responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 356

موسی بن عیینه تمیمی

ابوعیینه، موسی بن کعب بن عیینه بن موسی بن عمرو تمیمی، حکم رانی از زمره بزرگان امرای لشکر که در سرنگونی دولت امویان و برقراری و استحکام پایه های حکومت عباسیان دخیل بود. وی از همراهان ابومسلم خراسانی و یکی از بزرگانی بود که محمد بن علی عباسی ، آنان را برای دعوت به عباسیان انتخاب کرد. چون سفّاح در کوفه حرکت خود را آغاز کرد، وی اولین کسی بود که با او بیعت کرد. منصور او را به فرماندهی شرطه کوفه گماشت و نیز او را حاکم «سند» کرد و فرزند او، عیینه را به عنوان نایب وی به آن جا فرستاد و سپس در سال 140 ق او را حاکم مصر قرار داد و محمد بن اشعث را به عنوان نایب وی به آن جا فرستاد و تا زمان فوت همواره از خلافت منصور پیروی می کرد.[1]

پی نوشت ها:



[1] . یک شنبه اوّل محرم سال 141 = 14مه سال 758 ; دوشنبه 26 شعبان سال141 = اوّل ژانویه سال 759 .

[ 2 ] . الاعلام زرکلی، ج 8 ، ص 276 ; تهذیب التهذیب، ج 10، ص 360.

[ 3 ] . الاعلام زرکلی، ج 8 ، ص 798 ; تاریخ ابن اثیر، حوادث سال 141 ; الولاة والقضاة، ص 601 ; تاریخ طبری، ج 9، ص 177.

سال 142 ق = 759 ـ 760 م

رویدادها

* نصب عمر بن حفص بن عثمان مهلّبی به حکومت سند.

* نصب عباس بن محمد (برادر منصور) به عنوان امیر موصل و نواحی مرزی و تعیین مالک بن هیثم برای جانشینی او.

وقایع نظامی

جنگ ها

* روم: منصور، از سرگرم بودن امپراتور، کنستانتین به جنگ با بلغارها استفاده کرده وبرادرش، عباس بن محمد رابرای جنگ با روم روانه ساخت. او بر سمیساط و مرعش تسلط یافت و دژهایی در آنها برپا کرد.

شورش ها

* سند: شورش عیینة بن موسی بن کعب در سند و اقدام عمر بن حفص برای سرکوبی آن.

* طبرستان: اسپهبد طبرستان معاهده صلح را نقض کرد و مسلمانان سرزمین خود را به قتل رساند. خلیفه، خازم بن خزیمه را به جنگ با او گسیل داشت که او را در قلعه اش محاصره کرد و با حیله ای به دژ یورش برد. در نتیجه اسپهبد طبرستان با زهر خودکشی کرد.

درگذشتگان

* ابن مقفّع.* سلیمان بن علی عباسی.

* صمیل بن حاتم.

* عبدالجبار ازدی.

* عیینة بن موسی تمیمیابن مقفّع

ابن مقفّع

عبداللّه بن دادویه، ایرانی الاصلی که در میان اعراب بزرگ شده بود. پدرش دادویه، پیرو مذهب مزدک و متصدی جمع آوری مالیات فارس از طرف حکومت حجاج ثقفی بود و چون بخشی از اموال جمع آوری شده را نپرداخت، حجّاج آن قدر او را زد تا دستانش فلج شد. به همین دلیل به «مقفّع» (کسی که دستش خشک شده است) ملقب شد.

ابنمقفّع در بصره به آیین پدرش بزرگ شد. در کسب علم حرص و ولع زیادی نشان داد و هنوز نوجوانی بیش نبود که در نگارش به دو زبان فارسی و عربی سرآمد شد. در دوره حکومت بنی امیه داود بن عمر بن هبیره، حاکم اهواز، او را کاتب خود کرد و او به وسیله داود، اسلام آورد. وی کتاب کلیله و دمنه را برای منصور از فارسیِ پهلوی به عربی ترجمه کرد. ترجمه این کتاب، مشهورترین اثر اوست.

هدف از ترجمه این کتاب، تعلیم مسائل اخلاقی در قالب داستان هایی از زبان حیوانات بود. او هم چنین کتاب های سه گانه ارسطو را در منطق از فارسی به عربی ترجمه کرد، زیرا وی تنها عربی و فارسی می دانست. کتاب التاج را نیز که شرح حال انوشیروان بود، به عربی برگرداند. بجز ترجمه، رساله هایی را نیز که در غایت نوآوری بودند تألیف کرد که از آن جمله باید کتاب الادب الکبیر، الادب الصغیر، الدرةُ الیتیمة و الجوهرة الثمینة را درباره فرمان برداری از سلطان نام برد.

او بود که امان نامه عبداللّه بن علی، برادر عیسی و سلیمان، عموهای منصور را نوشت. توضیح این که وقتی عبداللّه، علیه پسر برادرش، منصور شورید، منصور لشکری را به فرماندهی ابومسلم خراسانی برای سرکوبی او فرستاد. عبداللّه پس از جنگی که پنج ماه طول کشید، فراری شد و آن گاه به برادرانش، عیسی و سلیمان ـ که در بصره بودند ـ پناهنده شد. این دو نزد منصور از وی شفاعت کردند و منصور به او امان نامه داد. این امان نامه را عبداللّه بن مقفّع نوشت و منصور آن را مهر زد. از آن به بعد منصور کینه ابنمقفّع را به دل گرفت; چرا که امان نامه متضمن عباراتی دال بر وجوب احتراز از اخلاق منصور، در پیمان شکنی و هشدار نسبت به نیرنگ و فریب او بود. از این رو منصور کینه او را به دل گرفت. منصور مطلع شد که سفیان بن معاویه مهلّبی، کارگزارش در بصره، نیز از ابنمقفّع به علت تمسخر و تحقیر وی در حضور بزرگان بصره و توهین به مادرش که او را پسر زنِ شهوتران خوانده بود ناراضی است لذا سفیان را به قتل او رهنمون شد. سفیان نیز پس از مثله کردن ابنمقفّع، وی را به قتل رساند.

گفته شده که منصور به اتهام کفر و بی دینی دستور کشتن ابنمقفّع را

[ 1 ] . الاعلام زرکلی، ج 8 ، ص 798 ; تاریخ ابن اثیر، حوادث سال 141 ; الولاة والقضاة، ص 601 ; تاریخ طبری، ج 9، ص 177.

[ 2 ] . جمعه اوّل محرم سال 142 = چهارم مه سال 759 ; سه شنبه هفتم رمضان سال 142 = اوّل ژانویه سال 760 .

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 356
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست