responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 365

ابن ابی لیلی

ابوعبدالرحمان، محمد (به نقلی داوود) بن عبدالرحمان بن ابی لیلی یسار انصاری کوفی، فقیهی از اهل رأی بود که قبل از ابوحنیفه بر آن اساس فتوا می داد. وی در زمان بنی امیّه و سپس در دوره بنی عباس به مدت 33 سال منصب قضا را در کوفه عهده دار بود و در 74 سالگی در کوفه درگذشت.[1]

اعمش

ابومحمّد، سلیمان بن مهران کوفی اسدی منسوب به بنی اسد که در اصل از سرزمین ری بود و به اعمش شهرت داشت. او از تابعین مشهور و عالم به قرآن، حدیث و فرائض و معروف به «علامة الاسلام» بوده است.

سخاوی گفته است که هر چند وی بسیار فقیر و نیازمند بود ولی پادشاهان، طاغوت ها و ثروت مندان در هیچ مجلسی مانند مجلس اعمش حقیر نمی نمودند. هشام بن عبدالملک از او خواست کتابی در مناقب و فضایل عثمان و بدی های علی بنویسد، امّا او جواب داد: اگر عثمان تمامی فضایل ساکنان روی زمین را داشته باشد، تو را نفعی نخواهد داشت و اگر علی بدی های تمام اهل زمین را می داشت، باز به تو ضرری نمی رسید. پس سر خود گیر و در کار خود باش.[2]

بشّار شعیری

بشّار شعیری کافری منسوب به شیعه بود که در کوفه زندگی می کرد و از طریق فروش جو، امرار معاش می نمود; از این رو به او شعیری می گفتند. چون امام جعفر صادق ](علیه السلام)[ از وضعیّت او اطلاع یافت، او را طرد کرده و از او دوری جست. بشّار از پیروان خطابیّه که از غلات شیعه بودند به شمار می رفت. گویند: وی مردم را به مذهبی دعوت می کرد که پیروانش قائلند علی از محمّد(صلی الله علیه وآله وسلم) افضل و برتر است، زیرا علی خداست و محمّد، تنها رسول او است. هم چنین قائل به الوهیت چهار نفر، یعنی علی، فاطمه، حسن و حسین بودند. بشّار از مقام محمد(صلی الله علیه وآله وسلم)کاسته و در حد مقامی که خطابیه برای سلمان فارسی قائل بودند قرار می داد.

بشّار متهم به اباحی گری (حلال کردن محرمات) و انکار صفات حسنای الهی و عقیده به تناسخ شده است. او بعد از سال 148 ق درگذشت.[3]

جعفر صادق [(علیه السلام)]

ابوعبداللّه، جعفر بن محمّد باقر بن علی زین العابدین بن حسین بن علی بن ابی طالب که به خاطر راستی در گفتار، وی را صادق لقب دادند. مادرش اُمّ فروه معروف به اسماء، دختر قاسم بن ابی بکر صدیق بود. وی آخرین امامی است که دو فرقه شیعی اثنی عشریه و اسماعیلیه به امامت وی معترفند، ولی در امام بعدی اختلاف کرده اند. شیعیان اثنی عشری معتقدند امامت به فرزند امام صادق، یعنی موسی کاظممنتقل شد، ولی اسماعیلیه برآنند که امامت از وی به فرزندش اسماعیل منتقل شده است.

امام صادق از بزرگان تابعین بود و جایگاه علمی رفیعی داشت. مالک، ابوحنیفه، واصل بن عطا و بسیاری از علما از وی حدیث نقل کرده اند. فقه شیعه بر مبنای گفته های او و پدرش، محمد باقر، استوار است. وی در شورش هایی که توسط برخی افراد علوی (فرزندان حسن و حسین) به راه افتاد، شرکت نکرد و از آنان کناره گرفت. از این رو به سلامت زیست و به علم پرداخت و فقیهی نمونه شد.) 2(

شیعیان دوازده امامی، او را رئیس مذهب خود می خوانند. به همین دلیل آنان را جعفری نیز می نامند. یکی از سخنان او این است که : «از خصومت و دشمنی در دین پرهیز کنید; چون موجب اشتغال قلوب، و نفاق و دورویی می شود.»

