نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 37
رویدادهای عصر پیامبر از هجرت تا وفات (1 ـ 11 ق)
یثرب پیش از هجرت
24 ـ جامعه یثرب از اعراب و یهود تشکیل میشد و عربهای یثرب در اصل قبیلهای بودند که طی مهاجرتهای پی در پی ناشی از سیل عَرِمْ، ( 7) از یمن به یثرب آمده بودند و از دو برادر به دو تیره اوس و خزرج، پسران عمرو بن حارثه، تقسیم شدند.[1]
یهودان از سه دسته بنیقینقاع، بنیالنضیر و بنیقریظه تشکیل میشدند که در اصل از شاخههای یهودیانی بودند که پس از چیرگی رومیها بر دولت آنان در سال هفتادِ پس از میلاد، از فلسطین هجرت کردند و در اطراف شهر مدینه در دژهایی برای خود خانه ساخته و به دلیل خبرگی در امر تجارت، بر اقتصاد شهر دست انداختند. از آنجا که در اقلیت بودند به ناچار باید با اعراب همپیمان میشدند ؛ و از این رو برخی با اوس و برخی با خزرج پیمان بستند. انگیزه اصلی دشمنی میان این دو شاخه از عرب حکمرانی بر یثرب بود و هنگامی که اختلاف شدت میگرفت، جنگهای خونینی در پی داشت و یهودیان برای برقراری توازن میان آنان همواره بدین جنگها دامن میزدند و این کار برای بقای آنان ضروری مینمود.
پیامبر صلیاللهعلیهوآله بنیانگذاری جامعه و دولت اسلامی
25 ـ پیامبر صلیاللهعلیهوآله کار سیاسی خود را در مدینه با یکپارچه کردن صفها و برقراری جامعه اسلامی آغاز کرد. میان اوس و خزرج آشتی برقرار کرد. بین آنان و مهاجرین پیمان برادری بست و به آنان انصار نام داد و برای هر مهاجر، برادری انصاری معیّن شد تا اموالش را با او تقسیم کرده و در کارها شریک او باشد. سپس پیامبر صلیاللهعلیهوآله منشوری تنظیم کرد که در آن، حقوق و وظایف مسلمانان را تعیین و همکاری بین آنان را برقرار کرد و نیز با یهود پیمان بست و از در آشتی درآمد، آزادی دینیشان را به رسمیت شناخت و امنیت جانی و مالی ایشان را تضمین کرد، به این شرط که با دشمن مسلمانان همکاری نکنند، به آنان یاری نرسانند و در مقابل یورش دشمنان پشتیبان مسلمانان باشند و این که پیامبر صلیاللهعلیهوآله در مدینه رهبر مردم باشد. بدین گونه پیامبر صلیاللهعلیهوآله برای دولت مدینه قانونی وضع کرد و مردم یثرب رهبری آن حضرت را پذیرفتند.[2]
ساختن مسجد و نقش آن در اسلام
26 ـ پیامبر صلیاللهعلیهوآله مسجدی در مدینه بنا کرد که مسلمانان برای عبادت به آنجا روی آورده و برای مشورت در کارها، یکدیگر را ملاقات میکردند. برگرد پیامبر جمع میشدند و او آیات الهی را برایشان
[1] . جواد علی، المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج 4، ص 129.
[2] . متن این سند را میتوانید در سیره ابنهشام و در مجموعة الوثاق السیاسیة فی العهد النبوی والخلافة الراشدة که محمد حمید الله جمعآوری کرده است، ببینید، ص 7 ـ 10.
تلاوت میکرد و احکام سامانبخش خانواده و جامعه را به گوش آنان میرساند. به سؤالات ومسائل مورد اختلاف آنان پاسخ میگفت و در هر پیشآمدی میان آنان به قضاوت مینشست. مسجد، مدرسهای بود که مسلمانان در آن احکام و مسائل دینی و نیز احکام مربوط به جنبههای زندگی اجتماعی و فردی خود را در آن فرا میگرفتند. در آن از سنّت پیامبر صلیاللهعلیهوآله در هر کاری که میکرد، یا میگفت و یا مینوشت، پیروی میکردند. این بود که به اخلاق او آراسته میشدند. آنان طلایهداران و پیشگامان اسلام بودند. مسلمانان شمشیر او در جهاد، مشعل او در هدایت و سربازان او در رهایی بخشیدن ملتها از یوغ ظلم و استبداد بودند. از آن هنگام مسجد به عنوان مرکز پرتو افکنی اندیشه و پایگاه تمدن اسلامی شد.
حمله به کاروانهای تجاری قریش: جنگ بدر
27 ـ پیامبر صلیاللهعلیهوآله پس از این، در پی طرح نقشهای برای رویارویی با قریش برآمد و ضرورت را در آن دید که تجارت قریش را که تنها شریان اقتصادی و منبع قدرت قریش بود، به خطر اندازد. بدین جهت گروههایی را برای سد راه قافلهها ـ که بین شام و مکه تردد میکردند و از نزدیک مدینه میگذشتند ـ فرستاد. این گروهها در کمین قافلهها مینشستند و ناگهان یورش برده و اموالشان را به غنیمت میگرفتند. ( 8)
28 ـ در ماه رمضان سال دوم هجرت پیامبر صلیاللهعلیهوآله از طریق یارانی که اخبار قریش را برای او میآوردند، اطلاع یافت که کاروان بزرگی به رهبری ابوسفیان بن حرب از شام میآید و از منطقه بدر عبور خواهد کرد تا آبی برگیرد و دمی بیاساید. مسلمانان چشم به غنیمتهای آن کاروان داشتند و در اشتیاق رویارویی با قریش بودند، به ویژه که اکنون با تجربه فراهم آمده از جنگ و گریز روزگار گذشته، آمادگی کامل برای جنگیدن داشتند. در این اوضاع آیهجنگ نازل شد:
« وقاتلوهم حتی لا تکون فتنة ویکون الدین کلّه للّه»(1) و « اذن للذین یقاتلون بانّهم ظلموا وانّ الله علی نصرهم لقدیر»(2). این آیه به مسلمانان اجازه میداد تا به جنگ مشرکان روند.
