نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 35
برای حج به سوی مکه حرکت کرد، برای دیدار با آنان به عقبه[1] رفت تا دور از چشم قرشیان که پیش از این مانع دیدار او با مردم بودند، با ایشان دیدار کند. پیامبر صلیاللهعلیهوآله با این هیئت ملاقات کرد و با آنان به گفت وگو نشست و سپس به یکتاپرستی دعوتشان کرد و بر آنان از آیات روشن الهی تلاوت کرد. قلب آنان برای پذیرش توحید شکوفا شد و آن را سرآغاز نیکویی دیدند که میتواند آنها را با عموزادگانشان، قبیله اوس، در یک آیین متحد کند و بدین ترتیب، دشمنیها و جداییهایشان از میان برود. آنان به پیامبر صلیاللهعلیهوآله وعده دادند که با قوم خود سخن گویند. پس از آن هیچ خانهای در یثرب نبود که در آن از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ذکری به میان نیاید.
20 ـ سال بعد ؛ یعنی سال دوازدهم بعثت نبوی، اولین هیئت از مردم یثرب، متشکل از دوازده مرد و یک زن ، به عقبه آمده و اسلام آوردند و با پیامبر صلیاللهعلیهوآله بیعت کردند که بیعتِ عقبه اول است. سال بعد، هیئت دیگری متشکل از 73 مرد آمد. آنان نیز در عقبه با پیامبر صلیاللهعلیهوآله به عنوان پیامبر خدا و رهبر بیعت کردند که به بیعتِ عقبه دوم خوانده شد. پیامبر صلیاللهعلیهوآله را به یثرب دعوت کرده و متعهد شدند که از او در مقابل اذیت دیگران حمایت کنند.[2]
هجرت مسلمانان به یثرب و نگرانی قریش
21 ـ یثرب وطن جدیدی برای مسلمانان شد. پیامبر صلیاللهعلیهوآله آنان را برای حفظ دین خود از گزند قریش به آنجا دعوت کرد. مستضعفان مکه به صورت پنهانی و در دستههای به هم فشرده مکه را ترک میکردند و در مدینه برادرانشان با خوشحالی به استقبال آنان میشتافتند. البته مسلمانان توانمند به طور علنی از مکه بیرون میآمدند و کسی نمیتوانست مانع آنان شود. قریش با دیدن آنچه که وقوعش را باور نمیکرد، به وحشت افتاده بود.
انتقال دعوت اسلامی به یثرب و گسترش آن در میان مردم آنجا، از یثرب دژی نفوذ ناپذیر برای مسلمانان ساخت که نقطه حرکت نیروهایشان نیز بود. آنان با تهدید قافلههایی که از شام به مکه میرفت و از نزدیک یثرب میگذشت، به خطر انداختند. بدین گونه پایههای اقتصاد قریش فرو ریخت، و از سوی دیگر هجرت کارگران و بردگان مستضعف، مکه را از نیروی کار محروم میکرد. چنانکه هجرت توانمندان به موقعیت مالی و اجتماعی مکه ضربه میزد.
شکست توطئه قتل پیامبر صلیاللهعلیهوآله
22 ـ سران قریش در اینباره به مشورت پرداختند. برخی به حبس پیامبر صلیاللهعلیهوآله در مکه و جلوگیری از خروج او نظر داده و برخی دیگر بر
این باور بودند که او را اخراج کنند تا به هر جا که میخواهد برود، ولی هر دو نظر، اشکالاتی داشت، چرا که اگر او را زندانی میکردند، خانوادهاش به حمایت از او نبرد کرده، او را آزاد میکرد وا گر از مکه بیرونش میکردند، به یثرب میرفت و به دیگر مسلمانان میپیوست و آنان را برای نبرد با قریش مهیا میکرد. ابوجهل نظر سوّمی داد و آن این که محمد کشته شود و این کار با همدستی قبایل عرب صورت گیرد تا همگان در خون او شریک باشند. در نتیجه، بنیهاشم در امر خونخواهی ناتوان مانده، ناچار به قبول دیه تن خواهند داد.[3] قرآن کریم در خصوص این توطئه و چگونگی رهاییِ پیامبر صلیاللهعلیهوآله از آن میفرماید:
« واذ یمکر بک الذین کفروا لیثبتوک او یقتلوک او یخرجوک ویمکرون ویمکر الله والله خیر الماکرین»[4] .[5]
هجرت پیامبر صلیاللهعلیهوآله به یثرب
23 ـ خداوند به پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمان داد تا به مدینه هجرت کند. او این مأموریت را به اطلاع ابوبکر رساند. ابوبکر از پیامبر صلیاللهعلیهوآله خواست تا اجازه دهد وی در این سفر پیامبر صلیاللهعلیهوآله را همراهی کند. این هجرت بزرگ پس از سختیهای فراوان به انجام رسید و پیامبر صلیاللهعلیهوآله با ابوبکر به قریه «قبا» رسید، چند روزی در آنجا اقامت کرد و اولین مسجد اسلام را در آنجا بنا کرد. در روز دوازدهم ماه ربیع الاول (5 ژوئیه سال 622 م) سال سیزدهم بعثت، پیامبر صلیاللهعلیهوآله وارد یثرب شد ؛ شهری که اولین پایتخت دولت اسلام و محل اعزام ارتشهای پیروزمندِ مسلمانان شد. یثرب پس از آن «مدینة الرسول» شهرت یافت و سال هجرت به عنوان آغاز تاریخ اسلام تعیین گردید.
پی نوشتها
[1] . تاریخ طبری، ج 2، ص 102 و 149 ؛ فتحی عثمان، الحدود الاسلامیة البیزنطیه، ص 6 ؛ ثعالبی، تاریخ غرر السیر معروف به کتاب اخبار الفرس وسیرهم، ص 612 و 613.
[2] . روم (30) آیه 2 و 3 : رومیان [در جنگ با ایرانیان] مغلوب شدند ، در نزدیک این سرزمین (سوریه و فلسطین) و پس از مغلوب شدن بار دیگر غالب خواهند شد.
[3] . در کتاب اوستا که شامل تعالیم دیانت قدیم ایرانیان است، بر آداب دینیِ پرستش آتش، نام ماج (Mayes) مینهادند و از آن کلمه Magiciensبه معنای ساحران و نیز کلمه مجوس که همان پرستشکنندگان آتشند، گرفته شده است.
[4] . هاشم و عبدشمس دو برادر همزاد بودند که شصتِ پایشان به هم چسبیده بود. وقتی جرّاح آن دو را از هم جدا کرد، خونی از محل اتصال آن دو ریخت. از کاهنی دراین باره پرسش شد، او گفت : میان فرزندانشان
[ 1 ] . عقبه، دهی است در نزدیکی مکه. ( 3)
[ 2 ] . ابنهشام، ج 1، ص 267.
[ 3 ] . سیره ابنهشام، ج 1، ص 391.
[ 4 ] . انفال (8)، آیه 30 : و آن هنگام را به یاد آور که کافران درباره تو بداندیشی کردند تا در بندت افکنند یا بکشند یا از شهر بیرون سازند. آنان مکر کردند و خدا نیز مکر کرد و خدا بهترین مکرکنندگان است.
[5] . جواد علی، المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج 4، ص 129.
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 35