responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 368

رسول را به خاطر ترک بیعت با علی بن ابی طالب ](علیه السلام)[ از وفات پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)تکفیر کردند. ابوالجارود معتقد بود که پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) بر امامت علی و فرزندانش تصریح کرده، امّا با توصیف نه به اسم. هم چنین می گفت: امامت بعد از علی و اولاد او به طور شورایی بین اولاد آنان در جریان است.

او احادیثی درباره بدکاری اصحاب رسول اللّه و فضایل اهل بیت برساخت. امام محمد باقر او را «سرحوب» نامید و این لقب را به شیطانی که ساکن دریاست تفسیر کرد. وی بعد از سال 150 ق درگذشت.[1]

ابوحنیفه

ابوحنیفه، نعمان بن ثابت بن زوطی منسوب به قبیله تیم، فقیه اهل عراق و پیشوای مذهب حنفیه بود. وی که یکی از پیشوایان چهارگانه اهل سنت است، در کوفه متولد شد و در همان جا بزرگ شد. در جوانی فقه را از حماد بن ابی سلیمان اشعری آموخت و از بسیاری از دانشمندان تابعین، چون عطاء بن ابی ریاح، نافع غلام آزاد شده ابن عمر، شعبی و زهری و دیگران، علم آموخت و حدیث شنید و نقل کرد. جمعی از راویان مانند: حماد، زفر، هذیل، محمد بن حسن شیبانی، قاضی ابویوسف و غیر اینها از ابوحنیفه روایت نقل کرده اند.

ابوحنیفه فردی پارسا و باتقوا بود. یزید بن هبیره، حاکم عراق، در زمان حکومت مروان بن محمد، از وی خواست تا منصب قضا را بپذیرد، ولی او خودداری ورزید. پس از آن، منصور، خلیفه عباسی از وی خواست که بر منصب قضا بنشیند، امّا او نپذیرفت و گفت: «من صلاحیت قضا را ندارم».

منصور او را قسم داد که این مسئولیت را بپذیرد و او قسم خورد که این کار را انجام نخواهد داد. از این رو منصور او را تا زمان مرگش در زندان نگاه داشت. گویند: منصور او را با زهر به قتل رسانید و نیز گویند: در حالی که مشغول به نماز بود، درگذشت.

او دارای آگاهی گسترده ای در همه علوم اسلامی بود. ابوحنیفه تنها کسی بود که مسائل فرضی را مطرح و وقوع آنها را تصور و فرض می کرد و سپس احکام آنها را بر مبنای قیاس صادر کرده و فروع زیادی را به فروع فقه افزود. اکثر فقهای بعد از او از روش ابوحنیفه تبعیّت کردند و مسائل را نخست فرض کرده، و آن گاه احکامشان را تبیین کردند. ابوحنیفه در پذیرفتن حدیث، بسیار سخت گیر بود. حدیث و رجال آن را مورد بررسی دقیق قرار می داد و هیچ خبر منقول از حضرت رسول(صلی الله علیه وآله وسلم) را نمی پذیرفت، مگر این که به حدّ شیوع رسیده و یا فقهای بلاد متفقاً به آن عمل کرده باشند. او در هفتاد سالگی در بغداد درگذشت.[2]

استاد سیس

استاد سیس، شورشی ایرانی که پس از کشته شدن سنباد زرتشتی در سال 137 ق رهبری قیامی را در خراسان در سال 150 ق به عهده گرفت و علیه منصور عباسی شورید. استاد سیس فرمانده برخی از گروه های خراسانی بود که شهرهای خراسان را یکی پس از دیگری فتح کرد و بر آنها چیره شد. بعد از تصرف هرات و منطقه سیستان به سوی مرو، پایتخت خراسان شتافت. منصور لشکری را به فرماندهی اجثم مروزی به جنگ او گسیل داشت، امّا استاد سیس ، او را شکست داده و اجثم در جنگ کشته شد. پس از آن منصور لشکر دیگری به فرماندهی پسرش، مهدی به جنگ با استاد سیس فرستاد و بدنبال آن نیروهایی به فرماندهی خازم بن خزیمه تمیمی را به کمک او اعزام کرد. پس از نبردی سهمگین و خونین لشکریان خلیفه بر لشکر استاد سیس پیروز شدند. منابع تاریخی، عدد کشتگان این نبرد را هفتاد هزار نفر و تعداد اسیران را به چهارده هزار نفر ـ که آنان نیز گردن زده شدند ـ ذکر کرده اند.