وی در مدینه متولد شد و در 68 سالگی در مدینه بدرود حیات گفت و در بقیع دفن گردید.[4]

پی نوشت ها



[1] . چهارشنبه اوّل محرم سال 148 = 27 فوریه سال 765 ; چهارشنبه چهاردهم ذی القعده سال 148 = اوّل ژانویه سال 766 .


[2] . الاعلام زرکلی، ج 7، ص 60 ; وفیات الاعیان، ج 1، ص 452 ; الوافی بالوفیات، ج 3، ص 221 ; العبر، ج 1، ص 264 ; شذرات الذهب، ج 1، ص 224 ; تذکرة الحفّاظ، ج 1، ص 171 ; المعارف، ص 494.


[3] . الاعلام زرکلی، ج3، ص 198 ; الطبقات الکبری، ج 6، ص 238 ; تاریخ بغداد، ج 9، ص 3 ; تذکرة الحفّاظ، ج 1، ص 154 ; شذرات الذهب، ج 1، ص 220 ; وفیات الاعیان، ج 2، ص 400 ; العبر، ج 1، ص 209 ; المعارف، ص 489 ; دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «اعمش».


[4] . دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «بشّار شعیری» و موارد متناسب با این موضوع.

[ 5 ] . الاعلام زرکلی، ج 2، ص 121 ; وفیات الاعیان، ج 1، ص 327، 471 و 734 ; تذکرة الحفّاظ، ج1، ص 166 ; العبر، ج 1، ص 208 ; دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «جعفر صادق».

سال 149 ق = 766 ـ 767 م

رویدادها

* پایان بنای بغداد.

* برکناری عبدالصمد بن علی عباسی از مکه و طائف و نصب محمد بن ابراهیم امام.

* تولد هارون الرشید و فضل بن یحیی برمکی و شیر دادن مادر فضل به آن دو.

* نصب معن بن زائده به حکومت سیستان.

* قبیله زناته صفری، ابوقرة بن دوناس یفرنی را به رهبری خود انتخاب کردند. او تلمسان را پایتخت خود در مغرب میانه و طنجه را پایتخت خود در مغرب دور قرار داد.

[ 1 ] . الاعلام زرکلی، ج 7، ص 60 ; وفیات الاعیان، ج 1، ص 452 ; الوافی بالوفیات، ج 3، ص 221 ; العبر، ج 1، ص 264 ; شذرات الذهب، ج 1، ص 224 ; تذکرة الحفّاظ، ج 1، ص 171 ; المعارف، ص 494.

[ 2 ] . الاعلام زرکلی، ج3، ص 198 ; الطبقات الکبری، ج 6، ص 238 ; تاریخ بغداد، ج 9، ص 3 ; تذکرة الحفّاظ، ج 1، ص 154 ; شذرات الذهب، ج 1، ص 220 ; وفیات الاعیان، ج 2، ص 400 ; العبر، ج 1، ص 209 ; المعارف، ص 489 ; دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «اعمش».

[ 3 ] . دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «بشّار شعیری» و موارد متناسب با این موضوع.

[ 4 ] . الاعلام زرکلی، ج 2، ص 121 ; وفیات الاعیان، ج 1، ص 327، 471 و 734 ; تذکرة الحفّاظ، ج1، ص 166 ; العبر، ج 1، ص 208 ; دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «جعفر صادق».

[ 5 ] . یک شنبه اوّل محرم سال 149 = شانزدهم فوریه سال 766 ; پنج شنبه 25 ذی القعده سال 149 = اوّل ژانویه سال 767 .

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 365
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست