نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : --- جلد : 1 صفحه : 40
بود که مسلمانان را وادار سازند که در آن سال از ورود به مکه خودداری کرده و در سال بعد برای انجام عمره به مکه بازگردند تا مبادا اعراب بگویند که قریش توسط مسلمانان به ذلت افتاده و از این بابت آنان را سرزنش کنند. پیامبر صلیاللهعلیهوآله با درخواست قریش موافقت کرد و بر این اساس پیمانی میان او و قریش منعقد شد که به «صلح حدیبیه» شهرت یافت. براساس این صلحنامه، مدت ده سال میان آنان آتش بس برقرار شد. این قرارداد در بردارنده شروطی بود از جمله این که مسلمانان باید تازه مسلمانی را که بدون اجازه مولایش به سوی آنان میآمد، باز میگرداندند، ولی قریش موظف نبود مسلمانانی را که به آنان میپیوستند، بازگرداند. همچنین اگر کسی خواست به پیمان قریش بپیوندد و نیز هر غیرقرشی که مایل به همپیمانی با محمد است، مجاز باشد که چنین کند. پیوستن به پیمان هر کدام، لزوم یاری کردن همپیمان را ایجاب میکرد. بعد ازآن، خزاعه با رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و بنیبکر با قریش همپیمان شدند.[1]
حمله به شهرهای یهودینشین
41 ـ آتشبس میان پیامبر صلیاللهعلیهوآله و قریش، به او فرصت داد تا با بازمانده یهودیان در جزیرة العرب به نبرد بپردازد. در میان یهودیان مدینه، مهاجرانی از یهود بودند که در خیبر، وادی القری، فدک و تَیْماء اقامت داشتند. این مناطق، شهرهای مرزی واقع میان حجاز و سرزمین رومیان بودند. یهودیانِ آن شهرها، اعراب را علیه مسلمانان میشوراندند. از این رو، پیامبر صلیاللهعلیهوآله حملهای را علیه اعراب تدارک دید و آنان را به فرمان خویش درآورد. پس از آن رهسپار خیبر شد و آن را فتح کرد و یهودیان دیگر شهرها نیز بدون جنگ تسلیم شدند. پیامبر صلیاللهعلیهوآله نسبت به یهودیان تسامح روا داشت، آنان را در زمینهایشان باقی گذاشت و به گرفتن «مقاسمه» از محصولات زراعی آنها اکتفا فرمود.[2] هدف پیامبر صلیاللهعلیهوآله این بود که قدرت یهود را کاسته و شوکت آنان را درهم بشکند تا سپاهیان مسلمانی را که آن حضرت قصد فرستادنشان به شام داشت از توطئه آنان ایمن بمانند.
عمرة القضا
42 ـ نخستین سال آتشبس سپری شد و پیامبر صلیاللهعلیهوآله با تمام مسلمانان برای قضای عمره به سوی مکه حرکت کرد. آنان طبق قرارداد صلح حدیبیّه، سه روز در مکه ماندند و سپس از آنجا خارج شدند. قرشیان از نزدیک رفتار مسلمانان را دیدند و آنان را مردمانی دیگر یافتند که اسلام، به آنان شخصیتی نو بخشیده بود. از این رو بسیاری از قرشیان به تفکر و تأمل در مبانی اسلام پرداختند و دیری نپایید که گروههایی از آنان به مدینه آمده و اسلام آوردند، از جمله آنان خالد بن ولید،
عمرو بن عاص و عثمان بن طلحه که از بزرگان و قهرمانان قریش بودند و پیش از آن در نبرد با مسلمانان شرکت داشتند.
نامههای پیامبر به اُمرا و پادشاهان
43 ـ پس از پیروزیهای پیامبر صلیاللهعلیهوآله به دنبال صلح حدیبیه، اسلام در جزیرة العرب گسترش یافت و پیامبر صلیاللهعلیهوآله در صدد برآمد که پادشاهان و حکمرانان مناطق همجوار را به اسلام دعوت کند. وی نامههایی توسط سفیران برای آنان فرستاد و به اسلام دعوتشان کرد. برخی چون منذر بن ساوی، امیر بحرین، دعوتش را اجابت کرده و برخی دیگر سفیران را نپذیرفتند. بعضی از آنها، چون پادشاه روم و مقوقس، بزرگ مصر، دعوتش را توأم با احترام رد کردند و کسانی نیز گستاخانه آن را رد کردند، از آن جمله خسرو پرویز، پادشاه ایران بود که نامه پیامبر صلیاللهعلیهوآله را پاره کرد و دیگری شرحبیل، امیر غسّان بود، که به تمسخر پیامبر پرداخت و حارث بن عمیر ازدی، سفیر پیامبر صلیاللهعلیهوآله را به قتل رساند. ( 14)
انتقام قتل حارث بن عمیر سفیر پیامبر: جنگ موته
44 ـ قتل این سفیر بر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بسیار گران آمد. از این رو سپاهی متشکل از سه هزار جنگجو به فرماندهی زید بن حارثه برای جنگ با غسّانیان تجهیز کرد. وقتی آنان از این قضیه اطلاع یافتند از همپیمانان رومی خود یاری خواستند. رومیان نیز با سپاهی عظیم به یاریشان شتافتند. شور و حماسه مسلمانان آنان را در «موته» به مقابله با این ارتش واداشت. زید بن حارثه فرمانده لشکر اسلام، در این نبرد به قتل رسید. سپس عبدالله بن رواحه و جعفر بن ابیطالب عهدهدار فرماندهی [چنانکه پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرموده بود [شدند، که آنان نیز به شهادت رسیدند. هنگامی که ارتش اسلام سه فرمانده خود را از دست داد، پیشنهاد شد خالد بن ولید فرماندهی سپاه را به عهده گیرد. خالد دریافت که ادامه جنگ به نابودی سپاهیان مسلمان منجر میشود. بدین جهت با نقشه نظامی شگفتانگیزی عقبنشینی کرد، به اینگونه که در پشت سپاه در حال عقبنشینی گرد و غباری به پا کرد، که رومیان گمان کردند نیروی بزرگی از مدینه برای کمک به آنان آمده است. ترفند خالد آنان را ترسانده بدین روی، از تعقیب ارتش فراری دست کشیدند.[3] با این عقبنشینی، مهارت جنگی خالد آشکار شد و در شمار سردارانی درآمد که پرچم اسلام را برافراشتند. ( 15)جنگ موته سرآغاز مبارزه برای فتوحات اسلامی در خارج از جزیرة العرب بود.
فتح مکه
45 ـ سال هشتم هجرت فرا رسید و شمار مسلمانان با اسلام آوردن بسیاری از قبایل، فزونی یافت. خداوند خواست که قریش پیمان خود
[1] . تاریخ طبری، ج 2، ص 9 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 2، ص 204 ؛ بلاذری، فتوح البلدان، ص 37.