استاد سیس پس از این جنگ فرار کرده و با عده ای از سربازان خود به کوهستان ها پناه برد; امّا خازم او را تعقیب و مدّتی او را محاصره کرد که به تسلیم شدن استاد سیس انجامید. آن گاه او را در غل و زنجیر به بغداد بردند و منصور فرمان قتل او را صادر کرد. امّا اسیران که عددشان به سی هزار نفر می رسید، مورد عفو مهدی قرار گرفتند.[3]

اغلب بن سالم

اغلب بن سالم بن عقال بن خفاجه تمیمی، در اصل از مرو رود خراسان بود. او نیای اغلبیان (پادشاهان افریقا) و اوّلین کسی است که بر افریقا ]به طور مستقل [حکومت کرد. وی از یاران ابومسلم خراسانی بود و در گسترش دعوت بنی عباسیان شرکت داشت. به همراهی محمد بن اشعث به افریقا رفت و بعد از کناره گیری ابناشعث از حکومت افریقا منصور او را در سال 148 ق به حکومت افریقا منصوب ساخت. او در قیروان به حکم رانی پرداخت و به امور کشوری ثبات و استواری بخشید.

در سال 150 ق به قصد جنگ با خوارج صفریه که تحت رهبری پیشوای خود، ابن قرّة بن دوناس یفرنی گرد آمده بودند، روانه شد، ولی قبل از رویارویی با آنان یکی از فرماندهانش، یعنی حسن بن حرب کندی ـ که از یمن بود ـ علیه او شورید و بر تونس چیره شد. جمعی از لشکر «اغلب» بدو پیوستند و قیروان را تصرف کردند. چون این خبر به اغلب رسید از جنگ با ابوقرّه صرف نظر کرده، با تعداد کمی از یاران به قیروان بازگشت، ولی یارانش به او گفتند که به سوی قابس حرکت و لشکریانش را درآن جا جمع آوری کند. اغلب به این نصیحت گوش فرا داد و توانست تعداد عظیمی از سربازان را جمع آوری کند و با کمک آنان به جنگ بانیروهای حسن بن حرب پرداخت.



[1] . الاعلام زرکلی، ج 3، ص93 ; الفرق بین الفرق، ص 30 ; خطط مقریزی، ج 2، ص 252 ; الفهرست، ص 267 ; مقالات الاسلامیین، ج 1، ص 133 ; الملل والنحل، ج 1، ص 157 ; تهذیب التهذیب، ج 3، ص 386 ; التبصیر فی الدین، ص 27 ; دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «ابوالجارود و الجارودیة» .


[2] . الاعلام زرکلی، ج 9، ص 4 ; تاریخ بغداد، ج 13، ص 323 ـ 378 ; وفیات الاعیان، ج 5، ص 405 ; مروج الذهب، ج 3، ص 304 ; البدایة والنهایه، ج 10، ص 107 ; تذکرة الحفّاظ، ج 1، ص 168 ; العبر، ج 1، ص 214 ; النجوم الزاهره، ج 2، ص 12 ; المعارف، ص 495 ; دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «ابوحنیفه» ; بروکلمان، تاریخ الشعوب الاسلامیه، ج 3، ص 235.


[3] . تاریخ طبری، ج 8 ، ص 29 ; تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 591 ; ابن خلدون، ج 3، ص 421 ; سیوطی، تاریخ الخلفاء، ص 262 ; دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «استاد سیس».

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 368
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست