responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 39

کرده و میان آنان تفرقه اندازد. او نیز چنین کرد و نقشه‌اش با موفقیت همراه شد.[1]

دیگر این‌که به فرمان الهی بادی سخت بر ارتش قریش و همپیمانانش وزیدن گرفت و خیمه‌های آنان را از جای کند، دیگ‌ها سرنگون و دهان‌ها و چشم‌ها از شن پر شد. خداوند با اشاره به این امداد می‌فرماید: « یا ایها الذین آمنوا اذکروا نعمة الله علیکم اذ جاءتکم جنود فارسلنا علیهم ریحاً وجنوداً لم تروها وکان الله بما تعملون بصیراً»[2].

احزاب از انتظار بیش از حد و طولانی شدن محاصره به ستوه آمده و در پی بازگشت برآمدند و قریش نیز در حالی که خشم خود را فرو می‌خورد به عقب بازگشت. در این‌باره خداوند می‌فرماید: « وردّ الله الذین کفروا بغیظهم لم ینالوا خیراً وکفی الله المؤمنین القتال»[3].

داوری سعد بن معاذ درباره رفتار یهود بنی‌قریظه

36 ـ پیامبر گرامی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله سپاهی را فراهم آورد و به سوی بنی‌قریظه رفت تا آنان را به دلیل پیمان‌شکنی‌شان مجازات کند. آنان در قلعه‌های خود پناه گرفتند و هنگامی که حلقه محاصره تنگ‌تر شد، خواستار داوری سعد بن معاذ (که پیش از این با او هم‌پیمان بودند) شدند. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله پذیرفت و سعد، حکم به قتل مردان و اسارت زنان و کودکانشان داد. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نیز حکم سعد را تأیید کرد.

هر کس درباره موضع یهودیان مدینه نسبت به مسلمانان اندکی تأمل ورزد، درمی‌یابد که آنان بر اساس کینه و فریب با پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله پیمان می‌بستند، و همواره در پی خیانت به آن حضرت و مسلمانان بودند. بنی‌قینقاع نسبت به پیرزوی مسلمانان در بدر حسد ورزیده و در صدد انتقام‌گیری از آنان برآمدند. بنی‌نضیر نیز به قصد ترور پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله وارد عمل شده، ولی موفق نشدند. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله تنها به اخراج این دو گروه از مدینه اکتفا کرد، اما وقتی بنی‌قریظه در سخت‌ترین جنگی که برای نابودی مسلمانان و غلبه بر دولت اسلام به راه انداخته شد، با جنگ علیه مسلمانان، دشمنی خود را نسبت به آنان آشکار کردند، دیگر در مجازات آنان ملایمت روا نبود.

چرخش مسلمانان از حالت دفاعی به حالت تهاجمی

37 ـ وقتی مدینه از یهودیان خالی و اسلام از حسادت و رقابت آنان ایمن شد و مسلمانان از مکر و فریبشان رهایی یافتند، از حالت دفاعی خود درآمده و به وضعیت تهاجمی روی کرده و از سکون به حرکت درآمدند، چرا که دیگر ممکن نبود این دعوت در محدوده مدینه باقی بماند. به همین جهت به عرب‌ها فرمان داده شد تا برای تبلیغ و گسترش دین و معرفی آن به جهانیان حرکت کنند. قریش نیز از این دعوت مستثنا نبود و نباید پرچم بت‌پرستی در مکه که خانه خدا در آن قرار

داشت، برافراشته می‌ماند.

38 ـ پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به جنگ با قبایل مشرک و یاری‌دهنده قریش پرداخت ( 11) تا ثابت کند که مسلمانان، نیرومندند و پس از جنگ احد و خندق دچار سستی نشده‌اند. حضرت در این جنگ پیروز شد و با غنایم بسیاری بازگشت. از این پس قبایل دانستند که توان جنگ با مسلمانان را ندارند.

