responsiveMenu
فرمت PDF شناسنامه فهرست
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 49

گفت: «خداوند وردان و تدبیرش را بکشد! به جانم سوگند که وردان آن‌چه در نهادم بود، نمایاند.»[1] ( 76)

79 ـ عمرو با دو پسرش بر معاویه در شام وارد شد. مردم آن‌جا را دید که نزد معاویه نشسته و او را به خون‌خواهی عثمان می‌خوانند. عمرو آنان را بر حق دانست و به طلب خون عثمان مظلوم ترغیبشان کرد. معاویه به او توجهی نکرد، چون می‌دانست که وی خود در انگیزش مردم علیه عثمان نقش داشت و نیز می‌دانست که با شنیدن خبر قتل عثمان گفت: من عثمان را کشتم (منظور برانگیختن مردم به قتل عثمان بود).[2] وقتی عمرو، متوجه رویگردانی معاویه شد به او روی کرد و گفت: به خدا قسم، از تو تعجب می‌کنم، من که با تمام توان به یاری‌ات آمده‌ام، اعراض می‌کنی! به خدا سوگند از آن رو در رکاب تو می‌جنگیم که خون خلیفه را طلب می‌کنیم و در قلب ما همان است. وقتی با کسی می‌جنگیم که سابقه و فضل و نزدیکی‌اش به پیامبر را می‌دانی، ولی دنیا را خواستیم. معاویه با او از در آشتی درآمد و او را مقرّب داشت.[3]

نبرد صفّین و ماجرای حکمیت

80 ـ معاویه به طرد سهل بن حنیف اکتفا نکرد، بلکه سفیری نزد علی فرستاد و از او خون عثمان را مطالبه کرد.[4] علی بر آن شد که با معاویه بجنگد و به همین جهت ارتشی از مردم عراق فراهم آورد. معاویه نیز سپاهی از مردم شام گرد آورد. دو سپاه در محلی به نام «صفین» و بر کرانه فرات با یک‌دیگر روبه‌رو شدند و جنگ یازده ماه به طول انجامید. چیزی به پیروزی علی نمانده بود که عمرو بن عاص به معاویه پیشنهاد کرد قرآن را بر سر نیزه‌ها بالا ببرند و بخواهند که کتاب خدا در مورد تعیین یکی از آن دو به عنوان خلیفه داوری کند. علی که می‌دانست این فریبی است که عمرو بن عاص طراح آن است، تصمیم گرفت آن را ردّ کند، ولی گروهی از سپاهش وی را به پذیرش آن واداشتند و او با بی‌میلی و از ترس بروز فتنه در میان سپاه به آن تن داد. در خصوص انتخاب ابوموسی اشعری به عنوان حَکَم نیز، باز علی در مقابل رأی همان‌ها کوتاه آمد. معاویه عمرو بن عاص را به عنوان نماینده خود برگزید. عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر کوشیدند ( 77) تا علی را به گزینش یکی از آن دو به عنوان حَکَم قانع کنند، اما علی پیشنهادشان را نپذیرفت. دو حکم در دومة الجندل یا در نزدیکی آن، به نام «أذرح» با یک‌دیگر ملاقات و مذاکره کرده و بر عزل هر دو و واگذاری امر خلافت به مسلمانان توافق کردند تا مسلمانان هر که را می‌خواهند به خلافت برگزینند. وقتی مردم برای شنیدن نتیجه حکمیت گرد آمدند، عمرو بن عاص، ابوموسی را به این بهانه که وی در مسلمانی با سابقه‌تر و از نظر سن بزرگ‌تر است برای اعلام نتیجه پیش

انداخت. ابوموسی پیش آمد و گفت: ما توافق کردیم که هر یک از ما طرف خود را عزل کند و انتخاب خلیفه بر عهده مسلمانان باشد تا هر که را بخواهند انتخاب کنند. آن‌گاه عمرو بن عاص پیش آمد و گفت: من با تصمیم ابوموسی در خلع طرفش ؛ یعنی علی موافقم، ولی من طرف خود را تثبیت می‌کنم، زیرا وی عثمان را یاری کرد و خونخواه اوست و شایسته‌ترین مردم برای جانشینی عثمان است. عمرو بن عاص بدین‌گونه از غفلت ابوموسی بهره جست و خواسته خویش را عملی ساخت.[5]

