responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 383

حسین نیز در پی چنین فرصتی برای به دست گرفتن قدرت و حکومت سرقسطه بود. شارلمانی مجبور به عقب نشینی شد و در حالی که سلیمان مانند اسیری همراه آنان بود، به سرزمین خود بازگشت; زیرا سلیمان عامل شکست و ناکامی در حمله شارلمانی به اندلس بود. چندی بعد دو پسر سلیمان حمله ای را ترتیب دادند و پدرشان را نجات داده به سرقسطه بازگرداندند. حسین بن یحیی انصاری بی درنگ او را کشت و به تنهایی بر سرقسطه حکومت کرد.

* در اوت سال 778 م عقبه سپاه شارلمانی درگذرگاه «رنسولس» (Roncesvelles) در کوه های برتات (پیرینه) از سوی «بشکنس» (Basque باسک ها) مورد حمله قرار گرفته و در هم کوبیده شد. فرمانده فرانسوی «رولاند» (Roland) که از نزدیکان شارلمانی بود، در همین عملیات کشته شد.

حملات رومیان

* آناتولی: امپراتور لیون چهارم ، فرزند کنستانتین پنجم لشکری رابرای حمله به آناتولی ترتیب داد و بر مرعش و چند شهر دیگر مستولی گشت. او تمام کسانی را که برای جنگ با او فرستاده شده بودند، کشت و یا اسیر کرد.

درگذشتگان

* ابن أنعم.

* ابو دلامه.

* حمّاد عجرد.

* سفیان ثوری.

ابن أنعم

ابوخالد، عبدالرحمان بن زیاد بن انعم معافری افریقایی از علمایی بود که منصب قضا را به عهده داشت. وی در «برقه» متولد شد و به شجاعت در برخورد با پادشاهان و منع آنان از ظلم و ستم و استبداد، اشتهار داشت. دوبار منصب قضاوت در قیروان را به عهده گرفت. به بغداد رفت و قبل از این که منصور به خلافت برسد، به او ملحق شد. روابط علمی، دوستی ابنانعم و منصور را پیوند می داد. منصور او را دوست و هم نشین خود می دانست. وقتی که منصور به خلافت رسید، او را به همکاری دعوت کرد. او منصور را موعظه کرد و از ارتکاب ظلم و ستم برحذر داشت و بعضی از اعمال منصور را مورد انتقاد قرار داد. از منصور اجازه خواست تا به قیروان بازگردد. منصور نیز به او اجازه داد و او از آن پس، دیگر نزد منصور نیامد. از وی کتاب مسند در حدیث به جای مانده است. او در 92 سالگی در قیروان درگذشت.[1]

ابودلامه

ابودلامه، زند بن جون، منسوب به قبیله بنی اسد از غلامان حبشی و سخنور، فصیح و بذله گویی نکته پرداز بود. پدرش غلام مردی از بنی اسد بود که او را آزاد کرده بود. در کوفه نشو و نما یافت و ندیم عبدالله سفّاح، منصور و مهدی گردید و آنان را با سخنان دلپذیر و شیرین خود به خنده وامی داشت. و با شعرهایی دلپذیر، آنان را مدح می کرد. آنان نیز انعام فراوانی به وی می دادند، امّا به خاطر بی مبالاتی و هرزگی او را به بی دینی متهم کردند. از نکته های شنیدنی وی این است که خود را در مجلس مهدی هجو کرد و گفت:

«ابو دلامه را بگو که او نه از بزرگان است و نه صاحب کرامت و بزرگواری است.

آن هنگام که دستار بر سر می نهد میمون است; و چون آن از سر بر دارد به خوک می ماند».[2]

حمّاد عجرد

ابوعمرو، حمّاد بن عمر بن یونس بن کلیب سوائی، غلام بنی سوائة بن عامر که معروف به عجرد (سخت گیر و تندخو) بود. او شاعری از موالی و اهل کوفه بود که دولت امویان و عباسیان را درک کرد.