جنگ‌طلبی و متارکه جنگ: صلح حدیبیه

39 ـ در اواخر ماه شوال سال ششم هجری، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله اعلام کرد که برای انجام عمره، عازم مکه است و اصحاب خویش را به حرکت بدان سوی برای انجام عمره فرا خواند. آنان از خبر زیارت کعبه که سال‌ها از آن محروم شده بودند، خشنود شدند. خوشحال‌تر از همه مهاجرین بودند، چرا که شوق دیدار وطن و بستگانِ مانده در مکه نیز در آنان وجود داشت. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله با 1500 تن از مهاجرین و انصار که از ابزار جنگ جز شمشیرهای در غلاف، چیزی به همراه نداشتند، حرکت کرد. آنان احرام به تن کردند تا به قریش اطمینان بدهند که برای انجام عمره آمده‌اند و بر سر جنگ نیستند و شمشیرهایشان تنها برای دفاع در برابر خطرهای احتمالی است. کاروان مسلمانان به حدیبیه (در نزدیکی مکه) رسید. هنگامی که قریش از حرکت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و یارانش آگاه شد از دادن اجازه ورود به آنان خودداری کرد. ماه ذی‌القعده (از ماه‌های حرامی که جنگ درآن ممنوع بود) فرا رسید. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله عثمان بن عفان را که نزد آنان گرامی بود، برای مذاکره با قریش فرستاد، بازگشتِ او به طول انجامید و [در بین مسلمانان [شایع شد که وی کشته شده است. در این‌جا پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بر آن شد تا اگر قریش با او به نبرد برخیزد و حرمت ماه حرام را بشکند به زور وارد مکه شود ( 12 [) چرا که] خداوند به مسلمانان اجازه نبرد با آنان و جلوگیری از تجاوزشان را داده و فرموده است: « الشهر الحرام بالشهر الحرام والحرمات قصاص فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم واتقوا الله واعلموا ان الله مع المتقین»[4] ( 13) .

مسلمانان به تصمیم پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله که در سایه درختی نشسته بود پاسخ مثبت گفتند و پیمان بستند که تا پای جان وی را یاری کنند. خداوند بیعت‌کنندگان را ستود و در آیه‌ای که به همین مناسبت نازل شد از آنان اظهار رضایت کرد: « لقد رضی الله عن المؤمنین اذ یبایعونک تحت الشجرة فعلم ما فی قلوبهم فانزل السکینة علیهم واثابهم فتحاً قریباً»[5] و این همپیمانی «بیعت رضوان» خوانده شد.

40 ـ عثمان آن‌گونه که شایع شده بود، کشته نشد و به حدیبیه بازگشت در واقع او در گفت وگوی با قریش معطل مانده بود تا ترس آنان را از ورود مسلمانان، بزداید، ولی درخواست اصلی قریش این



[1] . ر.ک : شرح حال نُعَیْم بن مسعود اشجعی در قسمت درگذشتگان سال سی‌ام هجری.


[2] . احزاب (33) آیه9 : ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از نعمتی که خدا به شما داده است یاد کنید، بدان هنگام که لشکرها بر سر شما تاخت آوردند و ما باد را و لشکرهایی را که نمی‌دیدید بر سرشان فرستادیم، و خدا بدانچه می‌کردید، بینا بود.


[3] . احزاب، (33) آیه25 : خدا کافرانِ کینه‌توز را بازپس زد. اینان به هیچ غنیمتی دست نیافتند. و در کارزار، مؤمنان را خدا بسنده است.


[4] . الواحدی، اسباب نزول القرآن، ص 29 ـ 30 ؛ سوره بقره (2) آیه 194 : این ماه حرام در مقابل آن ماه حرام و شکستن ماه‌های حرام را قصاص است. پس هر کس بر شما تعدی کند، به همان اندازه تعدی‌اش بر او تعدی کنید و از خدا بترسید و بدانید که او با پرهیزکاران است.


[5] . فتح (48) آیه18 : خدا از مؤمنان آن هنگام که در زیر درخت با تو بیعت کردند، خشنود گشت و دانست که در دلشان چه می‌گذرد. پس آرامش برآنها نازل کرد و به فتحی نزدیک پاداششان داد.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 39
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست