نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 372
در واقعه «یوم الهاشمیة» که گروهی از پارسیان (راوندیان) به خون خواهی ابومسلم برخاسته و کاخ منصور را محاصره کردند. پهلوانی دلیر و بی باک سررسید و در برابر منصور به مبارزه با شورشیان پرداخت و او را که بیم کشته شدنش می رفت از مرگ نجات داد. هنگامی که منصور دریافت او معن بن زائدة است، او را بخشید و مورد احترام و از خواص خود قرار داد و حکومت یمن را به او سپرد تا شورش های خوارج را سرکوب کند. او به یمن رفت و با سختی های فراوان دست به گریبان شد. چندی بعد در سال 150 ق منصور او را برای به دست گرفتن حکومت سیستان و سرکوبی شورش خوارج به آن جا فرستاد. مدّتی در آن جا بود و چون در جنگ با خوارج شدت نشان داد و جمع زیادی از آنان راکشت، جمعی از خوارج با حیله در میان کارگرانی که برای معن خانه می ساختند، رخنه کرده و بر معن وارد شده او را کشتند. داستان های زیاد و شگفت انگیز از زندگی او نقل شده است. شاعران درباره او مدایح و مرثیه هایی دارند که بعضی از اینها را ابنخلکان و خطیب بغدادی (در تاریخ بغداد) آورده اند. معن بیشتر به عنوان ممدوح مروان بن ابی حفصه اشتهار دارد. از گفته های او درباره معن این شعر است:
«معن بن زائده کسی است که خاندان شیبان، با همه مجد و شرافتی که داشتند; از پرتو او مجد و شرف والاتری یافتند».
و نیز می گوید:
«بعد از مردن معن، من در یمامه اقامت کردم; اقامتی که کوچی در پی نداشته باشد.
پس از معن کجا برویم در حالی که مظهر عطا و بخشش رفت و دیگر هیچ عطیّه و بخششی وجود ندارد».
خلیفه عباسی مهدی از شنیدن این دو بیت دل تنگ شد و به شاعر گفت: تو دیگر نزد ما هیچ بهره و عطیه ای نداری.[1]
پی نوشت ها
[1] . سه شنبه اوّل محرم سال 151 = 26 ژانویه سال 768 ; یک شنبه هفدهم ذی الحجه سال 151 = اوّل ژانویه 769 .
[ 2 ] . الاعلام زرکلی، ج 6، ص 252 ; الطبقات الکبری، ج 1، ص 230 ; وفیات الاعیان، ج 4، ص 276 ; تذکرة الحفّاظ، ج 1، ص 172 ; شذرات الذهب، ج 1، ص 230 ; العبر، ج 1، ص 216 ; الفهرست، ص 136 ; تاریخ بغداد، ج 1، ص 214 ; معجم الادباء، ج 6، ص 399 ; المعارف، ص 491 ; بروکلمان، تاریخ الشعوب الاسلامیه، ج 3، ص 10 ; دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «ابن اسحاق».
[ 3 ] . الاعلام زرکلی، ج 4، ص 358 ; تاریخ طبری، ج 6، ص 288 291.
[ 4 ] . الاعلام زرکلی، ج 3، ص 278 ; النجوم الزاهره، ج 1، ص 323 و 331 ; بلاذری، فتوح البلدان، ج 2، ص 283 ; العبر، ج 1، ص 217 ; الولاة والقضاة، ص 87 و 102.
[ 5 ] . الاعلام زرکلی، ج 8 ، ص 129 ; وفیات الاعیان، ج 5، ص 244 ; تاریخ بغداد، ج 13، ص 235 ; تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 372 ; فتوح البلدان، ص 564 و 565 ; العبر، ج 1، ص 217 ; تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 606 ; شذرات الذهب، ج 1، ص 231.
سال 152 ق = 769 ـ 770 م
رویدادها
* منصور، وزیر خود، ایوب موریانی را به همراه خانواده اش بازداشت و روانه زندان کرد و اموالش را مصادره نمود.
* عبداللّه بن عبدالرحمان بن معاویة بن خدیج تجیبی حاکم مصر می شود.
* حکومت یزید بن منصور عباسی بر بصره.
* حکومت بکّار بن مسلم عقیلی بر ارمنستان.
* به حج رفتن منصور.
وقایع نظامی
* اندلس: عبدالرحمان الداخل، حاکم اندلس، خود برای سرکوبی شورش شقیا بن عبدالواحد مکناسی رهسپار شد. شقیا به کوهستان گریخت و درآن جا پناه گرفت.
* سفین (شقیا) بن عبدالواحد بربری، که ادعا می کرد از نوادگان امام حسن بن علی و فاطمی است، شورش کرده و بر ناحیه «قوریه» چیره شد. قدرت و حکومتش در آن جا گسترش یافت. عبدالرحمان آماده سرکوبی او شد به جنگ با او پرداخت و بر وی غلبه یافت. شقیا در سال 160 کشته شد.
درگذشتگان
* جورجیس بن بختیشوع.
جورجیس بن بختیشوع
جورجیس، پسر بختیشوع اوّل، از مردم جندی شاپور ایران و رئیس پزشکان مدرسه و بیمارستان جندی شاپور بود.
منصور عباسی در سال 148 ق او را برای معالجه خود فراخواند و این حادثه، نقطه آغاز ارتباط خاندان بختیشوع با دربار بغداد محسوب می شود این خانواده نقش فراوانی در گسترش فرهنگ بین اعراب ایفا کردند. وقتی که بیماری منصور بهبود یافت، به جورجیس سه هزار دینار و سه کنیز رومی زیباروی بخشید، ولی او از پذیرفتن کنیزها خودداری کرد و چون منصور علّت نپذیرفتن کنیزکان را از او پرسید، گفت:
«ما مسیحیان با بیشتر از یک زن ازدواج نمی کنیم و تا زمانی که همسرمان زنده باشد، با دیگری ازدواج نمی کنیم» پس از آن موقعیّت وی نزد خلیفه بهتر شد.
او تا زمان پیری پزشک دربار بود. با فرا رسیدن دوره پیری، از خلیفه اجازه بازنشستگی گرفت و خلیفه با اعطای ده هزار دینار به او، وی را مرخص کرد. او به جندی شاپور بازگشت و در سال 152 ق در آن جا درگذشت. جانشین او در ریاست مدرسه جندی شاپور، پسرش بختیشوع دوم بود. او کتابی در طب دارد که حنین بن اسحاق آن را از زبان سریانی به عربی ترجمه کرده است.(3)
[ 1 ] . الاعلام زرکلی، ج 8 ، ص 129 ; وفیات الاعیان، ج 5، ص 244 ; تاریخ بغداد، ج 13، ص 235 ; تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 372 ; فتوح البلدان، ص 564 و 565 ; العبر، ج 1، ص 217 ; تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 606 ; شذرات الذهب، ج 1، ص 231.
[ 2 ] . شنبه اوّل محرم سال 152 = چهاردهم ژانویه سال 769 ; دوشنبه 28 ذی الحجه سال 152 = اوّل ژانویه سال 770 .
[ 3 ] . ابن ابی اُصیبعه، طبقات الاطباء، ص 183 ; قفطی، اخبار العلماء باخبار الحکماء، ص 109 ـ 111 ; دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «جورجیس».
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 372