بدین طریق پیامبر صلیاللهعلیهوآله نیرویی متشکل از سیصد مرد جنگی فراهم آورد و به سوی بدر حرکت کرد تا بر کاروان قریش بتازد و تجارت آنان را فلج کند. آنان از آنچه شنیدند، هراسناک شدند و بانگ جنگ با مسلمانان برآوردند. با آن که ابوسفیان به قرشیان مکه خبر داد که به سوی ساحل رفته و از حمله مسلمانان نجات یافته است و قریش را به بازگشت به مکه دعوت کرد، ولی بزرگان قریش و یارانش آهنگ جنگ با پیامبر صلیاللهعلیهوآله کردند.
29 ـ در هفدهم ماه رمضان همان سال، دو گروه درگیر جنگ
شدند ؛ جنگی که در آن، نیروی ایمان آشکار شد و مسلمانان با وجود تعداد اندک، پیروز شدند و شمار بسیاری از قهرمانان قریش و سردمداران آنان را کشتند و تعدادی دیگر را به اسارت گرفتند. اسیران، بهای خود را با ننگ و خواری پرداخته و آزاد شدند. در میان آنان کسانی بودند که بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله تکیه ورزیده، اظهار بزرگی و مسلمانان مستضعف را اذیت میکردند و اگر گذشت محمد صلیاللهعلیهوآله و شفاعت یار او، (ابوبکر) نبود، چه بسا سر از تن آنها جدا میشد.
30 ـ جنگ بدر آغاز تاریخ اسلام بود. این جنگ، میان دو جمعیت که به لحاظ تعداد و تجهیزات مساوی نبودند، رخ داد. در این جنگ از یک سو کسانی بودند که عقیده خود را دوست داشتند و برای حفظ آن از بذل جان دریغ نداشتند و از سوی دیگر کسانی که مال را دوست داشتند و برای آن در پی حیات و زندگی بودند. روشن است که دوستدار زندگی، نمیتواند جویای شهادت را شکست دهد و این همان عامل اساسیی بود که موجب شد عربها پس از مسلمان شدن در جنگ و فتوحات، با شمار اندک بر سپاهیان بزرگی غلبه کنند.
پیمانشکنی یهودیان به تلافی پیروزی مسلمانان
31 ـ پیامبر صلیاللهعلیهوآله در بازگشت به مدینه دریافت که یهودیان دگرگون شده و پیروزی غیر منتظره مسلمانان در بدر آنان را آزرده است و نمیتوانند آنچه را که در درون دارند پنهان کنند. بنیقینقاع بیش از دیگر یهودیان نسبت به این پیروزی خشمگین بودند و آن را توهین به خود میپنداشتند. آنان نسبت به مسلمانان به دلیل پیروزیشان حسد ورزیده، آنان را به مبارزه طلبیده و متعرض زنانشان میشدند تا ایشان را به جنگ برانگیزند و نیز از همکاری با آنان سرباز زدند. پیامبر صلیاللهعلیهوآله دریافت که یهودیان با این کارها، پیمان خود را گسستهاند و باید آنان را گوشمالی داد. پیش از آن که فرصت توطئه علیه مسلمانان برایشان فراهم شود گروهی را به سوی آنان فرستاد و آنان یهودیان را در قلعههایشان محاصره کردند. بدینگونه یهودیان تسلیم شده و پیامبر صلیاللهعلیهوآله به کوچاندن آنها از مدینه وتبعیدشان به منطقه شام اکتفا کرد.
جنگ قریش علیه مسلمانان به تحریک یهودیان: جنگ احد
32 ـ یهودیان از آنچه بر سر بنیقینقاع آمد، سخت برآشفتند. از این رو اعراب را برای حمله به مدینه و تعدی به مسلمانان بر انگیخته، قریش را به انتقام خون کشتگان بدر به جنگ با مسلمانان تحریک کردند و بدانان وعده یاری دادند. کعب الأشرف و سلاّم بن ابیالحقیق، دو تن از رؤسای یهود بنینضیر، در تحریک مشرکان، نقش مؤثرتری داشتند. اعراب نیز در اطراف مدینه به دزدی پرداخته و چهارپایان مردم مدینه را میربودند و اگر بر چوپانهای مدینه دست مییافتند،
[ 1 ] . بقره (2) آیه 193 : با آنها بجنگید تا دیگر فتنهای نباشد و دین تنها دین خدا باشد.
[ 2 ] . حج (22) آیه 39 : به کسانی که به جنگ بر سرشان تاخت آوردهاند و مورد ستم قرار گرفتهاند، رخصت داده شد و خدا بر پیروز گردانیدن آنان تواناست.
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 37