میان او و بشّار بن بُرد هجوگویی های زشتی رد و بدل می شد که در آنها هر یک، دیگری را به بی دینی و زندقه متهم می کرد. ناگفته نماند که هر دو به این صفت متهم بودند. او درباره زینب، دختر خواهر محمد بن سلیمان بن علی عباسی اشعاری عاشقانه سرود. چون از خشم محمد آگاه شد، به اهواز گریخت و در همان جا ترور شد.[3]

سفیان ثوری

سفیان بن سعید بن مسروق ثوری از بنی ثور بن عبد مناة و از مضریان بود. در علوم دینی و تقوا سرور و سرآمد مردم عصر خود به شمار می رفت) 1( در زمان خود، «امیر» علم حدیث شناخته می شد. وی از پیشوایان و مجتهدینی بود که پیروان فراوانی داشت.

خلیفه، منصور او را برای تصدی منصب قضاوت دعوت کرد، امّا وی از پذیرش آن خودداری نمود. خلیفه، مهدی نیز او را فرا خواند و ضمن حکمی او را متصدی امر قضاوت کوفه کرد، براین اساس که هیچ کس به احکامی که وی صادر می کند اعتراض نکند، اما او حکم خلیفه را گرفت و بیرون رفت و آن را در دجله انداخت و خود نیز فرار کرد. مأموران، در همه شهرها به دنبال او رفتند، ولی او را نیافتند. بعدها روشن شد که وی در بصره ـ در حالی که هنوز متواری بود ـ درگذشته است. وی به هنگام مرگ 64 سال داشت.[4]

پی نوشت ها



[1] . پنج شنبه اوّل محرم سال 161 = نهم اکتبر سال 777 ; پنج شنبه 26ربیع الاول سال 161 = اوّل ژانویه سال 778 .


[2] . الاعلام زرکلی، ج 4، ص 78 ; تاریخ بغداد، ج 10، ص 214.


[3] . الاعلام زرکلی، ج 3، ص 134 ; وفیات الاعیان، ج 2، ص 320 ; الأغانی،

[ 1 ] . الاعلام زرکلی، ج 4، ص 78 ; تاریخ بغداد، ج 10، ص 214.

[ 2 ] . الاعلام زرکلی، ج 3، ص 134 ; وفیات الاعیان، ج 2، ص 320 ; الأغانی، ج 10، ص235 و 273 ; تاریخ بغداد، ج 8 ، ص 488 ; البدایة والنهایه، ج 10، ص 134 ; معجم الادباء، ج 10، ص 165 ; طبقات الشعراء، ص 54 ; الشعر والشعراء، ص 660 ; شذرات الذهب، ج 1، ص 249 ; الکتّاب والوزراء، ص 96 ; بروکلمان، تاریخ الشعوب الاسلامیه، ج 2، ص 18 ; دائرة المعارف الاسلامیه، ماده «ابو دلامه».

[ 3 ] . الاعلام زرکلی، ج 2، ص 302 ; وفیات الاعیان، ج 2، ص 210 ; تاریخ بغداد، ج 8 ، ص 148 ; الأغانی، ج 14، ص 321 ; البدایة والنهایه، ج 10، ص 114 ; معجم الادباء، ج 10، ص 249 ; طبقات الشعراء، ص 67.


[4] . الاعلام زرکلی، ج 3، ص 158 ; وفیات الاعیان، ج 2، ص 386 ; الطبقات الکبری، ج 6، ص 371 ; تاریخ بغداد، ج 9، ص 151 ; البدایة والنهایه، ج 10، ص 137 ; تذکرة الحفّاظ، ج 1، ص 203 ; العبر، ج 1، ص 235 ; الفهرست، ص 314 ; حلیة الاولیاء، ج 7، ص 270 ; المعارف، ص 497.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 383
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست