responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 350

مردار و ازدواج با مادر، خواهر، دختر و دختران برادر نهی کرد. مقصود وی این بود که چیزهایی را که مردم در دین اسلام می بینند و نزد آنان نیز بهتر می باشد، وارد دین زرتشت کند تا از مسلمان شدن زرتشتیان جلوگیری کند. (و در ضمن می خواست به نوعی پیوند ایشان را با حکام مسلمان برقرار نگه دارد). یکی از اصول اعتقادی وی، ایمان به رجعت بود. او مدعی بود خود به آسمان رفته و مجدداً به زمین بازگشته است. تعداد زیادی از «زرتشتی ها» وی را در این ادعا تصدیق می کردند. وی فکر رجعت را از غالیان شیعی اقتباس کرده بود.) 4 (پیروان او قرن های متمادی را در انتظار رجعت او گذراندند. آنها معتقد بودند که «به آفرید» نمرده است، بلکه بر مرکبی سوار، به آسمان رفته و به زودی از آسمان پایین خواهد آمد. موبدان (روحانیان زرتشتی) از او نزد ابومسلم (زمانی که به نیشابور آمد) شکایت کردند. ابومسلم کسانی رافرستاد که وی را نزد او بیآورند و چون او را آوردند، در مقابل مسجد جامع نیشابور در سال 137 ق به قتل رسانید. به آفرید افکار و تعالیم خود را در کتابی به زبان فارسی منتشر کرد و مدعی بود که این کتاب به وی وحی شده است.[1]

سفیانی (زیاد)

ابومحمد، زیاد بن عبداللّه بن یزید بن معاویة بن ابی سفیان، معروف به سفیانی و ملقّب به «بیطار» بود; چون شکارچی بزرگی بود. در سال 126 ق بر مروان بن محمّد، آخرین خلیفه بنی امیه شورید. مروان وی را دست گیر و زندانی کرد ولی بعد از یک سال او را آزاد کرد. وقتی عباسیان به پیروزی رسیدند، علیه آنها نیز شورش کرده و مردم را به سوی خود دعوت نمود. «ابوورد مجزأة بن کوثر قیسی» که علیه عباسیان در شمال شام در منطقه قنّسرین قیام کرده بود، به سفیانی پیوست. چندی بعد مردم «حمص» و «تدمر» که قبایل کلب یمانی در آن مناطق ساکن بودند، به آنها پیوستند. قیام کنندگان، زیاد بن عبداللّه را خلیفه خود قرار دادند و می گفتند او همان «سفیانی» است که مردم در انتظار او بوده و حکومت بنی امیه را مجدداً برپا می دارد. این اولین بار بود که بین قیسیان به رهبری ابوورد و یمانیان پیمان اتحاد برقرار شد. هدف این پیمان دفع خطر عباسیان و بنیان گذاری دوباره حکومت بنی امیه بود. عبداللّه بن علی عباسی به همراه فرماندهان لشکرش برای سرکوبی آنها حرکت کرد و آنان را در جنگ «مرج الاجم» در نزدیکی حلب شکست داد. در آن جنگ ابوورد و اصحاب وی کشته شدند و سفیانی به سوی «تدمر» و از آن جا به حجاز گریخت. چون حاکم حجاز، زیاد بن عبدالله حارثی، از آمدن سفیانی آگاه گردید، به جنگ با وی پرداخت، او را به قتل رساند و دو فرزندش را به اسارت گرفت و آن دو را به همراه سر پدرشان نزد منصور فرستاد.[2]

سنباد مجوسی

او ایرانی، زرتشتی و از اهالی روستاهای خراسان و از یاران ابی مسلم خراسانی و دست پرورده او به شمار می رفت. زمانی که ابومسلم کشته شد سنباد به خون خواهی وی قیام کرد و پیروان زیادی از خرمیان و مزدکیان یافت و بر بسیاری از سرزمینی های خراسان چیره شد. بسیاری از اهالی طبرستان و جبال (شمال غرب ایران) که هنوز مجوسی بودند دعوت وی را پذیرفتند. به پیروانش رساند که ابومسلم نمرده و اسم اعظم خداوند را قبل از به قتل رسیدن خوانده وبه صورت کبوتری سفید درآمده و پرکشیده و آن کسی را که ابوجعفر منصور، به قتل رساند او نبود بلکه شیطانی را که به گونه ابومسلم درآمده بود ، کشت، سنباد مردم را به محو حکومت عرب و اسلام و نابود کردن کعبه فرا می خواند. منصور سپاهی رابه فرماندهی جمهور بن مرار عجلی به سوی وی فرستاد و بین همدان و ری کنار بیابان در نبردهایی با هم درآمیختند و سنباد آزمایش خوبی در جنگ پس داد، جنگ به پایان رسید، قیامش خاموش شد، درجنگ کشته شد، یارانش گریختند و بسیاری از ایشان و خانواده اش به اسارت درآمدند.[3]

عبدالرحمان بن حبیب فهری

عبدالرحمان بن حبیب بن ابی عبیده مرة بن عقبة بن نافع فهری، مادرش از نژاد بربر و خود، حاکمی شجاع و زیرک بود. در لشکری که کلثوم بن عیاض در سال 123 ق برای جنگ با خوارج صفریه تجهیز کرده بود، در رکاب پدرش حضور داشت. در نبرد بقدورة این لشکر شکست خورده و پدر عبدالرحمان، یعنی حبیب فهری نیز به قتل رسید. او پس از قتل پدر، به امیر اندلس، عبدالملک بن قطن پناه برد. وی خیال حکومت بر اندلس را بعد از کشته شدن ابن قطن در سر داشت. زمانی که با به حکومت رسیدن ابوالخطار کلبی در اندلس آرزویش به یأس مبدل شد، به تونس برگشت و در سال 126 ق در آن جا اقامت گزید. مردم تونس با وی بیعت کرده و حنظله ابن صفوان را از حکومت افریقا برکنار کردند و بدین ترتیب ابن حبیب حاکم افریقا شد. عبدالرحمان به همراهی مردم تونس قیروان را تصرف و حکومت خود را تأسیس کرد. مروان بن محمد آخرین خلیفه اموی، وی را بر حکومت افریقا ابقا کرد. در سال 132 ق که با سفّاح به عنوان خلیفه بیعت شد، عبدالرحمان فهری با سفّاح پیمان بست و سفّاح او را بر حکومت افریقا ابقا کرد; اما در سال 137 ق عبدالرحمان از ارسال مالیاتی که برای خلیفه بغداد می فرستاد، خودداری کرد. منصور نخست او را تهدید کرد و عبدالرحمان از فرمان منصور تمرّد کرده و از خواندن خطبه به نام وی خودداری کرد. و افریقا و مغرب را مستقل اعلام کرد. چندی بعد برادرش الیاس وی را با حیله و نیرنگ در



[1] . الملل والنحل، ج 1، ص 238 و 239 ; ابن عدیم، زبدة الحلب فی تاریخ حلب، ج 1، ص 53 ـ 57 ; التبصیر فی الدین، ص 150 ; دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «به آفرید».


[2] . تاریخ طبری، ج 7، ص 442 ـ 454 ; زبدة الحلب، ج 1، ص 53 ـ57.


[3] . تاریخ طبری، ج 7، ص 495 ; تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 481 ـ 484 ; مروج الذهب، ج 3 ، ص 305 ـ 396 ; تاریخ یعقوبی، ج 3، ص 101.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 350
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست