نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 379
این اشعار نیز از اوست:
«تعجب می کنم از مردم که به من خیره می شوند گویی جز من عاشقی را ندیده بودند.
به من می گویند: از عشقت دست بردار تا عاقل شوی; در حالی که گسستن ریسمان عشق محبوب و معشوق مرا دیوانه تر می کند.
شگفتا از عشق کسی که مرا از پای در می آورد; گویی من با مرگم پاداش مهرورزی اش را می دهم.
از نشانه های عشق من همین بس که خاندان معشوقه در قلب و چشم من از کسان خودم بیشتر جا دارند».[1]
حَیْوة بن شریح
ابوزرعه، حیوة بن شریح بن صفوان تجیبی مصری، بزرگ سرزمین مصر و از راویان ثقه که دارای مقام و شأن والایی بود. به برخی از حاکمان می گفت: سرزمین ما را خالی از سلاح نگه ندارید; زیرا ما میان قبطیانی که نمی دانیم چه موقع عهد خود را می شکنند و رومیانی که مشخص نیست چه وقت به سرزمین ما هجوم می برند و بربرهایی که نمی دانیم چه هنگام شورش می کنند و حبشیانی که نمی دانیم چه زمانی به ما شبیخون می زنند قرار داریم. گویند او مستجاب الدعوة نیز بوده است.[2]
زفر بن هذیل
ابوهذیل، زفر بن هذیل بن قیس کوفی، از قبیله تمیم و اصالتاً اصفهانی بود. وی فقیهی بزرگ از اصحاب ابنحنیفه و یکی از کسانی بود که رسائل و کتاب هایی را تدوین کرد. در بصره اقامت گزید، منصب قضای آن جا را برعهده داشت و در همان جا نیز درگذشت.
او در آغاز از اصحاب حدیث بود، سپس قیاس را پذیرفت و در میان اصحاب ابوحنیفه، بیش از سایرین از قیاس استفاده می کرد. همواره درباره او می گفتند: ابویوسف در میان اصحاب ابوحنیفه بیشتر از سایرین پیرو حدیث است و محمد بن حسن شیبانی فروع زیادی را مطرح می سازد و زفر بن هذیل، بیشتر از دیگران ملتزم به قیاس است. زفر می گفت: تا وقتی که حدیثی نباشد، به قیاس عمل می کنیم، اما زمانی که حدیثی وجود داشته باشد، قیاس را رها می کنیم. از ایشان خواسته شد که منصب قضاوت را بپذیرد و چون نپذیرفت، به عنوان مجازات بیش از یک بار خانه اش را منهدم کردند.[3]
کنستانتین پنجم
او فرزند لیونِ سوّم بود که پس از درگذشت پدرش در سال 741 م به امپراتوری رسید. در حکومت با پدرش مشارکت داشت و به زورگویی و استبداد مشهور بود. فعالیت و جدّیت در کار از ویژگی های او بود. وی شورشی را که به سبب تحریم و ممنوعیت پرستش تندیس های مقدس راه افتاد، سرکوب کرد و جزیره قبرس را از اعراب بازپس گرفت. بین او و اعراب جنگ های خونینی در ارمنستان درگرفت. به جنگ با بلغارها پرداخت و با شکست آنان صلح را بر ایشان تحمیل کرد. پیمانی بازرگانی و سیاسی با پادشاه خزر منعقد کرد و دختر او را به همسری برگزید.[4]
پی نوشت ها
[1] . جمعه اوّل محرم سال 158 = یازدهم نوامبر سال 774 ; یک شنبه 22 صفر سال 158 = اوّل ژانویه سال 775 .
[2] . ثغور یا عواصم، نام شهرهایی است که توسط خلفای وقت، در حد فاصل مرزهای سرزمین مسلمانان و مناطق بیزانسی ها احداث شد. این شهرها به ترتیب، طرسوس، ادنا، مرعش و ملطیه می باشند که در شمال سوریه قرار دارند (اعلام المنجد).
[3] . اسطرلاب: کلمه ای است یونانی معرب و به معنی ابزاری است که برای اندازه گیری موقعیت و ارتفاع ستارگان ودیگر امور فلکی به کار می رفت (فرهنگ لاروس).
[4] . الاعلام زرکلی، ج 4، ص 295 ; تاریخ طبری و ابن اثیر، حوادث سال 136 ـ 158 ; مروج الذهب، ج 3، ص 307 ; البدایة والنهایه، ج 10، ص 61 و 124 ; العبر، ج 1، ص228 ; فوات الوفیات، ج 1، ص 487 ; الکتّاب والوزراء، ص 96 ; ابن خلدون، ج 3، ص 398 ; المعارف، ص 377 ; تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 364 ـ 491 ; حصری، زهرة الادب، ج 2، ص 238 ; مآثر الانافة فی معالم الخلافة، ج 1، ص 175.
[ 5 ] . الأغانی، ج 16، ص 17 ; معجم الادباء، ج 4، ص 97 ; فوات الوفیات، ج 1، ص 284 ; طبقات الشعراء، ص 114 ; حماسه ابی تمام، ج 2، ص 76.
[ 6 ] . تذکرة الحفّاظ، ج 1، ص 185 ; العبر، ج 1، ص 229.
[ 7 ] . الاعلام زرکلی، ج 3، ص 78 ; شذرات الذهب، ج 1، ص 243 ; العبر، ج 1، ص 229 ; وفیات الاعیان، ج 2، ص 317 ; دکتر مصطفی الشکعه، الامام الاعظم ابوحنیفه، ص 232.
[ 8 ] . ویلیام لانگر، موسوعه تاریخ العالم، سال 741 ; موسوعه لاروس.
سال 159 ق = 775 ـ 776 م
رویدادها
* مهدی، محمد بن عبداللّه کثیری را به حکومت مدینه، محمد بن سلیمان (ابوضمره) را به حکومت مصر، عبدالملک بن یزید خراسانی را به حکومت خراسان و یزید بن اسید سلمی را به حکومت ارمنستان منصوب کرد.
* مهدی، زندانیان دوره حکومت پدرش را آزاد و اموال مصادره شده را برگرداند. کسانی که براساس احکام قضایی حبس شده بودند، از این امر مستثنا شدند.
* مهدی کنیز خود، خیزران را آزاد و با او ازدواج کرد. موسی الهادی و هارون الرشید، فرزندان او هستند.
* عیسی بن موسی از ولایت عهدی خود به نفع موسی الهادی و در قبال گرفتن یک میلیون درهم و دریافت زمین هایی کناره گرفت.
[ 1 ] . الأغانی، ج 16، ص 17 ; معجم الادباء، ج 4، ص 97 ; فوات الوفیات، ج 1، ص 284 ; طبقات الشعراء، ص 114 ; حماسه ابی تمام، ج 2، ص 76.
[ 2 ] . تذکرة الحفّاظ، ج 1، ص 185 ; العبر، ج 1، ص 229.
[ 3 ] . الاعلام زرکلی، ج 3، ص 78 ; شذرات الذهب، ج 1، ص 243 ; العبر، ج 1، ص 229 ; وفیات الاعیان، ج 2، ص 317 ; دکتر مصطفی الشکعه، الامام الاعظم ابوحنیفه، ص 232.
[ 4 ] . ویلیام لانگر، موسوعه تاریخ العالم، سال 741 ; موسوعه لاروس.
[ 5 ] . سه شنبه، اوّل محرم سال 159 = 31 اکتبر 775 ; دوشنبه چهارم ربیع الاوّل سال 159 = اوّل ژانویه سال 776 .
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 379