نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 366
وقایع نظامی
جنگ ها
* سرزمین روم: عباس بن محمد بن علی عباسی به سرزمین های روم شرقی یورش برد. در این نبرد، حسن بن قحطبه و محمد بن اشعث وی را همراهی می کردند. در یکی از این جنگ ها ابن اشعث کشته شد قلعه کمخ، در یکی از همین نبردها به تصرف درآمد.
* اندلس: بدر غلام آزاد شده عبدالرحمان الداخل (حاکم اندلس) به سرزمین فرنگ حمله برد و از آنها جزیه گرفت.
شورش ها
* اندلس: سعید یحصبی یمانی معروف به «مطری» در ناحیه «لبله» سر به شورش برداشت. یمانیان گرد او جمع شدند و او اشبیلیه را به تصرف در آورد، امّا شورش وی توسط عبدالرحمان سرکوب و سعید کشته شد.
* عبدالرحمان الداخل، پس از شورش سعید یحصبی در اشبیلیه، ابوالصباح، حیّ بن یحیی یحصبی را به جای سعید گمارد، ولی به خاطر سوء ظنی که به او پیدا کرد، وی را برکنار ساخت. سعید سر به شورش برداشت، ولی شورش او سرکوب شد و عبدالرحمان او را با نیرنگ نزد خود فرا خواند و سپس به قتل رساند.
درگذشتگان
* ابن میّاده.
* عیسی بن عمر ثقفی.* محمد بن اشعث.
* مسلم بن قتیبه.
ابن میّاده
ابوشراحیل، رمّاح بن ابرد بن ثوبان بن سراقة بن قیس بن سلمی ظالم مرّی، به مادرش که زنی ایرانی بود و میاده نام داشت نسبت داده شده بنابراین به وی ابن میاده می گویند. وی سخنور و صاحب اشعاری ظریف بود که هنوز به شعر او استناد می شود. بیشتر شعر او هجو است. وی از جمله کسانی است که هر دو دولت اموی و عباسی را درک کرد. معاصر ولید بن یزید بوده و در اوایل دولت بنی العباس می زیست. او منصور و جعفر بن سلیمان عباسی را مدح کرده است. محبّت وافری به زنی به نام «ام جحدر» دختر حسّان مرّی داشت. و او را از پدرش خواستگاری نمود ولی پدرش به دلیل رابطه آن دو و آوردن نام دختر در غزل های او مخالفت نمود. بعدها او را به ازدواج مردی از اهل شام درآورد. او در این مورد چنین سرود:
«ای همسایه من! پیوسته بر ما و برخی از کسانی که در امنیت به سر می برند مصیبتی فرود می آید.
ای محبوب من هیچ گاه جوار تو را ترک نمی گویم مادامی که کوه «عسیب» پابرجاست، من در جوار تو می مانم اگر جویا شوی که شکیبا خواهم بود یا نه ; پاسخ خواهم داد که من در برابر مشکلات و دشواری های روزگار هم چنان شکیبا و پایدارم.
چون که «ام جحدر» ریسمان عشق مرا برید، آهوان و پرندگان نوحه سرایی کردند و از بابت این فراق، از غم و اندوه سخن گفتند.
دیدگانم را به محبوب دوختم و از او روی برنتافتم، امّا او رو می گردانید چرا که پیش از من برای او معلوم شد که حتماً جدائی پیش خواهد آمد، آری فقط هوشیار در می یابد ; که چه خواهد شد. محبوب گفت: پس از این دیدار ما ناممکن خواهد بود; مگر این که امری غیرقابل پیش بینی رخ دهد.
ای محبوب من! صبر پیشه کن، چه بسا کشته عشقی که دل ها بعدها از شیدایی بر او شرحه شرحه گردند».
هم چنین نمونه ای از شعر غنایی او چنین است:
«به خدا سوگند نمی دانم اگر واقعاً جدایی پیش آید; آیاعشق بر من چیره می گردد و یا من بر او غالب می آیم؟
اگر توانستم بر او غالب آیم، چه بهتر و اگر عشق بر من چیره گردد، جای هیچ تعجبی نیست، زیرا هر که در وضعیّت من گرفتار آید مغلوب خواهد گشت».
هم چنین با تفاخر به اصالت عربی خود و نیز انتساب به مادری فارسی می گوید:
«آیا این جوانی که از تبار کسری و ظالم است; از اصیل ترین مردمان نیست؟ از همه کسانی که افسون و دعای حرز بسته می شوند اصیل تر و ارجمندتر نیست (کنایه از همه جوانان و کودکان).
اگر تمامی مردمان در یک جا گرد آیند و من جد خود (ظالم) را پیش آرم; در آن حال مردمان بر روی پاهایمان درمی افتند. و مطیع و فرمان بردار ما می گردند».[1]
عیسی بن عمر ثقفی
ابوسلیمان، عیسی بن عمر ثقفی (منسوب به قبیله ثقیف) از پیشوایان علم لغت و استاد خلیل بن احمد، سیبویه و ابن علاء بود. وی هم چنین اولین کسی است که علم نحو را پیرایش و تدوین کرد. سیبویه و امثال او براساس شیوه وی عمل کردند. کتاب الجامع تصنیف اوست. گویند: سیبویه این کتاب را بسط داده و از کلمات خلیل بر آن افزوده و چون شرح و بررسی آن به پایان رسید، آن را به خود نسبت داده است.[2]
محمد بن اشعث
محمد بن اشعث خزاعی، از والیان و فرماندهان بزرگ دوره بنی العباس بود. ابوجعفر منصور، در سال 141 ق او را بر ولایت مصر نصب کرد.