responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 41

را با مسلمانان بشکند، بدین ترتیب که قبیله بنی‌بکر، هم‌پیمان قریش، نسبت به قبیله خزاعه، هم‌پیمان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله دشمنی ورزید. قریش به یاری هم‌پیمانان خویش شتافت و خزاعه نیز از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله یاری خواست. پیامبر باید همان‌گونه که در پیمان حدیبیّه آمده بود، به آنان یاری می‌رساند.[1] ( 16)فرصتی مناسب برای فتح مکه بدست آمد. قریش، با اسلام آوردن بیشتر قبایل عرب، در انزوا قرار گرفته و از سوی دیگر در جنگ‌هایی که با مسلمانان داشت، بسیاری از جنگ‌آوران خود را از دست داده بود و بعضی از قهرمانانشان نیز به مسلمانان پیوسته بودند.

46 ـ پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله از مهاجرین و انصار سپاه بزرگی سامان داد و قبایلی که اسلام آورده بودند نیز به او پیوستند. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله اعلام کرد به سوی مکه می‌رود تا با قریش که عهدشکنی کرده بود، نبرد کند. ( 17) ارتش اسلام با پیروی از فرمانده بزرگ خویش در بیرون مکه اردو زد. قریش متوجه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله با گروه انبوهی از عرب‌ها شد و دریافت که توان جنگِ با آنان را ندارد، به‌ناچار تسلیم شد. عباس عموی پیامبر، همراه ابوسفیان نزد آن حضرت آمد و ضمن اسلام آوردن، دروازه‌های بلد الحرام (مکه) را برای پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله گشودند. سپاه اسلام پیش از ورود به مکه در حضور آن دو و در مقابل پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله با شعار « وقل جاء الحق وزهق الباطل ان الباطل کان زهوقاً»[2] به نمایش قدرت پرداخته و از برابر آنان گذشتند.

پیامبر همراه با سپاه وارد مکه شد و در حالی‌که بر شتر خود سوار بود به سوی کعبه رفت و به شکستن بت‌ها و محو تصویرها از دیوارهای کعبه پرداخت. سپس به بلال حبشی فرمود تا بر بام کعبه رفته با اذان گفتن، شکست همیشگی و پیچیده شدن بساط شرک را از مکه به صورت رسمی اعلام کند. ابوسفیان به بلال که صدایش به اذان بلند بود، می‌نگریست، آهسته در گوش عباس گفت: ای کاش پسر برادرت این افتخار بزرگ را به من وا می‌گذشت.

جنگ ثقیف و هوازن

47 ـ بدین‌گونه قریش به صفوف مسلمانان پیوست و همراه آنان در سپاهی که به جنگ دو قبیله هوازن و ثقیف که از پذیرش اسلام سرباز زده، می‌رفت، شرکت جست. مسلمانان در «وادی حنین» با هوازن روبه‌رو و پس از نبردی سخت برآنان چیره شدند، درحالی که اگر ایستادگی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نبود مسلمانان شکست می‌خوردند. مسلمانان سپس قبیله ثقیف را در شهرشان «طائف» محاصره کردند و آنان به ناچار تسلیم شدند و بدین‌ترتیب دو قبیله ثقیف و هوازن نیز اسلام آوردند. ( 18)

جنگ تبوک و دومة الجندل

48 ـ سال نهم هجری فرا رسیده بود. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله پس از فتح مکه به مدینه بازگشت و سپاهی بزرگ، شامل چهل هزار مرد جنگی فراهم آورد و با آن سپاه به سوی موته حرکت کرد تا انتقام آن‌چه بر مسلمانان در آن منطقه رفته بود، بگیرد. وقتی به تبوک رسید در آن‌جا اردو زد. رومیان از لشکرکشی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله آگاه شدند، ولی برای جنگ با او پیش نیامدند، چرا که مواجهه با این سپاه بزرگ، که فرماندهی آن را مردانی به عهده داشتند که در قاموس آنان فرار معنا نداشت، هراسناکشان کرده بود. پس از آن که پیامبر در صدد هجوم برآمد، رومیان در داخل شهر حالت دفاعی گرفتند. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله تنها به ایجاد ترس در آنان اکتفا کرد و با شهرهای مسیحی‌نشین مرزی پیمان‌هایی منعقد ساخت، آنان را برای عبادت بر طبق دین خودشان آزادی داد و در مقابل، آنان به پرداخت جزیه متعهد شدند.

در همان هنگام مردمِ دومة الجندل، شورش کرد و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله خالد بن ولید را به فرماندهی گروهی به سوی آنان فرستاد. خالد، آنان را به تسلیم واداشت و رهبرشان اکیدر بن عبدالملک را به اسارت گرفت ( 19) و او را به مدینه آورد. او نیز مسلمان شد و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله با او پیمانی بست و او را به میان خویشانش بازگرداند. جنگ تبوک آخرین جنگ پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله بود.[3] ( 20)

اسلام آوردن نمایندگان قبایل عرب

49 ـ وقتی پیروزی‌های پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله در فتح مکه و اسلام آوردن قریش و ثقیف و هوازن و نیز تسلیم شدن امیر دومة الجندل و بستن قرارداد با شهرهای مرزی شمالی توسط پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله و تعهد آنان به پرداخت جزیه، به گوش اعراب رسید، هیئت‌های نمایندگی قبایل عرب از هر سو می‌آمد تا اسلام خود را اعلام کنند. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله نیز مبانی و اصول اعتقادی اسلام را به آنان می‌آموخت و یکی از صحابه را با آنان می‌فرستاد تا به آنان شعایر و آیین‌های دینی را آموخته و احکام اسلام را برایشان بیان کند.

هشدار به اعراب مشرک

50 ـ به کسانی که بر شرک خویش باقی مانده بودند، چهار ماه فرصت داده شد. این چهارماه همان ماه‌های حرامی بود که جنگ در آن ممنوع اعلام شده بود.[ 4 ] ( 21)اگر این ماه‌ها می‌گذشت و آنان مسلمان نمی‌شدند، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله دستور جنگ با آنان را می‌داد تا شرک را از جزیرة العرب ریشه‌کن کند.

برای این هشدار، این آیه قرآنی در آغاز سوره توبه (معروف به سوره برائت) نازل شد: « براءة من الله ورسوله الی الذین عاهدتهم من



[1] . تاریخ طبری، ج 2، ص 42.


[2] . اسراء (17) آیه81 : بگو : حق آمد و باطل نابود شد، حقا که باطل نابودشدنی بود.


[3] . تاریخ ابن اثیر، ج 2، ص 276 ـ 281.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 41
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست