responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 340

* شورش ابوورد مجزأة بن کوثر کلابی در قنَّسرین.

* شورش ابومحمد زیاد بن عبداللّه اموی در حمص و تدمر (زیاد، نوه معاویة بن ابی سفیان بود).

* شورش عثمان بن عبدالاعلی ابن سراقة ازدی در دمشق.

* شورش عباس بن محمد اموی نوه معاویة بن ابی سفیان.

* شورش اسحاق بن مسلم عقیلی.

* شورش ابان بن معاویه بن هشام در سمیساط.

* شورش محمد بن سعید بن عبدالعزیز اموی در جزیره.

* شورش بسام بن ابراهیم.

همه این شورش ها از سوی عبداللّه بن علی عباسی و ابوجعفر منصور سرکوب شدند.

* افریقا: شورش خوارج به رهبری اسماعیل بن زیاد نفوسی که بر قابس چیره شد و عبدالرحمان بن حبیب فهری این شورش را سرکوب کرد و شهر قابس را باز پس گرفت.

* مصر: شورش کشاورزان قبطی به خاطر ناتوانی ایشان در پرداخت مالیات.

درگذشتگان

* ابراهیم بن ولید اموی.

* یزید بن هبیره.

* ابوسلمه خلاّل.

* اسماعیل بن ابی مهاجر.

* سعید بن عبد الملک.

* سلیمان بن هشام.

* عبد الحمید کاتب.* قحطبة بن شبیب.

* مجزأة بن کوثر.* مروان بن محمد.

* یزید قاری.

* یوحنّا دمشقی.

ابراهیم بن ولید اموی

ابواسحق، ابراهیم بن ولید بن عبدالملک بن مروان که مادرش ام ولد بود،[1]پس از مرگ برادرش یزید (ملقّب به ناقص) خلیفه شد و تنها هفتاد روز خلافت کرد. مروان بن محمد علیه او شورید. ابراهیم خود را عزل و با واگذاری حکومت بدو تسلیم او شد و در سال 127 ق با مروان بیعت کرد.[2]

ابن هُبَیره (یزید)

ابوخالد، یزید بن عمر بن هُبَیره حاکمی از قهرمانان شجاع بود که در دوران ولید بن یزید به حکومت قنّسرین رسید و حکومت عراقین (بصره و کوفه) را در سال 128 ق و در روزگار مروان بن محمد، آخرین خلیفه اموی، به دست گرفت. زمانی که مسئله دعوت عباسیان در زمان او بطور جدی بالا گرفت، به جنگ باطرف داران عباسیان پرداخت، ولی لشکریان خراسان بر او غلبه یافتند. ابن هُبَیره به واسط رفت و در آن جا پناه گرفت. سفّاح، برادرش منصور را به جنگ با وی گسیل داشت. منصور مدت زمانی در واسط به جنگ با وی پرداخت تا جایی که کار بر وی بسیار مشکل شد. منصور امان نامه ای از سفّاح برای ابن هُبَیره درخواست کرد و سفّاح نیز آن را پذیرفت. این در حالی بود که حکومت بنی امیه به پایان عمر خود رسیده بود. ابن هُبَیره به صلح راضی گردید و از سفّاح اطاعت کرد. بعد از آن در واسط اقامت گزید و ابومسلم خراسانی زمینه از میان برداشتن او رافراهم نمود، لذا سفّاح امان نامه ای را که برای ابن هُبَیره امضا کرده بود، نقض کرد و منصور دستور قتل او را صادر کرد و کسی را جهت کشتن او به واسط فرستاد. ابن هُبَیره در 48 سالگی در گذشت.[3]

ابوسلمه خلاّل

ابوسلمه، حفص بن سلیمان همدانی، از آن جهت لقب خلاّل یافت که در گذر سرکه فروشان کوفه سکونت داشت ]خِلّ یعنی سرکه[ و نیز گویند : از آن رو که سرکه درست می کرد، به وی خلاّل می گفتند. وی از دعوت گران اولیه عباسیان و حلقه ارتباط خراسان و حمیمه ـ مرکز بنی عباس بود و زمانی که لشکریان ابومسلم، لشکر اموی را در خراسان نابود کردند، به طرف عراق پیش رفته، وارد کوفه گردیدند. خراسانی ها ریاست را به ابوسلمه سپردند و او را وزیر آل محمّد خواندند.

وی به تدبیر امور پرداخت و امامت را برای بنی هاشم آشکار ساخت بی آنکه از خلیفه نامی ببرد و بر آن بود که امامت را به یکی از سه تن علوی بسپارد: جعفر صادق(علیه السلام)، عبدالله بن حسن مثنّی (عبد الله محض) و عمر الاشرف بن علی زین العابدین. از این رو برای آن سه نامه نگاشت اما هیچ یک او را اجابت نکردند. ابوالعباس عبداللّه بر این امر آگاه بود و چون به کوفه درآمد و به خلافت با او بیعت شد، ابوسلمه نیز به اعتذار، نزدش آمد، ابوالعباس به ظاهر چنین وانمود که عذرش را پذیرفته، امّا پس از آن که حکومتش ثبات یافت، ابومسلم خراسانی را برای کشتن او فرستاد. ابومسلم عده ای را شبانگاه به کمین او نشاند و هنگامی که ابوسلمه از پیش خلیفه بیرون می رفت، به قتلش رساندند.[4]

اسماعیل بن ابی المهاجر

ابوعبدالحمید، اسماعیل بن عبداللّه بن ابی المهاجر دینار، وابسته بنی مخزوم فقیهی پرهیزگار بود که عمر بن عبدالعزیز در سال 100 ق او را به جای محمد بن یزید، به حکومت افریقا گمارد. و آموزش



[1] . ام ولد: کنیزی که پس از آوردن فرزندی از مولایش ]پس از مرگ صاحبش [آزادی خود را به دست می آورد.


[2] . الاعلام زرکلی، ج 1، ص 74 ; تاریخ طبری، ج 7، ص 295، 299 ; تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 308، 311 ; مروج الذهب، ج 3، ص 220 ; المعارف، ص 367 ; تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 337 ; مآثر الانافة فی المعالم الخلافه، ج 1، ص 160.


[3] . الاعلام زرکلی، ج 9، ص 240 ; وفیات الاعیان، ج 6، ص 313 ; خزانة الأدب، ج 4، ص 167 ; فتوح البلدان، ص 295 ; تاریخ طبری، ج 7، ص 450 ; تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 437 ; ابن خلدون، ج 3، ص 373.


[4] . الاعلام زرکلی، ج 2، ص 291 ; وفیات الاعیان، ج 2، ص 195 ; البدایة والنهایه، ج 10، ص55 ; الکتّاب والوزراء، ص 83 و 86 ; تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 436 ; مروج الذهب، ج 3، ص 270 ; ابن خلدون، ج 3، ص 376 ; دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «ابوسلمة خلاّل».

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 340
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست