عمل میکرد، همچون عمر، بلکه برتر از او هستی.[3]
طاووس بن کیسان
ابوعبدالرحمان، طاووس بن کیسانِ خولانی، منسوب به هَمْدانیان بود و از اینرو، وی را «هَمْدانی» میگفتند. در اصل از ایرانیانی است که برای کمک به «سیف بن ذی یزن» به یمن آمدند. وی از طبقه نخست
[ 1 ] . دوشنبه اول محرم سال 106 = 29 مه 724 ؛ دوشنبه یازدهم شعبان سال 106 = اول ژانویه سال 725 .