responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 381

* ناحیه جزیره: شورش عبدالسلام بن هاشم یشکری خارجی.

* اندلس: حمله ای که عبدالرحمان الداخل، حاکم اندلس برای سرکوبی شورش شقیا بن عبدالواحد ترتیب داده بود، به شکست انجامید، امّا شقیا به دست یارانش کشته شد.

درگذشتگان

* شعبة بن حجاج.

* شقیا مکناسی.

* شیطان الطاق.

* صالح بن عبدالقدوس.

* یوسف البرم.

شعبة بن حجّاج

ابوبسطام، شعبة بن حجّاج بن ورد، منسوب به قبیله ازد، در واسط بزرگ شد و در بصره زیست. وی از رجال حدیث و در حفظ، نقل و ضبط حدیث از بزرگان به شمار می رفت. وی اولین کسی بود که محدثان عراق را مورد بررسی قرار داد و از «ضعفا» و کسانی که روایت آنها مورد استناد نبود، اجتناب کرد. امام ابن حنبل درباره او گفته است: «شعبه به تنهایی در این خصوص یک امّت بود». شافعی نیز درباره او گفته است: «اگر شعبه نبود حدیث در عراق شناخته نمی شد». به او لقب شیخ المحدثین دادند. او افزون بر علم حدیث، در ادبیّات و شعر تبحر داشت. اصمعی درباره او گفته است: «کسی را در شعر، داناتر از شعبه ندیدم». وی در 78 سالگی درگذشت.[1]

شقیا مکناسی

شقیا (سفین) و یا (سفنا) ابن عبدالواحد مکناسی، از بربرهای افریقا بود. چون اصالتاً از شهر مکناس بود، او را مکناسی می گفتند. وی ادعا داشت که از فرزندان حسن بن علی بن ابی طالب و نام مادرش فاطمه است. از این رو خود را فاطمی می دانست. از این رو ماجراجویان اطراف او جمع شدند و علیه کارگزار حکومت در «مارده» شوریده، او را به قتل رساند و بر ناحیه (قوریه) مسلط شدند. عبدالرحمان الداخل در سال 152 ق برای سرکوبی او روانه آن سامان شد و شقیا به کوهستان گریخته در آن جا مستقر شد. چون سرکوبی او برای عبدالرحمان مشکل شد، برای چند سالی او را رها کرد و به سرکوبی دیگر شورش ها پرداخت. پس از فراغت از سرکوبی شورش ها، در سال 160 ق به شقیا حمله کرد، و پس از غلبه بر او وی را کشت. برخی نیز گویند: شقیا به دست بعضی از یاران خود کشته شد. شورش شقیا شاید اولین اقدام برای برپایی یک حکومت شیعی در مغرب اسلامی بود. این شورش، قبل از استقرار حکومت ادریسیان علوی بود.[2]

شیطان الطّاق

ابوجعفر، محمد بن علی بن نعمان بن ابی طریفة، منسوب به قبیله بجیله و از اهالی کوفه بود. شغل او نخست صرّافی بود و مغازه ای در یکی از بازارهای کوفه به نام «طاق المحامل» داشت. مردم او را به دلیل مهارتش در شناخت سکه های تقلبی، «شیطان الطّاق» می خواندند.

او هم چنین فقیهی مناظره گر و از غالیان شیعی بود. فرقه «شیطانیه» منسوب به اوست، ولی مقریزی، این فرقه را از معتزله شمرده است. از اعتقاداتشان این بود که خداوند تا چیزی را تقدیر نکند، به آن علم پیدا نمی کند و پیش از تقدیر، محال است که به آن علم داشته باشد. اگر خداوند به اعمال بندگان علم داشته باشد، محال است که آن را امتحان و آزمایش کند.

شیطان الطاق، معاصر ابوحنیفه بود و گویند: ابوحنیفه پس از مناظره ای که در حضور او بین شیطان الطاق و حروریه درگرفت، به او لقب شیطان الطاق داد. در مقابل، یکی از مورخان امامیه که این لقب را موجب کسر شأن و اهانت به او می دانست، به او لقب «مؤمن الطاق» داد. پیروان او به «نعمانیه» شهرت دارند.[3] ) 2(

صالح بن عبدالقدّوس

ابوالفضل، صالح بن عبدالقدّوس بن عبداللّه ازدی، منسوب به قبیله جذام، شاعری حکیم و متکلمی بود که مردم بصره را موعظه می کرد. او با ابوهذیل مناظرات و مباحثات علمی داشت. تمام شعرهایش امثال و حکم است. گویند: وی ثنویت ; (دوگانه پرستی دین ایرانیان باستان) را به گونه ای نیکو برای مردم جلوه می داد. در کهنسالی به دمشق رفت. وی را نزد خلیفه، المهدی متهم به زندقه کردند. المهدی او را به بغداد فراخواند، سپس او را کشته و بر روی پل بغداد به دار آویخت.

از سروده های اوست که می گوید:

«آن قدر که انسان نادان به خویش آسیب می رساند، دشمنان به او آسیب نمی رسانند. انسانی که پا به سن گذاشت تا زمانی که در قبر نهاده شود اخلاق و سیره خویش را ترک نمی گوید».

این اشعار نیز از اوست:

«بسیار سخت است که به جاهلی چیزی را تفهیم کنی; آن گاه از روی جهالت گمان می کند از تو داناتر است.

این بنیان، چه زمانی به انجام می رسد; در حالی که تو آن را بنا کنی و دیگری آن را ویران کند».

و این شعر نیز از اوست:

«در شگفت مباش از کسی که لباس را پاک و تمیز و دور از غبار نگه می دارد; در حالی که آبرویش تباه شده است.

چه بسا جوان مردی را بینی که فقیر باشد ولباس او آلوده، ولی پاک دامن است.»[4]



[1] . الاعلام زرکلی، ج 3، ص 241 ; تاریخ بغداد، ج 9، ص255 ; البدایة والنهایه، ج 10، ص 132 ; شذرات الذهب، ج 1، ص 147 ; تذکرة الحفّاظ، ج 1، ص 193 ; وفیات الاعیان، ج 2، ص 469 ; العبر، ج 1، ص 234.


[2] . ابن عذاری، البیان المغرب، ج 2، ص 54 ; سید عبدالعزیز سالم، تاریخ المسلمین وآثارهم فی الاندلس، ص200 ; تاریخ ابن اثیر، ج 5، ص 605 ; همان، ج 6، ص 9 و 49.


[3] . الاعلام زرکلی، ج 7، ص 154 ; خطط مقریزی، ج 2، ص 353 و 438 ; الفرق بین الفرق، ص 23 ; الملل والنحل، ج 1، ص 186 ; تکملة الفهرست، ص 7 ; التبصیر فی الدین، ص 40 ; مقالات الاسلامیین، ص 107.


[4] . الاعلام زرکلی، ج 3، ص 277 ; فوات الوفیات، ج 1، ص 391 ; تاریخ بغداد، ج 9، ص 303 ; وفیات الاعیان، ج 2، ص 492 ; معجم الادباء، ج 4، ص268 ; نهایة الارب، ج 3، ص 82 ; طبقات الشعراء، ص 160 ; بروکلمان، تاریخ الشعوب الاسلامیه، ج 2، ص 17.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 381
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست