responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 337

و خلیفه و فرزندانش را مدح و ستایش کرد. روزگاری دراز زیست و آخرین فرمان روای بنی امیه را درک کرد، اما دولت عباسیان را ندید. پدرش یسار، غذای عروسی ها را تهیه می کرد و از آن رو «نسائی» خوانده می شد که فرش مخصوص مجالس عروسی می فروخت. از جمله اشعار او که در آنها درمقابل اعراب از ایرانیان ستایش کرده است، اینهاست:

«فوارس (چابک سواران) از آن رو به این نام خوانده شده اند; که در اصالت، به فرس (پارسیان) شباهت دارند.

ای اَمام (أمیمه) مباهاتت را بر ما فرو هل، و دست از این ستم گری بردار و زبان به حقیقت گویی بگشا!

واگر می خواهی حقیقت را درک کنی سراغ ما (پارسیان) را بگیر; و از عرب ها بپرس که ما در گذشته چه عظمتی داشتیم؟

آن هنگام که ما دخترانمان را با ادب و فرزانگی پرورش می دادیم; شما از روی نادانی و بی خردی آنان را زنده زیر خاک می کردید».[1]

ایوب سختیانی

ابوبکر، ایوب بن ابی تمیمه کیسانِ سختیانی عنزی بصری، بزرگِ فقها وعالمان بصره در عصر خویش و یکی از پیشوایان نامدار و از تابعین زاهد و عابد و از حافظان حدیث به شمار می رفت. ابن سیرین از او روایت کرد و ابن سعد درباره او گفته است: او در ثبت وحفظ حدیث دقیق، مطمئن، حجت و دریایی از علوم بود.

وی در 65 سالگی درگذشت.[2]

عاصم بن عمیر سعدی

عاصم بن عمیر سعدی، از قهرمانان چابک سوار بود که همراه نصر بن سیار، امیر خراسان و ماوارءالنهر، شاهد وقایعِ ماوارء النهر بود. در نبردی که در سال 121 ق در سمرقند میان عرب ها و ترک ها روی داد، عاصم، پادشاهِ ترک را اسیر کرد و نزد نصر بن سیار برد ونصر او را کشته و در کناره نهر، بردار کرد.عاصم ملقب به «هزار مرد» بود و در نهاوند به شهادت رسید.[3]

عامر بن ضباره

ابوالهیذام، عامر بن ضباره غطفانی مرّی، فرماندهی از سواران دلاور و از مردم حوران بود که ابن هبیره را در عراق همراهی می کرد. مروان بن محمد او را مأمور جنگ با شیبان خارجی کرد و هفت هزار جنگ جو را تجهیز کرد و همراه او فرستاد. عامر همراه آنان روانه جنگ با شیبان شد و شیبان پس از چندین نبرد از میدان گریخت. آن گاه عامر برای نبرد با عبدالله بن معاویه طالبی ] از نوادگان جعفر طیار [ـ که در اصطخر سر به شورش برداشته بود ـ حرکت کرد و او را نیز شکست داد. سپس ابن هبیره، امیر عراق او را برای نبرد با قحطبة بن شبیب، از سرداران سپاه بنی عباس فرستاد. قحطبه با سپاهی بیست هزار نفره با او نبرد کرد. لشکر عامر در این نبرد عقب نشینی کرد و عامر، خود با گروه اندکی ایستادگی کرد تا این که کشته شد.[4]

عباس مروانی

عباس بن ولید بن عبدالملک بن مروان، امیری از سرداران بزرگ بود که به او چابک سوارِ مروانیان می گفتند. او و عمویش مسلمة بن عبدالملک در نبرد با یزید بن مهلب سپاهیان را فرماندهی می کردند و عباس شهرها و قلعه های فراوانی را در سرزمین روم گشود. پدرش او را به امارت حمص و بارها نیز به فرماندهی جنگ گماشت. مروان بن محمد او را در حرّان زندانی کرد و او در زندان درگذشت.

مرزبانی درباره او می گوید: او در اعتقادِ دینی اش متهم بود.[5]

مالک بن دینار

ابویحیی، مالک بن دینارِ بصری، از راویان حدیث و واعظی پرهیزگار بود که از دست رنج خویش روزی می خورد و از استنساخ قرآن دستمزد می گرفت. او اشعاری موعظه آمیز و عبرت انگیز داشت، از جمله:

«به جانب قبرستان آمدم و ندا در دادم کجا هستند، انسان های محترم و عزیز و کجایند انسان های حقیر و خوار؟

کجاست آن که به سطوت و حکومت خویش می بالید; و کجاست آن که وقتی فخر و مباهات می کرد، همه مردم او را می ستودند؟

آری همه جان باختند به گونه ای که دیگر خبر و خبر دهنده ای نیست ; آنها مردند و خبرشان نیز در گذر روزگار محو شد.

آدمیان هم چنان زاده شده و می میرند ; و زیبایی های صورت ها محو و نابود می شود.

هان ای کسی که سراغ گذشتگان را می گیری; چرا از آن چه می بینی پند نمی گیری؟».

مالک بن دینار در بصره درگذشت.[6]

نصر بن سیّار

نصر بن سیار بن رافع بن حرّی بن ربیعه کنانی، امیری هوشمند و بزرگِ مضریان خراسان و والی بلخ بود.

در سال 120 ق و پس از درگذشتِ اسد بن عبدالله قسری والی خراسان شد. او به ماوارء النهر لشکر کشید و قلعه هایی را گشود و غنایم بسیاری به دست آورد و در مرو اقامت گزید. در روزگار



[1] . الأغانی، ج 4، ص 408.


[2] . تهذیب التهذیب، ج 1، ص 397 ; تذکرة الحفّاظ، ج1، ص 130 ; العبر، ج1، ص 172.


[3] . تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 236، 399 ـ 400 ; الاعلام زرکلی، ج 4، ص 14.


[4] . الاعلام زرکلی، ج 4، ص19 ; تاریخ طبری، ج 7، ص 405 ; تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 398 ; البدایة والنهایه، ج 10، ص 37 ; المعارف، ص 418.


[5] . الاعلام زرکلی، ج 4، ص 40 ; العقد الفرید، ج 4، ص 442 و 461 ; المحبّر، ص 305 ; تاریخ طبری، ج 6، ص 435.


[6] . الاعلام زرکلی، ج 6، ص 134 ; وفیات الاعیان، ج 4، ص 139 ; عیون الاخبار، ج 2، ص 202 ـ203.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 337
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست