نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 327
بُکیر بن ماهان
ابوهاشم، کاتب و مترجمِ جنید بن عبدالرحمان مرّی کارگزار سند بود. هنگامی که عبدالرحمان در سال 107 ق عزل شد بکیر، در حالی که ثروت انبوهی از طلا و نقره به همراه داشت، وارد کوفه شد و در آنجا با میسره عبدی، مولای بنی عباس دیدار کرد و میسره از دعوت به بنی هاشم برای بکیر سخن گفت و بکیر سخن او را پذیرفت و هرچه داشت، در این راه و به مبلغان این دعوت بخشید و به محمد بن علی عباسی پیوست.
هنگامی که میسره درگذشت، محمد بن علی، بکیر را بهجای او در کوفه تعیین کرد. بکیر شایستگی بیمانند و تلاشی فراوان در راه جذب مردم خراسان به جانب عباسیان نشان داد و آنان به بنیعباس پیوستند. بکیر پیشتر دخترش را به همسری حفص بن سلیمان، معروف به ابو سلمه خلاّل درآورده بود. هنگامی که بکیر (در عهد ابراهیمِ امام) در بستر مرگ افتاد، به ابراهیم نامهای نوشت مبنی بر اینکه وی حفص بن سلیمان را جهت گسترش دعوت بهجای خود تعیین کرده است. ابراهیم نظر بکیر را پذیرفت و به ابوسلمه نامه نوشت و به او عنوان پیشوایی عباسیان را ابلاغ کرد. همچنین به مردم خراسان نوشت که وی امر رهبری دعوت را به ابوسلمه سپرده است.[1]
سعید بن بهدل شیبانی
سعید بن بهدل (بحدل) شیبانی، از شورشیان حروری بود. پس از کشته شدن ولید بن یزید ـ که در سال 126 ق رخ داد ـ از دلمشغولی مروان بن محمد به امر شام بهره جسته و همراه دویست تن از مردم جزیره فرات که ضحاک بن قیس شیبانی نیز با آنان همراه بود، خروج کرد. سعید روانه بغداد شد، ولی پیش از آنکه کار او بالا گیرد، در میان راه مرد. پس از وی، ضحاک بن قیس رهبری حروریان را بهعهده گرفت.[2]
عاصم مقری
ابوبکر، عاصم بن ابی النجود بهدلة، مولای بنی جذیمه اسدی و یکی از قرّای سبعه بود که در علم قرائت به نظرات او استناد میشود. بهدله نام مادر اوست و نجود به شتری گفته میشود که جز در مکان بلند زانو به زمین نمیزند و نمینشیند.[3]
یوسف ثقفی
ابو یعقوب، یوسف بن عمر بن محمد بن حکم ثقفی، از امرای ستمگر بنی امیه بود که در دوره خلافت هشام بن عبدالملک در سال 106 ق ولایت یمن را به عهده گرفت. هشام او را در سال 121 ق روانه عراق کرد و امارت خراسان را نیز به او سپرد. آنگاه او پسرش «صلت» را بهجای خود بر یمن گماشت. هنگامی که او وارد عراق شد در کوفه (مرکز عراق) اقامت گزید و والی قبل از خود، خالد بن عبدالله قسری را زیر شکنجه به قتل رساند. امارت یوسف تا روزگار یزید بن ولید ادامه یافت. یزید او را در اواخر سال 126 ق عزل کرد و در دمشق به زندان انداخت. آنگاه یزید بن خالد قسری را فرستاد تا به خونخواهی پدرش یوسف را که در زندان بود بکشد. یوسف در حماقت و نادانی ضربالمثل بود تا آنجا که میگویند: فلانی نادانتر از احمق قبیله ثقیف است.[4]
پی نوشتها
[1] . سهشنبه اول محرم سال 127 = سیزدهم اکتبر سال 744 ؛ جمعه 22 ربیعالاول سال 127 = اول ژانویه سال 745 .
[2] . تاریخ طبری، ج7، ص25 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص367 و 443 ؛ همان، ج5، ص124 و 136 ؛ دائرة المعارف الاسلامیه، ج7، ص509.
[3] . الاعلام زرکلی، ج3، ص144 ؛ تاریخ طبری و ابن اثیر ، حوادث سال 127 ق ؛ خلیفة بن خیاط، ص390.
نصب یزید بن عمر بن هبیره بر عراق بهجای عبدالله بن عمر بن عبدالعزیز.
یزید بن هبیره، امیر عراق، قتیبة بن مسلم را بر بصره ولایت داد.
نصب حوثرة باهلی بر مصر بهجای حفص بن ولید حارثی.
نصب قاسم بن عمر ثقفی بر یمن.
ابراهیمِ امام، ابو مسلم خراسانی را به رهبری قیام ضد اموی در خراسان برگزید.
وقایع نظامی
شورشها
خراسان: قیام جدیع کرمانی، رهبر یمنیها در خراسان علیه حکومت اموی.
بازگشت حارث بن سریج برای اعلام شورش علیه حکومت اموی در خراسان و آغاز نبردِ نصر بن سیّار، امیر خراسان با ابن سریج و کشته شدن ابن سریج در مقابل باروهای مرو.
ناحیه جزیره: ضحاک بن قیس شیبانی، رهبر خوارج، بر مروان بن محمد شورید و با او در محل «کفر توثا» از توابع ماردین روبهرو شد. در این نبرد، ضحاک کشته شد و پس از آن شیبان یشکُری رهبری خوارج را در نبرد به عهده گرفت.
[ 1 ] . تاریخ طبری، ج7، ص25 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج4، ص367 و 443 ؛ همان، ج5، ص124 و 136 ؛ دائرة المعارف الاسلامیه، ج7، ص509.
[ 2 ] . الاعلام زرکلی، ج3، ص144 ؛ تاریخ طبری و ابن اثیر ، حوادث سال 127 ق ؛ خلیفة بن خیاط، ص390.