پی‌آمدهای جنگ صفین

81 ـ نبرد صفین دو پی‌آمد مهم داشت:

اول: شکافی بود که در سپاه علی به وجود آمد. این امر پس از بالا بردن قرآن بر سر نیزه‌ها بود که به ابتکار عمرو بن عاص صورت گرفت. عده‌ای با علی و گروهی علیه او شدند. عمرو خود به هنگام پیشنهاد چنین پی‌آمدی را انتظار داشت. علی پس از امضای قرارداد حکمیت به کوفه بازگشت، اما همانان که او را به پذیرفتن حکمیت مجبور و ابوموسی را بر او تحمیل کرده بودند، با وی به مقابله برخاسته به روی‌گردانی از حکمیت و جنگ با معاویه پای فشردند و از او خواستند تا مانند آنان، از عمل خویش توبه کند.

به گمان ایشان اگر علی چنین نمی‌کرد مرتکب گناه کبیره‌ای شده که موجب کفر و اباحه قتل است. [روشن است که [علی درخواست آنان را رد کرد. خدعه و نیرنگ عمرو بن عاص ـ که نتیجه آن، تفرقه در سپاه علی بود ـ بدین‌گونه کارگر افتاد. جداشدگان به «حروراء» رفتند و نقض بیعت با علی را اعلام کردند، به آن دلیل که او برخلاف عهد مردم که خلیفه شرعی‌اش می‌دانستند، عمل کرده است. او نمی‌بایست حکمیت را ـ به ویژه ـ از طرف کسی که خلیفه نبود، بپذیرد. معاویه یکی از کارگزاران دولت بود و روا نبود در حکمیت همطراز علی به عنوان خلیفه به شمار آید. از این رو درخواست حکمیت از اساس باطل است.[6] علی برای مقابله با آنان [که در تاریخ خوارج نام گرفته‌اند [سپاهی فراهم کرد که در نهروان با یک‌دیگر روبه‌رو شده و نبردی سخت میانشان درگرفت. بسیاری از خوارج در آن کشته شده و عده‌ای که نجات یافتند به ناحیه اهواز گریختند. همراهان علی، شیعه نام گرفتند. و از آن پس عنوان شیعه تنها درمورد پیروان علی به کار رفت ( 78) و مخالفان او به نام خوارج یا حروریه (منسوب به حروراء) شناخته شدند.

دوم: تجزیه دولت اسلامی به دو بخش که هر یک خلیفه‌ای مستقل داشت. مردم شام با معاویه بیعت کردند و علی خلیفه مناطق دیگر بود. معاویه از سرگرمی علی به جنگ با خوارج بهره جست و بر حجاز و



[1] . البدایة والنهایه ، ج 7، ص 134 ؛ النجوم الزاهره، ج 1، ص 63 و 64.


[2] . تاریخ طبری، ج 4، ص 560 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 3، ص 274 و 275.


[3] . تاریخ طبری، ج 4، ص 560 و 561 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 3، ص 275 ؛ اخبار الطوال، ص 157 و 158.


[4] . اخبار الطوال، ص 162.


[5] . تاریخ طبری، ج 4، ص 563 ؛ همان، ج 5، ص 5 ـ 93 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 3، ص 349 ـ 376.


[6] . تاریخ طبری، ج 5، ص 64 ـ 93 ؛ تاریخ ابن اثیر، ج 3، ص 334 ـ 341.

نام کتاب : رویدادهای تاریخ اسلام نویسنده : ---    جلد : 1  صفحه : 49
   ««صفحه‌اول    «صفحه‌قبلی
   جلد :
صفحه‌بعدی»    صفحه‌آخر»»   
   ««اول    «قبلی
   جلد :
بعدی»    آخر»»   
فرمت PDF شناسنامه فهرست